Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

به منــاسبت جشــن نــوروز و فــرا رســیدن ســال ١٣٩۵هجــری خورشــیدی PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - تاریخــــــی
نوشته شده توسط نوروز علی ثابتی   
چهارشنبه ، 4 فروردين 1395 ، 09:24

به منــاسبت جشــن نــوروز و فــرا رســیدن ســال ١٣٩۵هجــری خورشــیدیمقدمه:
گویند که تمدّن بشری از قارۀ آسیا نشئت نموده و آریایی ها اولین ملتی بودند که تمدّن بشری را پایه گذاری نموده و به حد اعلا آنرا رسانیده اند. در زمینه از تمدن چین باستان، مصر باستان، و روم باستان نباید چشم پوشید که شاهد این مدعا دیوار بزرگ چین، اهرام مصر، و.... هستند.
اما، برای اولین بار که در تاریخ بشری ثبت گردیده همانا حکومت داری خوب، توجه به مجتمع مدنی، و حقوق انسانی، و حتی حقوق اقلیت های دینی، قومی، و نژادی در بطن تمدن آریایی ها بار ور گردید، و در دامان این ملت بزرگ پرورده شد و بحد پختگی رسید.
اگر ما به عهد نامه و یا منشور کوروش کبیر که اولین منشور حقوق بشر به شمار می آید، در نظر گیریم، مصداق این مدعا است که مردمان یهودی که سر زمین آنها در سال 587 پیش از میلاد توسط بُختُ نَصَّر دوم، امپراتور بابلی (به عربی نِبُوخَذنِصَّر، و به انگلیسی Nebuchadnezzar II) خراب گردید، و آنها را بطور اسیر به بابل انتقال داد، برای 50 سال ذلت و خواری در گرو بابلیان بودند، و از آنها به طور برده کار گرفته شد، آزاد شدند، و بیشتر شان به کشور آبایی خود بر گردانده شدند و هر کس آزاد شد مطابق به دین و عقیده خود عمل نمایند.
در سال 538 پیش از میلاد (یعنی 2554 سال پیش از امروز)، کوروش کبیر بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی، این زمینه را هموار کرده بود، و مردمان آریایی در جستجوی راهکار های تازه برای زندگی بهتر در یک حوزه مدنیت فعال و پویا، گام هایی استوار برداشته بودند. یکی از این پیشرفت های مدنی و تاریخی، دانستن گردش نظام خورشیدی بود که بشر در آن وقت به اهمیت آن پی برد. در زیر چند تصویر که نمایاننده مدنیت های بزرگ گذشته هستند که از 2000 تا 5000 سال پیش از اسلام قدامت تاریخی دارند. حتی از اهرام مصر، کسی تاریخ دقیق ساختن آنها را نمی داند.

قدامت تاریخی نوروز
در کتاب « نوروز نامۀ » نوشته عمر خیام نیشاپوری و کتاب « آثار الباقیه عن القرون الخالیه » (آثار بجا مانده از قرن های گذشته) نوشته ابو ریحان بیرونی، شاهنامۀ فردوسی، تاریخ رسایل و ملوک جریر طبری، تاریخ بیهقی، تاریخ زین الاخبار گردیزی در مورد نوروز و جایگاه تاریخی آن نوشته هایی دارند.
اینکه چی وقت برای اولین بار از رسم نوروز در تاریخ بشری جشن گرفته، دقیقاً معلوم نیست. ولی همه تاریخ نگاران متفق اند که یما، پادشاه آریایی ها که در تواریخ بیشتر بنام جمشید مشهور است، روز نوروز را اعلان کرده تا جشن گرفته شود (برای معلومات بیشتر به کتاب های نوروز نامه و آثار الباقیه مراجعه گردد).
در حقیقت، جشن گرفتن نوروز، یک تحول تازه در فکر و بینش انسان ها نسبت به پدیده های طبیعی، بخصوص در قسمت تفحص در خارج از کرّه زمین بود. آنها دریافتند که خورشید در عرض یک سال (365 روز) از مبدایی که آغاز به گردش شروع کرده، واپس به آن نقطه می رسد. این یک تحول عظیم در قسمت شناخت ستاره شناسی بود. آنها دریافته بودند که فلک به دوازده بخش تقسیم شده که هر بخش آن برج گفته می شود، و آفتاب هر یک از این بروج را برای مدت سی روز (و یا کم و بیش) طی می کند. البته به نظر آنها زمین ساکن بوده، و خورشید به دور زمین می چرخد. (اما این زمین است که به دور خورشید می چرخد).
بعد از این کشف جدید، که آفتاب بعد از 365 روز گردش باز به جای اصلی آن می آید، که در آنجا نقطه اعتدال می باشد، طول روز و شب مساوی می گردد، و همچنان نقطه اعتدال میان گرمی و سردی هم است. زمانی که آنها به این کشف بزرگ نایل شدند، آنرا بنام روزِ نو یاد کردند. یعنی اولین روز آغاز سال بعدی. که از رسیدن خورشید به برج فروردین خبر می دهد و خورشید باز حرکت به مدارش را آغاز می کند. بعداٌ همان کشف روزِ نو به «نوروز » مشهور گشت. خورشید در هر سال دو بار در نقطه اعتدال می رسد که در اول حمل و اول میزان است که درازای روز و شب یکی می گردد، و آریایی ها هر دو مورد را جشن گرفته اند بنام های جشن نوروز و جشن مهرگان. ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ  
جمشید پادشاه آریایی ها، این روز را روز خوشی اعلان کرد و از تمام مردمان خواست تا این روز را گرامی بدارند، و آنرا جشن بگیرند، و استقبال کنند.
شاید جمشید برای چند دلیل این روز را جشن گرفته است:
جشن گرفتن کشف تازه که در حقیقت در آنزمان برای انسان ها به چنین چیزی یک چیز شگفت آور بود. و خوب کشف هم بوده، زیرا در آنزمان تلسکوپ و یا سفینه فضایی وجود نداشته که از طریق آن در مورد آنچه در فضا بگذرد، آگاهی داشته باشند. و این الهامی است که برای بشر آمده، در غیر آن محال است که در مورد چیزی نادانسته سخن گویند. اگر چنین نمی بود، ساینس امروز، بر نظریات آنها خط بطلان می کشید!
باالفرض، اگر گیریم که این یک روز اجتماعی آنقدر مهم نیست که از آن استقبال به عمل آید. این هم یک فرضیه باطل است. چون، این روز یک روز « اجتماعی انسانی » نیست، بلکه یک روز طبیعی و بیولوژیکی است. بخاطری که زمانی که باد بهاری وزیدن گیرد، و عطر آن به مشام هر زنده جانی برسد، از خواب غفلت بر می خیزد، و به جهش و جنبیدگی، و بالندگی خود ادامه می دهد و به آیه یحیی الموتی مصداق عمل می بخشد . تمام خزندگان خون سرد جنبیدن می گیرند، درختان و گیاهان هم بیدار شده و به بالندگی شان ادامه می دهند، پرندگان از شادی زندگی نو، آواز های نغز و دلنشین خوشی را می سرایند، هر کدام با جفت خود در هر کناری از جهان از زندگی لذت می برند. زیرا که بهار مایه و منشاء زندگی است. اگر انسان ها هم آنرا جشن نگیرند، طبیعت آنرا جشن می گیرد (به حکم خدای خویش)، و دیگر زنده جانها آنرا جشن می گیرند. پس چرا انسان ها منحیث اشرف المخلوفات، از دیگر زنده جانها، پیشی نگیرند، و آنرا جشن نگیرند، و در مقابل این تحول عظیم طبیعی سکوت اختیار کنند. به خاطر این، جمشید از مردم خود خواسته، تا با سایر زنده جانها بپیوندند، و از نوروز که آغاز بهار زندگی است، تجلیل کنند، و شاکر نعمت های خداوندی باشند.
تمام عید ها و جشن ها در تمام ادیان جهان، اجتماعی هستند که منحصر به انسان ها می باشند، و دیگر زنده جانها از آن تجلیل نمی کنند (بعضی زنده جانها شاید در محضر خطر هم قرار می گیرند، و ختم زندگی شان را شاید جشن بگیرند)، به استثنای نوروز. یگانه رسمی که تمام مردم جهان از بر پای داشتن کراهیت و نفرت ندارند، از آن تجلیل می کنند، و خوشی های شان را با یکدیگر شریک می سازند، نوروز می باشد. زیرا که تمام آنها از تحوّل طبیعی که در جهان در حال رخ دادن است، برای همگان محسوس و ملموس می باشد، و آنرا بطور مشترک جشن می گیرند.
انسان ها نه تنها روز اول فروردین را که عبارت از نوروز است تجلیل می کنند، بلکه در کشور های هند، پاکستان، و بنگلادش، از ماه نو که در شب اول هر ماه بقمری (که ماه هلال است)، تجلیل به عمل می آورند که این جشن را به نام چاند رات (و یا شب ماه نو) می گویند.
در آیین هندو هم روز اول ماه قمری و هم چهاردهم هر ماه قمری را جشن میگیرند. آنها در این ایام روزه می گیرند، و در اوقات شامگاهی دعا می خوانند. روزه گرفتن در اول ماه نو (زمانی که ماه هلال است) را بنام اماواسیا (Amavasya) و روزه گرفتن در روز چهاردهم (زمانی که ماه بدر کامل می شود) بنام پورنیما (Purnima) یاد می کنند. هندو ها معتقدند که نور مهتاب می تواند بالای سلامتی انسان تأثیر بگذارد، و آنها اینرا در طبیعت به تجربه گرفتند که در هنگام کم شدن و زیاد شدن نور ماهتاب، سطح آب دریا ها هم کم و زیاد می گردد که برای آن اصطلاح جزر و مد گفته می شود. یعنی پایین آمدن و بالا رفتن سطح دریا ها که با قوه جاذبه نور ماهتاب ارتباط دارد. هندو ها در این ایام (که ایام طبیعی و خارج از کنترول انسان ها می باشد)، به خدای خود (ویشنو) نیایش می کنند که آنها را از هر آفتی در امان نگهدارد. با آمدن دین اسلام در نیم قارۀ هند، به مرور زمان مسلمانان مراسم اماواسیا و پورنیما را ترک کردند، و تنها از دوزاده ماه قمری، در یک ماه آنرا هنوز جشن می گیرند، که آخر ماه رمضان است، و مردم در خیابان ها می بر آیند تا رؤیت ماه نو (ماه شوال المکرم) را ببینند، و آنرا با عید الفطر یکجا جشن می گیرند و آن شب را بنام چاند رات (شب ماه نو) می گویند.
غیر از این، زمانی که در زندگی یک شخص تحولی می آید (البته تحول مثبت) آنرا جشن می گیرند، مثلاً در به دنیا آمدن نوزاد، در مراسم عروسی و نکاح، که با پس از رویداد این مراسم، زندگی نو و فصل تازه زندگی آغاز می گردد.
یکی از آداب و سنن که در دین اسلام بر آن تأکید شده، عقیقه کردن برای تولد فرزند است. عقیقه یعنی قربانی کردن با آداب خاصی است (در این مورد رجوع شود به متون دینی).
پس برای تولد فرزند، برای عروسی، برای ماه نو با مراسم ویژه بر گذار می شوند، سرور و شادی کردن روا باشد، تجلیل سال نو چرا نا روا باشد که آنهم یک تحول عظیم طبیعی است!
جشن نوروز در روایات اسلامی
معنای عید چیست؟
عید در لغت به معنای برگشت است، که موعود یعنی بر گشته و یا باز گشت است. یعنی بازگشت خوشی ویا باز گشت غمگینی. از واژه عید صرف یک بار در قرآنکریم در سوره مائده آیه 114 ذکر گردیده است:
قالَ عیسَی ابْنُ مَرْیَمَ اللَّهُمَّ رَبَّنا أَنْزِلْ عَلَیْنا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ تَکُونُ لَنا عیداً لِأَوَّلِنا وَ آخِرِنا وَ آیَةً مِنْکَ وَ ارْزُقْنا وَ أَنْتَ خَیْرُ الرَّازِقینَ
ترجمه: عیسی بن مریم گفت: بار خدایا!‌ پروردگارا! برای ما از آسمان مائده ‌ای بفرست، تا برای ما و کسانی که پس از ما می ‌آیند عید باشد و نشانی از تو برای ما باشد و ما را روزی ده و تو بهترین روزی دهندگانی.
«عید» روزی است که در آن فایده و منفعتی به دست آید که در دین اسلام، روزهای قربان، فطر، و غدیر، عید نامیده می‌شوند که در عید اضحی، قربانی و در عید فطر، زکات فطر اجرا می گردند و درغدیر، حضرت علی (ع) به امامت منصوب شد. به روزهایى كه مشكلاتی از قومی و یا جمعیتى برطرف مى‏شود و بازگشت ‏به پیروزی ها و راحتى‏هاى نخستین مى ‏كند، عید گفته مى‏شود
از آنجا که «مائده» به معنای خوان و یا سفره پرنعمت، دوبار در سوره مائده آمده است، استنباط می گردد که نزول رزق از آسمان به درخواست حضرت عیسی مسیح (ع) ویژگی خاصی داشته که به خاطر آن صفت «مائده» را به خود گرفته است. ‏‏بنابراین، عید در این آیه اشاره دارد به نزول یک برکت آسمانی در پوشش خوانی پر از خوردنی ها، و تکرار و بازگشت آن روز نیز همان برکات را به همراه داشته باشد. از اینرو، نشان و حجتی دیگر از جانب خداوند (ج) برای انسان‌ها و فرصتی دیگر برای ایجاد ارتباط با خدا از طریق شکر گزاری و ذکر و یاد او در دل ها و زبان ها باشد.
در کتاب آثار الباقیه عن القرون الخالیه (اثرهای مانده از قرن‌های گذشته) ابو ریحان بیرونی نوشته است که:
در نوروز جامي سيمين كه پر از حلوا بود براي پيغمبر(ص) هديه آوردند و آن حضرت پرسيد كه اين چيست؟ گفتند: امروز نوروز است. پرسيد كه نوروز چيست؟ گفتند عيد بزرگ ايرانيان است. (ترجمه آثار الباقيه توسط اکبر دانا سرشت، ص. 279 و 556).
در تاریخ ذکر است که آن مرد سلمان فارسي از صحابه پیغمبر (ص) بود. ايشان وقتي مسلمان شد و به پيامبر(ص) پيوست، با همه زهد و تقوايی که داشت در مناسبت با نوروز، به انجام رسوم مربوط به نوروز مي پرداخت و پيغمبر(ص) نسبت به آداب و رسوم نوروز چیزی نگفته است.
همچنان جاحظ بصری در کتاب المحاسن و الاضداد (خوبی ها و زشتی ها) در بخش محاسن الهدایا (خوبی های هدیه دادن) به روایتی از حضرت علی (ع) نوشته است:
از اميرالمؤنين علي (ع) روايت شده است كه دهقانان (ايرانيان) ظرف هاي حلوا براي او هديه آوردند. پرسيدند اينها چه هستند؟ گفتند: هديه نوروز است. پس گفت: همه روزها نوروز باشد (نیروزنا کل یوم). پس شيريني را خورد و نديمان را بخوراند و ظرف ها را بين مسلمين قسمت كرد. (المحاسن و الاضداد، ص 169).
اینکه می گوییم که هر روز تان نوروز باد، بر گرفته از همین جمله است که حضرت علی (ع) آنرا بر زبان آورده. حضرت علی (ع) منحیث صحابه پیغمبر، اولین مسلمان که در سن کوچک به اسلام گروید، اولین امام مسلمانان شیعه و چهارمین خلیفه مسلمانان اهل سنت و جماعت، می توانست اعتراض کند که هدیه نوروزی حرام و یا خرافه است!
در سوره رحمان آیه 29 می خوانیم که:
يَسْئَلُهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ في‏ شَأْن
تمام كسانى كه در آسمانها و زمين هستند از او تقاضا مى ‏كنند، و او هر روز در شأن و كارى است.
یعنی تمام روز ها در شان او هستند، همه کس محتاج اویند، و دعا می کنند که حاجات آنها را بر آورده سازد. بلی او است آن روز را می آفریند. آخر هر کسی در دیر، در صومعه، در کنشت، در درمسال، در مسجد، در خانقاه، حمد خداوند و آفریدگار خود را می گویند، آنها می خواهند که با خدای خود با هر زبانی که باشد و یا به هر شیوه که باشد، راز و نیاز کنند، و می خواهند نفعی برای خود و یا نفعی برای سایر همنوعان خود برسانند.
هركس به زبانی صفت حمد تو گوید بلبل به غزل خوانی و قمری به ترانه
همچنان در نامه شماره 53 حضرت علی در نهج البلاغه چنین آمده است:
وقتی حضرت امیرالمومنین علی (ع) در دوران خلافت خود، مالک اشتر نخعی از یاران خود را به امارت مصر منصوب نمود، به او فرمانی در قالب یک نامه نوشت. این نامه بی تردید از مهمترین اسناد سیاسی حقوق اسلامی و در نظر گرفتن سنت های پسندیده مردمان نو مسلمان است:
« سنت نیکویی را که بزرگان این امت‌ (مراد از مصر است) به آن عمل کرده ‌اند و رعیت ‌بر آن سنت ‌به‌ نظام آمده و حالش نیکو شده است، مشکن؛ و سنتی میاور که به سنت های نیکوی‌ گذشته زیان رساند، آنگاه پاداش نیک بهره کسانی شود که آن سنتهای نیکو نهاده‌ اند وگناه بر تو ماند که آنها را شکسته‌ ای. تا کار کشورت به سامان آید و نظام های نیکویی، که پیش از تو مردم برپای داشته بودند برقرار بماند. با دانشمندان و حکیمان، فراوان گفتگو کن در تثبیت آنچه امور بلاد تو را به صلاح می‌آورد و آن نظم و آیین که مردم، ‌پیش از تو بر پای داشته ‌اند.»
بهار یعنی روی آوردن به زندگی دوباره
بعضی از نیمچه ملا های بی وقوف و کور دل باز که تنها محتوای کتاب منظره مرگ را خوانده اند، در این روز ها به حرام دانستن جشن نوروز عالم افروز فتوا داده اند. نوروز روز اول سال است که آفتاب در این روز در مرکز اعتدال قرار می گیرد و عالمی دیگر متولد می شود و زمین مرده پس زنده می گردد تا گیاه ها برویند و انسان ها و حیوانات از این نعمت خداوندی بهره مند شوند، و به نعمت های خداوندی شکر گذار باشند. آیا بیرون بر آمدن در صحرا و باغ ها و دیدن و مشاهده نمودن نعمت ها و قدرت خداوند و ذکر و شکر آن حرام است؟ خداوند خودش در قرآنکریم گفته که به این دگرگونی های طبیعت تعقل کنید و به خداوند شکر گذار باشید.
چند آیت از کلام الله مجید در مورد بهار، فصلی که مردگان (گیاهان) زنده می شوند، و نوروز، نخستین روز فصل بهار است، و بهار با نوروز آغاز می گردد.
وَيُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا (الروم: 19) و زمین را بعد از مرگش زنده می سازد...
اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآَيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ) الحديد: 17)
بدانيد كه خدا زمين را پس از مرگش زنده مى‏گرداند به راستى آيات [خود] را براى شما روشن گردانيده‏ايم، باشد كه بينديشيد
وَآَيَةٌ لَهُمُ الْأَرْضُ الْمَيْتَةُ أَحْيَيْنَاهَا وَأَخْرَجْنَا مِنْهَا حَبًّا فَمِنْهُ يَأْكُلُونَ) يس: 33)
و زمين مرده برهانى است براى ايشان كه آن را زنده گردانيديم و دانه از آن برآورديم كه از آن مى‏خورند
فَانْظُرْ إِلَى آَثَارِ رَحْمَةِ اللَّهِ كَيْفَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا إِنَّ ذَلِكَ لَمُحْيِي الْمَوْتَى وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ) الروم: 50)
پس به آثار رحمت خدا بنگر که چگونه زمین را پس از مرگش زنده می‌گرداند. در حقیقت‌، هم اوست که قطعاً زنده کننده مردگان است و اوست که بر هر چیزی تواناست‌.


قبول شدن جشن نوروز توسط مجمع عمومی سازمان ملل منحیث یک مناسبت بین المللی
بتاریخ 8 میزان 1388 خورشیدی، نوروز به پیشنهاد جمهوری ازبکستان توسط سازمان علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد (UNESCO)، به عنوان میراث معنوی، برای اولین بار به ثبت جهانی رسید.
بنا به پیشنهاد جمهوری آذربایجان، مجمع عمومی سازمان ملل روز نوروز را در تقویم خود جای داد.
در متن به تصویب رسیده 4 حوت 1388 (23 فبروری 2010) توسط مجمع عمومی سازمان ملل، نوروز، 21 ماه مارچ جشنی با ریشه ایرانی که قدمتی بیش از سه هزار سال دارد و امروزه بیش از 300 میلیون نفر آن را جشن می‌گیرند توصیف شده‌است.
مجمع عمومی سازمان ملل متحد با تصویب قطعنامه ‌ای، روز 21 مارچ برابر با اول فروردین (حمل) را در چارچوب ماده 49 و تحت عنوان فرهنگ صلح به عنوان روز جهانی نوروز به تصویب رسانده و در تقویم خود جای داد، طی این اقدام که برای نخستین‌بار در تاریخ این سازمان صورت گرفت، نوروز به‌ عنوان یک مناسبت بین‌المللی به رسمیت شناخته شد.
نتیجه گیری
اعراب آن قدر جاهل و متعصب بودند که هر ایده و یا نظریه ای که ولو که هرچه که پیشرفته و بخاطر پیشرفت مسایل سیاسی، اجتماعی، و اقتصادی و فرهنگ بود، آنرا به سادگی نمی پذیرفتند و بر فرهنگ پوشالی آبایی خود فخر می کردند ولو که چقدر خرافاتی بوده.
حضرت محمد (ص) و دیگر صحابه های شان بسیار با آنها به مشکل مواجه بودند که از زنده بگور کردن دختران گرفته تا دیگر کار های زشت غیر انسانی آنها. دوران پیش از بعثت حضرت محمد (ص) را بنام زمان جاهلیت در تاریخ اسلام می گویند، گویا اینکه در افکار و طرز بینش و طرز تلقی آنها در مردم و محیط ماحول شان تغییر آمده، و در طرز بینش آنها روشنگری بوجود آمده است. اما همین اکنون هم که در قرن بیست و یک قرار داریم در طرز برخورد و آداب عرب ها کمتر تغییری بمیان آمده است. بویژه بعد از بدست گرفتن قدرت دولتی توسط آل سعود که بینش رادیکال و افراط گرایانه سلفی گری وهابیت را اصل حکومت داری خود قرار داده اند. هنوز هم تبعیض علیه اقلیت های قومی، زبانی، دینی، و مذهبی را دامن میزنند، و دختران را که زنده بگور می کردند، بعد از 1400 سال هم در قسمت احقاق حقوق زن در عربستان و کشور های حوزه خلیج رو نما نگردیده است.
از اسلام ملت های دیگری بهره های زیادی برده اند. تمام دانشمندان اسلامی در عرصه علم ریاضی، نجوم، فلسفه، و سایر علوم که اسلام مرهون شاهکار های آنها است، افراد و اشخاص غیر عرب زبان بوده اند مانند فارابی، ابن سینا، ابن رشد، نصیر الدین طوسی، خوارزمی، و دیگران.
چیزی که خار چشم این عرب های کور دل و متعصب است، سنت های پسندیده مردمان دیگر است، از آن جمله جشن نوروز. در هیچ متن متن دینی در 1400 سال دیده نمی شود که صریحاً گفته باشند که تجلیل نوروز حرام است. تنها غزالی در کتاب کیمیای سعادت گفته که باید تجلیل از روز نوروز از بیخ کنده شود. آخر این مردم امت محمد هستند، نه امت غزالی که بیاید و با یک فتوای بدعت تجلیل از مراسم نوروز را منع کند.
فرهنگ ستیزی اعراب چنان متعصابه است که بالفرض اگر نفت در عربستان نمی بود، شاید فقهای آنها فتوی می دادند که استفاده از نفت حرام است.
آنها برای فرهنگ زدایی سایر ملل از هیچ گونه ناروایی دریغ نمی ورزند، و به این خاطر میلیون ها دالر به مصرف می رسانند تا نیمچه ملا های بی خبر و بی دانش سلفی – وهابی را استخدام و از طریق آنها پروژه های تخریبی و ضد فرهنگی را راه می اندازند. مثلاً تخریب تندیس بودا در بامیان، تخریب شهر نمرود در عراق، تخریب طاق نصرت شهر پالمیرا در سوریه، و نابود کردن دیگر آثار و آبدات تاریخی. فرعون که لاف از خدایی زد، هنوز پیکر مومیایی شده اش در اهرام مصر موجود است. ولی، در مسیر تاریخ 1400 ساله اسلام، هیچ امیر ویا سلطان مسلمان امر به تخریب آن مبادرت نورزیده است. و این برای ساکنین محل از نقطه نظر اقتصادی و در آمد خوب، از طریق گردش گردی و توریزم است. کسی در بامیان نبوده که گفته باشد که تندیس بودا در آنجا آفریننده آنها است. ولی بخاطری که این مردم در فقر و تنگدستی بسر برند و هیچ در آمدی نداشته باشند. کسانی هم که از بامیان و از تندیس بودا دیدن می کردند، بخاطر این نبوده که آنها بیایند و از نزدیک با خدای خود ملاقات کنند.
نیمچه ملا های سلفی – وهابی میگویند که جشن نوروز « حرام » است. در کدام متن دینی این آمده است. در این زمینه دانشمندان بزرگ اسلامی چون ابوعلی ابن سینا، ابو ریحان بیرونی، بیهقی، طوسی و دیگران کتاب هایی نوشتند، و اگر حرام می بود، عباسی ها، سامانیان، سلجوقیان، غزنویان، صفویان، و دیگران آنرا در هم می کوبیدند. بر عکس، آنها از این رویداد حمایت می کردند. سلطان محمد غزنوی، که بنام بت شکن و فاتح سومنات در هند است، می توانست این مراسم را منع کند، اما می بینیم که شعرای دربار وی شعر ها و سرود های زیادی به مناسبت نوروز سروده اند، و تقدیم دربار شاهنشاهی اسلامی نموده اند (به کتاب تاریخ بیهقی رجوع شود).
در عوض، ملا ها باید بگویند که اسلام در مورد مراسم نوروز چیزی نگفته است، بهتر است از اینکه جاهلانه در موقف خود ایستادگی کنند.
بلی، بعضی چیز ها وجود دارد که باید بالای شان مکث شود. مانند، روشن کردن آتش و پریدن از بالای آن از نقطه نظر ایمنی خوب نیست، و خطر ناک است. لگد زدن سبزه که آن هم زنده جان است، و یا آزار دادن حیوانات بخاطر لذت بردن (مانند بزکشی که یک حیوان دیگر را میرنجانند)، جنگ انداختن حیوانات و پرندگان و دیگر کار های ناشایست اجتماعی باید منع شوند.
اسلام در مورد بازی فوتبال، رفتن به کرّه ماه، استفاده از برق، استفاده از موتر، چیزی نگفته، آیا اینها حرام هستند، و دست یازیدن به این اقدامات کفر آمیز است.
اسلام در مورد کاشتن، حاصل گرفتن، و استفاده از تنباکو و افیون (تریاک) چیزی نگفته، اما از آنها مواد خطرناکی چون نیکوتین و هیروئین، ساخته می شود که برای انسان ها از نقطه نظر سلامتی جسمی، ذهنی، اجتماعی، خانوادگی، و اقتصادی بسیار مضر است، چرا این ملا ها کاشتن تنباکو، بنگ، و افیون را که خطرات آنها هزار مرتبه بیشتر از برزگداشت نوروز است، حرف نمی زنند. چون باداران عرب آنها در این مورد برای شان دستوری نداده اند. همچنان، آنها شریک منفعتی که از این مدرک بدست می آورند، چرا تیشه بر ریشه رزق و روزی (حرام) خود بزنند.
اسلام در مورد اهدای خون برای انسان هایی که خون خود را از دست می دهند و کندن و پیوند اعضای بدن (مثلاً کشیدن گرده یک نفر و پیوند دادن آن به یک نفر دیگر) چیزی نگفته، آیا این حلال است یا حرام؟
کتب فقه که در سال دوم و سوم هجری تدوین شده اند، جوابگوی اینگونه مسئله های کنونی نیستند که ما در عصر تکنالوژی مدرن زندگی می کنیم. اما نظر به صلاح اندیشی، بشر از اینها کار می گیرند. آیا این اقدامات بشری کفر گونه اند؟
در آخر این نبشته، غزلی از خیالی بخارایی در اینجا می آورم که خیلی عارفانه سروده شده است.
ای تیر غمت را دل عشاق، نشانه جمعی به تو مشغول و تو غایب ز میانه
گه معتكف دیرم و گه ساكن مسجد یعنی كه تو را می‌ طلبم خانه به خانه
حاجی به ره كعبه و من طالب دیدار او خانه همی جوید و من صاحب خانه
مقصود من از كعبه و بتخانه تویی، تو مقصود تویی، كعبه و بتخانه بهانه
یعنی همه جا عكس رُخ یار توان دید دیوانه نیم من، كه روم خانه به خانه
هركس به زبانی صفت حمد تو گوید بلبل به غزل خوانی و قمری به ترانه
تقصیرِ خیالی به امید كرم توست یعنی كه گنه را به از این نیست بهانه



Advertise your business here. Click to contact us.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 337

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

پـــــارســـــی

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 139 مهمان آنلاین

Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.