Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

تاجیــکـــان در گــذرگــاه تــاریــخ (بخش یازدهم) PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - تاریخــــــی
نوشته شده توسط پروفیسور رسول رهین   
سه شنبه ، 9 تیر 1394 ، 11:44

وضع تاجیکـــان در جمهـــوری دمو کراتیک تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن:(خــراســـان باختــری یـا افغــانســتان کنــونی)
وضع تاجیکـــان در جمهـــوری دمو کراتیک تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن:

درست زمانیکه تنش ها میان محمد داؤد رییس جمهور و سران حزب دموکراتیک خلق افغانستان بالا گرفت؛ یک تعداد از رهبران حزب دموکراتیک خلق افغانستان از سوی دولت وقت راهی زندان گردیدند. حفیظ الله امین با سایرپروفیسور رسول رهین رفقای او که زندانی نشده بودند با نیات تطاولگرانه، خشونت نظامی و ایدولوژیکی کودتای هفت ثور ۱۳۵۷ خورشیدی (۲۷ اپریل ۱۹۷۸) را در برابر محمد داؤد با خون ریزی تمام انجام داده و نظام جمهوری قلابی محمد داؤد را سرنگون ساختند.

دیری نگذشت دولتمداران این گروه تازه به دوران رسیده از یک سو میان خودها درگیرشدند و از جانب دیگر با خشونت نظامی و ایدولوژیکی خودها به جان مردم کشور افتیدند. به ظلم، غصب زمین های شخصی مالکین و توزیع آن برای دهاقین، دین ستیزی، زندانی کردنها، کشتارها و نقض حقوق بشر بصورت قهرآمیز و خونین دست زدند و جامعه را به سمت نا معلومی که تا امروز دامنگیر مردم بلا دیده ما میباشد، با دامن زدنهای مفکوره های پوچ تبار گرایانه و تعلقات قومی تباه کن سوق دادند.
ایشان برخورد های خشونت بار و ددمنشانه تک حزبی و ایدولوژیکی را علیه افراد غیر حزبی و توده های وسیع تحت ستم کشور مخصوصاً تاجیکان، اوزبکان و هزاره ها آغاز کردند:" اصلا توده های مردم بیچاره اقوام غیر پشتون بمثابه کتله های بی اراده وانسانهای ضعیفی تلقی میگردیدند که گویا هیچگونه حق شرکت در اداره امور دولت و جامعه را نداشتند و ندارند و گویا صرف وسیله یی برای منویات رژیم تک حزبی و خود کامه تبار گرا میباشند."
برخوردهای خشن در برابر اقوام غیر پشتون، غیر حزبیها و گروه هایی از مردم کشور مانند متشبثین ملی، پیشه وران و کسبه کاران که تحت عنوان کنترول قیمتها و بازار صورت میگرفت و هرگز ارتباطی به مفکوره های سیاه ایدیولوژیکی و تبارگرایانه ایشان نداشت روز تا روز درجغرافیه وسیع کشور از شهر ها تا دهات عملی میشد. در حقیقت رفتار و کردار این اشخاص بر عکس ادعاهایی بود که در حق این قشر زحمتکش جامعه بکار گرفته میشد. درحالی که با تکیه بر شعارهای این گروه بایست انسانهای فقیر و بیچاره کشور حتی در دورترین نقطه کشور طرف توجه جدی قرارمیگرفت و ساخت و ساز باز سازی تخنیکی وفنی در مرزعه ها و کارگاههای کوچک ایشان آورده میشد. بهر حال گروه حاکم روی هر مفکوره یی که بود به کار و اندیشه روشنفکران، فرهنگیان و هنرمندان وقعی نمیگذاشتند و صرف به اشخاص چاپلوس و مداهنه کار مجال تظاهر میدادند. ایشان نسبت به عقاید، معتقدات، عنعنات، رسم و رواجها و سنن مردم بی احترامی میکردند و این تظاهر و لاقیدی به عنعنات مردم را جزء افتخارات انقلابی خود می شمردند.» که گویا نه تنها مخالف ایدیولوژِی کارگری خود ایشان بود بلکه از نگاه حقوق شهروندی و حقوق انسانی نیز با همه اصول زیست با همی مغایرت کامل داشت.
مرحوم میرمحمد صدیق فرهنگ، در کتاب "افغانستان در پنج قرن اخیر" مینویسد: غارت اموال زندانیان یکی از بدعتهای خبیثه دست اندر کاران این دوره بود که توسط تمام مقامات از شخص اول گرفته تا اعضای عادی سازمان اجرا میشد و در بسا موارد علت یگانه گرفتاری و اعدام اشخاص ثروت او بود. یک تن از کارمندان سابق وزرات داخله در این باره به جناب فرهنگ اظهارداشته است که در دوره زمامداری حفیظ الله امین وی مؤظف شد تا خانه شخص تاجیکتبار متمولی را که قبلاً گرفتار شده بود، به گمان موجود بودن اسلحه تلاشی کند. او میگوید: شب هنگام به خانه او رفته اتاقهای خانه را یک یک تلاشی و تفتیش کردیم. اما اثری از اسلحه دیده نشد. چون نتیجه کار خودرا به قوماندان عمومی ژندارم و پولیس علی شاه پیمان گزارش دادم، وی پرسید اموالش چه شد؟ جواب دادم که چون من به اموالش کارنداشتم آن را به جا گذاشتم. قوماندان از شنیدن این جواب بر آشفته گشت و گفت حتی موترش؟ و سپس دوباره امر کرد تا بخانه شخص مذکور باز گشته موتر بنزش را باخود بیاورم. وی علاوه کرد که از ترس جان این کار را اجرا کردم. اما پس از آن کوشیدم تا چنین وظیفه به من سپرده نشود. مرحوم فرهنگ علاوه میکند که: در اینجا اشتباه نشود که این فجایع در تمام شهرها و ولایات کشور دوام داشت، اما شدت رفتار و گرفتاری بیشتر بالای ملایان، روحانیون، تحصیل کرده گان غیر حزبی و تاجیکان، هزاره گان و قزلباشان متمرکز بود.
در مورد شهرت زندانیان فرهنگ از قول یکی از زندانیان که در بلاک شماره دوم زندانی بود آمار تاجیکان زندانی را چنین بر می شمارد: در جمله بندیهای تاجیکتبار، محمد امین فرهنگ استاد دانشکده اقتصاد، محمد ظفر جوان هفده ساله بدخشانی، خان محمد جوان 18 ساله بدخشانی،(این دو متعلم جوان بدخشانی در مورد گرفتاری خود اظهارداشتند که "شب مهتابی بود، چند نفر جوان جمع شدیم، در زمین ها نان و خربوزه می خوردیم که شب گزمه آمد، مارا گرفتار نمود. فردای آن روز همه مارا که هشت نفر بودیم توسط طیاره به مرکز فرستادند. و راسآ مارا به زندان پلچرخی آوردند.) عبدالفتاح معلم، غلام سعید از قندوز، عبدالاحد عرض بیگی از قندوز، محمد علم از پنجشیر، سید امیر از خان آباد، حاجی امان الله از چاه آب قطغن، حاجی یار محمد معاون شرکت قره قل قندوز، حاجی امان الله از قندوز، حاجی بوری بای رئیس شرکت قره قل قندوز، عبدالحکیم مالدار قطغن، عبداللطیف مامور وزارت خارجه، ارباب حقداد از خواجه غار ولایت قندوز، مقصوم خان از بدخشان، عبدالاول قریشی از تالقان، عبدالقادر از خان آباد، حاجی رحمت بای از چاردره قندوز، عبدالغفور چاپ انداز، سید ظاهر شاه از شکر دره، سید اکبر خان از قندوز، حاجی جمعه خان از خان آباد. شخص زندانی میگوید اشخاصی را که نام گرفتم تنها تاجیکان و اوزبکانی بودند که در یک اتاق بامن وسایر دوستانم زندانی بودند. این احصائیه شامل سایر اتاقها وبلاک ها نمیشود. آن زندانی میگوید که یگانه مردمی که اسمای شان در این فهرست و در فهرستهای دیگر زندانیان به نظر نمی خورد، مردم هزاره و قزلباش است که اکثراً بعد از گرفتاری بدستور امین سر راست به کشتارگاه فرستاده میشدند.
مرحوم فرهنگ مینویسد: راجع به هویت و تعداد اشخاصی که در این دوره در پلچرخی زندانی شده و آنانی که از آنجا به اعدام سوق میشدند، اطلاع قابل باور دردست نیست، زیرا که مقامات دولتی زحمت ثبت نام و ترتیب دفتر را بر خود هموار نمی کردند. هر روز صدها تن محبوس از کابل و ولایات به پلچرخی تحویل داده میشد و هرشب در حوالی نیمه شب زندان بانان با کاغذی که روی آن نام یک تعداد اشخاص ثبت بود به اتاق محبوسین رفته یک تعدادزندانی ها را با خود می بردند وپس از الچک نمودن دستان شان، کلاه سیاهی که چشمان محبوس را می پوشاند بر سر شان میگذاشتند و بعددر موتری داخل میکردند و موتر به سمت نا معلومی حرکت میکرد. شاید در مراحل اولی کسی نمی دانست که موتر به کجا می رود وشاید هم بعضی ها به امید اینکه رهایی خواهند یافت، احساس خوشی میکردند، اما پس از چندی معلوم شد که اشخاص مذکور به محلی بنام پولیگون انتقال می یابند و در آنجا به طریق وحشیانه و دد منشانه اعدام می شوند.
در چنین شرایطی نا همگون و تکتباریهای نا برابر خلقیهای طرفدار نورمحمد تره کی و حفیظ الله امین، در یکی از برنامه های دولت مستبد وقت، حل مسأله کوچی ها مطرح گردید. کسانی که از تهاجم مصیبت آفرین کوچی ها بالای علف چرها و پامال نمودن مزارع اهالی تمام ولایات کشور و به خصوص در هزارستان و مناطق هزاره نشین آگاهی داشتند، حل عادلانه بحران علفچرها را به مقامات دولتی پیشنهاد کردند. اما، نور محمد تره کی رئیس دولت وقت به طور مشخص و با صراحت کلام راه حل بحران کوچی ها و هزاره ها را با شیوه عبدالرحمن خان دستور دادکه « نمیشود کوچیها را از مالداری منع کرد. بهتر است که مناطق مرکزی کشور (هزارستان یا هزاره جات) بحیث چراگاه های کوچیها اختصاص داده شود و هزاره هاازسرزمین اصلی بود وباش بومی شان یعنی هزارستان و یا هزاره جات کوچ داده شده بجاهای دیگر مسکون ساخته شوند!»
صدور این حکم بی خردانه نه تنها عادلانه و مقعول نبود، بلکه از نیات و عملکردهای فاشیستی نور محمد تره کی به تأسی از میراث شوم عبدالرحمن خان نسبت به نابودی هزاره ها و کوچاندن ایشان از خانه، کاشانه، چراگاه ها و مزارع خصوصی بومی و اصلی خودشان در افغانستان منشأ میگرفت که گویادر طی چندسال حکمتداری تره کیها و امینها ازینگونه اوامر تکتبارانه و خشونت آمیز بر اقوام تاجیک، اوزبک و هزاره دهها فرمان و دستور اجراء گردیده و کمترین توجه به حقوق شهروندی ایشان روا داشته نشده است.
حفیظ الله امین تکتاز میدان و جبار زمان که از پشتوانه قدرتمند نظامی، استخباراتی، در داخل و خارج کشور و همچنان از حمایت بی دریغ کرسی نشینان استعمارگر بیرونی برخوردار بود، حکم نابودی مقاومت کنندگان و مخالفین را در سرتاسر کشور اینگونه صادر نموده بود:« انقلاب و دکتاتوری پرولتاریا هنگامی به پیروزی کامل میرسد که هرگونه مخالفتی و مقاومتی در برابر آن درهم شکسته شود و هر مخالفی از سر راه آن برداشته شود! او گفته بود: برای ساختمان افغانستان نوین (!) ضرورت به نفوس زیاد نیست. سه- چهار ملیون پرولتاریا و نیروی کار وفادار به آرمانهای انقلاب ثور کافی است که جامعه را دگرگون سازند و سوسیالیزم را در کشور به پیروزی برسانند!»
سید عبدالله سفاک قوماندان مشهور زندان پلچرخی دوران تره کی و حفیظ الله امین در وقت شکنجه زندانیان و صدور حکم نابودی محبوسین، مقاصد و دستورات شوم سران دولتی وقت را اینگونه بیان میکرد: « دولت خلقی به افراد مخالف ضرورت ندارد، کافی است که یک ملیون از وفاداران خلقی وجود داشته باشد تا چندین ملیون افراد بیکاره، مرتجع و ضد انقلاب (!)»
در جای دیگر کارکرد زمامداران دولت خلقیهای طرفدار تره کی و حفیظ الله امین را در مورد نقض کرامت انسانی و ضد اسلامی و ضد ملی چنین می خوانیم: « اکثر زندانیان سیاسی بدون کدام مجوز قانونی دستگیر میشدند و هرگونه تماس شان به برون قطع میگردید و به سادگی از بین میرفتند».
همه این چنین اعمال رژیم تره کی و حفیظ الله امین مغایر کامل ارزش های دینی، انسانی، اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاق های جهانی، تعهدات بین المللی و.. ضد ملی در افغانستان بودند. مضاف بر آن، اقدامات ضد ملی و جنایات حکام دوران تره کی و حفیظ الله امین در ماه مارچ سال 1979 میلادی در قیام 24 حوت سال 1357 هش شهر هرات، مایه حیرت و شگفت همه هواداران حقوق بشر در سراسرجهان گردید. گویند در رستاخیز بر حق مردم شریف هرات بیش از 25 هزار تاجیک به دستور نورمحمد تره کی و حفیظ الله امین به قتل رسیدند که از دیده تاریخ و هموطنان ما پوشیده نیست. به ادامه آن « در قیام ماه حمل سال 1358 هش تاجیکان باغیس، جوزجان، سمنگان؛ غور هزاران تن تاجیک دیگر به قتل رسانیده شدند. آقای فردهالیدی یکی از افغانستان شناسان وقت،لندن، اهداف و برنامه های حفیظ الله امین را نسبت به مخالفین که مغایر هرگونه ارزش های انسانی، بین المللی و ملی میدانست، اهداف اورا اینگونه شرح می دهد: « رهبر خلقیها، حفیظ الله امین در برابر مستمعین حزبی خویش با غرور اظهار میداشت: « ما افغانها، مخالفین خود را با گلوله نمی زنیم. ما کله های آنان را با توپ به هوا می پرانیم.»
آقای سترجنرال محمد نبی عظیمی که خود یکی از عضای حزب دموکرات خلق افغانستان بود، اسمای یک تعداد از خشونتگران نظامی، قاتلان حزبی و ایدولوژیک دوره حفیظ الله امین را که مرتکب کشتارهای اکثریت تاجیکان شده بودند، اینگونه معرفی میکند: « مشهورترین آدم کشان و قصابان آن دوره که مردم تا همین اکنون باخوف و وحشت از آنها یاد می کنند، اشخاص ذیل تشکیل میداد: عبدالله امین برادر حفیظ الله امین، اسدالله امین برادر زاده و داماد امین، اسدالله سروری، عزیزالله خواهر زاده اسدالله سروری، سید منصور هاشمی، سید عبدالله قوماندان محبس پلچرخی، غلام جیلانی رئیس لوژستیک وزارت دفاع، کبیرکاروانی، تورن اورنگ، سید داود ترون، روزی، اقبال و جانداد و البته شخص امین.
مردم می گفتند که عبدالله امین حتی در محضر عام آدم می کشت و مردم را زنده، زنده زیر خاک می نمود. محمد علی دریور بلدوزر مؤسسات صنعتی پلخمری قصه میکند: « از استقامت پلخمری بطرف بغلان، جائیکه پل هاشم خان قرار دارد گذشته بطرف راست دشتی بنام بایسقال که قبلا برای تربیه گوسفندان قره قل اختصاص داده شده بود چند اتاق بدین مقصد در آنجا اعمار گردیده بود، به امر عبدالله امین گودال بزرگی بوسیله بلدوزر توسط اینجانب حفر گردید که در آنجا انسانها را زنده به گور می ساختند و من مجبور بودم که روی آنها را با خاک بپوشانم. آن انسانها مانند مور در زیر خاک روزهای طولانی شور میخوردند. » سید رؤف غورنبدی که در زمان عبدالله امین در آستان قندز در حوزه پولیس قندز وظیفه اجرا میکرد، قصه میکند: عبدالله امین و گروه ظالم او زمانیکه به خانه های تاجیکان ثروتمند قندز و سایر شهر های سمت شمال داخل میشدند همه دارایی آن اشخاص را تصاحب میکردند. اموال قیمتی آن اشخاص بشمول طلا و جواهرات و غیره سنگهای قیمتی را میگرفتند و به اشخاص طرف اعتماد عبدالله امین بنامهای نعمت الله باجوری مشهور به رئیس کوکچه و بشرمل باجوری و چند باجوری دیگر که یک حلقه مافیایی را تشکیل داده بودند، می سپرد. همین اکنون بعد از مرگ عبدالله امین این شخاص مالک دارایی هنگفتی از امتعه چور و چپاول و تاراج خانه های مردم شریف سمت شمال کشور توسط عبدالله امین گردیده اند و از آن دارایی ها در داخل و خارج کشور استفاده نامشروع می نمایند.
دریکی از منابع بین المللی در مورد یک نمونه از اعدام ها و شکنجه های گوناگون تاجیکان توسط حکام جابر وقت حفیظ الله امین گزارش داده شده است که: « بنا به گزارش سازمان عفو بین الملل، شمار زندانیان سیاسی در سال 1978م به هزاران تن تخمین زده میشد که هر شب در حدود پنجاه تا یکصد نفر آنان که اکثریت شانرا تاجیکان روشنفکر و دانشمند تشکیل میدادند اعدام میگردیدند. گزارش دیگری از این سازمان با اعتبار مدافع حقوق بشر مشعر است که شوکهای برقی، شلاق زدنها، ناخن کشیدنها وغیره شکنجه های حیوانی، شیوه تحقیق و بررسیهای معمول رژیم را تشکیل میداده است.»
آقای عظیمی در جای دیگر چند نمونه از خشونت، عملکرد ضد انسانی، فاشیستی و تک حزبی دولتمداران خلقی را در افغانستان چنین بر می شمارد: امینیها « بنام اخوان الشیاطین، شعله یی، ستمی، سامایی و هزارو یک نام دیگر تاجیکان روشنفکر و چیز فهم را از طیاره ها به زمین پرتا می کردند.» پرتاب نمودن مخالفین مخصوصاً تاجیکان از طیاره بالای کوه ها و سخره ها ازسوی خشونتگران مسؤلین نظامی، امنیتیها وغیره دولتمداران جابر وقت یک کشف نوین دیگری از جنایت در تاریخ افغانستان و حتی بشریت می باشد که قبلا در جهان سابقه نداشت وتا هنوز هم در کدام نقطه دیگر جهان بکار گرفته نشده و سابقه ندارد.
جناب عظیمی مینویسد: دولت وقت پس از تظاهرات و قیام برحق چنداول شهر کابل، تعداد کثیری از مردم غیر نظامی هزاره را از کوچه و بازار توسط عمال خویش دستگیر و روانه گورستان های نا معلوم کردند: « در آنروز به گفته شاهد عینی بیشتر از دوهزار افراد هزاره از جاده میوند جمع آوری گردیدند. با گناه و یا بی گناه، تشخیص داده نمی شد. پس هر کس که هزاره بود، از سقا گرفته تا جوالی میبایست گرفتار می شدند و در گورهای دسته جمعی دولت دفن میشدند.»
شادروان فرهنگ جریان دستگیری و اعدام شدگان تظاهرات چنداول کابل را توسط افراد نظامی، امنیتی و... دولت وقت چنین نگاشته است: « از بین مردم، هزاره یا به اصطلاح خودشان« بینی پچقان» را جدا نموده، به گروه اعدام می سپردند. هنگام شب چنداول توسط نیروی نظامی محاصره میشد و صاحب منصبان عنفا به خانه ها داخل می شدند، جوانان را دستگیر و پول و اشیای گرانبها را به یغما می بردند و به مقدسات مذهبی مردم بی احترامی می نمودند. در هر خانه یی که شخص مجروح دیده می شد بدون تحقیق اینکه آیا در تظاهرات شرکت داشت یا تصادفا جراحت برداشته بود، نه تنها شخص مجروح بلکه تمام مردان خانه را با خود برده، سر به نیست می کردند. به این صورت بقیه عالمان دینی و روشنفکران اهل تشیع در چنداول و سایر نقاط شهر به دلیل به اتهام شرکت در تظاهرات زندانی و بیشتر شان مفقود شدند....
تعداد مجموعی شهیدان این قیام اعم از آنانی که در برخوردها کشته شده بودند یا بعدا اعدام و مفقود گردیدند، ده هزار نفر تخمین شده است که بیشتر ایشان از هزاره ها و قزلباشان کابل بودند.» این کشتارهای دسته جمعی ناشی از میراث و پروژه های نسل کشی عبدالرحمن خان بود که در مورد هزاره ها، قزلباشان و سایر شیعیان، توسط طرفداران تره کیها و امینیهای جابر و نژاد پرست در افغانستان تکرار شدند. در موردخشونت، خصم شؤنیستی این دولت مطلق العنان در مورد هزاره ها و تاجیکان بازهم به تأسی از میراث جلادانه عبدالرحمن خان چنین می خوانیم: « رژیم امین به نحو بیمارگونه یی با هزاره ها و تاجیکان خصومت می ورزید؛ چنانکه همه بیاد دارند که عبدالله امین برادر حفیظ الله امین، اهالی پغمان را هنگامیکه گرد آورده و برای جنگ به بامیان تشجیع و اعزام می نمود، در سخنرانی خویش، آشکار این شعار و هدف معروف امیر عبدالرحمن و نادر غدار را که به ملیشه وزیری در وقت حرکت شان به سمت شمال کابل گفته بود، تکرار کرد: « سر این مردم از ما و مال و ناموش شان از آن شما!»
فرمان نابودی هزاره ها درست بمانند فرمان نادرغدار در مورد تاجیکان شمالی یعنی: « سر مردم هزاره از ما و مال و ناموس شان از آن شما!» از سوی عبدالله امین با فرمان رسمی و فتوای ملاهای درباری عبدالرحمن خان و نادر غدار کاملا یکی بود که یکی دهها سال پیش و دیگر صد سال قبل به خاطر «نابودی» هزاره ها و تاجیکان صادر شده بود، یک بار دیگر تکرار شد. در اجرای این فرمان: « عبدالرحمان با قبایل محمد زایی و احمدزایی به توافق رسیده بود که علیه هزاره ها بجنگند: «سرهای شان از من و اموال و اطفال شان از شما». سپس جنگ بزرگی بین هزاره ها و پشتون ها (افغان ها) شروع شدکه در نهایت پشتونها پیروز شدند و بهسود، دایزنگی، دایکندی، شهرستان و دیگر جاها را به تصرف خود درآوردند؛ کلیه هزاره های این مناطق یا کشته شدند و یا سرزمین خود را ترک کردند.»
به ادامه رستاخیز هزارگان در چنداول بتاریخ 14 اسد 1358 هش صاحب منصبان تاجیکتبار نیروی ممتاز ضربتی کشور در بالاحصار کابل قیام کردند و کوشیدند تا با تصرف ارگ حفیظ الله امین و دار و دسته اش را سر نگون نمایند. اما حرکت از طرف اطرافیان امین خنثی گردید و درین حادثه بیش از 1500 سر باز که همه تاجیکان بودند از طرف امین به جوقه اعدام سپرده شدند.
حادثه گروگان گیری ادولف دابس سفیر ایالات متحده امریکا در 14 فبروری 1979م توسط جوانان با احساس بدخشان به خاطر رهایی رهبرمدبر و شخصیت با شهامت، غیور و بزرگ شان مولانا باعث از زندان پلچرخی نه تنها از طرف حفظ الله امین به مدارا و برده باری استقبال نگردید بلکه برای به شهادت رساندن جوانان بدخشان از جان سفیر امریکا نیز گذشته همه را به توپ بست. حکومت فاشستی و تبار گرا بعد از وقوع حادثه گروگان گیری سفیر امریکا در هوتل کابل، بی وقفه مولانا باعث رهبر مظلومان و ستم دیدگان بدخشان را نیز که در زندان مخوف پلچرخی کابل زندانی بود، به جوقه اعدام سپارید. شاید این عمل ظالمانه از خشونت بار ترین عمل جنایتکارانه در تاریخ بشریت بوده باشد که از طرف امین دار و دسته اش صورت گرفت.
ولی زمامداران خلقی به سر دمداری تره کی و حفیظ الله امین با استعمال و بکار گیری هرگونه شکنجه ها، زندانی کردنها، اعدام ها، ترورها، قتل عام ها و... نتوانستند که مقاومت آزادی بخش و برحق مردم کشور را علیه خشونت ها و کشتارهای نظامی و حاکمیت استبدادی خودها خاموش نمایند؛ بالاخر به صورت مؤکد و مکرر بار دیگر خاستار کمک نظامی از شوروی جهت اشغال کشور و حفظ تاج و تخت خودها در افغانستان گردیدند: " در هر حال، هرچه محرک امین بوده باشد، وی از ماه مارچ 1979 به بعد چهارده مرتبه ورود قوای شوروی را به افغانستان تقاضا نمود. رهبران خلقی مجموعا 21 بار این تقاضاها را بعمل آورده بودند. امین تنها پس از غصب کامل قدرت 7 بار تقاضاهای خویش را بگونه مشخص ارائه نمود و صرف در ماه دسمبر سال 1979 وی چهاربار تقاضانامه در باره ارسال قوا به افغانستان از حکومت مسکو نموده بود." در اثر همان تقاضاها بود که در نهایت قوای شوروی به افغانستان داخل شد و جان اورا گرفت و مردم کشور را از ظلم وستم تکتازان و تبار گرایانه او نجات داد.
قابل یاد آوری میباشد که اخیراً، در رسانه های دیداری، شنیداری و مطبوعات افغانستان اسنادی به نشر رسیده است که پرده از 400 جسد دفن شده تاجیکان شمال کشور در گورهای دسته جمعی دوره حاکمیت حفیظ الله امین برمیدارد. در اسناد گزارش داده شده آمده است که: « مقام‌هاي دولتی اعلام كردند اجساد صدها غيرنظامي مردمان بومی بدخشان كه در دوران حكومت خلقیها دركشور كشته شده بودند، دريك گور دسته جمعي در شمال شرق افغانستان كشف گردیده است. به گزارش ايسنا به نقل از خبرگزاري رويتر، اين گور دسته‌ جمعي در خارج از شهر فيض‌آباد مركز ولايت بدخشان كه منطقه‌یي هم مرز چين، تاجيكستان و پاكستان است، كشف شده است. این گوردسته جمعی تاجیکان سمت شمال کشور نمونه کوچکی از صدها گورستان دسته جمعی دیگر در سر زمین بومی تاجیکان اوزبکان و هزاه گان کشور میباشد که تا حال کشف گردیده است. لجاجت، سر تمبگی و وحشت و دهشت تبار ستیزی امین در مقابل تا جیکان بالاتر از آن است که تا حال روشن گردیده است.
صبغت الله خاكساري، مسؤل آژانس دولتی محلي بدخشان كه مسوولیت يافتن بقاياي قربانيان زنده بگور کردنهای دوران تره کی امین در كشور میباشد، به رويتر گفته است: ما تا كنون موفق به كشف بقاياي 400 جسد شده‌ايم و بيم آن مي‌رود كه اجساد بيشتري را كشف كنيم. به گفته‌ خاکسار، درميان قربانيان تعدادي زن و افراد سالخورده نیزديده مي‌شودونیزازبرخي ازآنها دست‌ها و چشم‌هايشان نيز بسته یافت شده اند. تعدادي از اين افراد با زنجير به يگديگر بسته شده‌اند و آثار گلوله برروي برخي اجساد ديده مي شود»
در مورد کشف 400 جسد در بدخشان و دیگر کشتارهای دسته جمعی تره کی امین در سایت انترنتی آریانانت نیزمیخوانیم که آمده است: «اين افراد در دوران حكومت "حفيظ الله امين "به قتل رسيده اند. یک آماردقیق دیگر مشعر است که پس از سرنگوني حكومت "داوود خان" در سال ‪ ۱۳۵۷و روي كار آمدن دولت‌ خلقیها در افغانستان، بيش از ‪ ۶۵هزار نفر از مخالفان دولت گروهي، تيرباران و يا زنده بگور گردیده اند.» که بدون شک اکثریت مطلق ایشانرا تاجیکان چیز فهم و شنفکر تشکیل کشورمیدهد.
عطش سیراب نشدنی تبار گرایی و حرکتهای فاشستی و انسان کشی حفیظ الله امین و دار و دسته اش با کشتار ها و پلگون سازیها و حفرگور های دسته جمعی سیرب نگردید. تلاش کرد تا زبان تاجیکان و هزاره گان، فارسی دری را نیز در در بار و ادبیات درباری خود از استفاده کنار گذارند. ایشان همه مکاتیب و شعار های خودرا به زبان پشتو ساخته و اصطلاحات تازه که در ادبیات زبان پشتو سابقه نداشت به منصه ظهور در آوردند. حتی واژه کهن وبسیار پر استعمال "رئیس جمهور" را به واژه پشتویی "ولس مشر" و واژه صدراعظم یا "نخست وزیر" راکه در ادبیات درباری و سیاسی کشور ما سابقه طولانی دارد به واژه "لملی وزیر" عیوض کردند. این تنها نبود دار و دسته امین لوحه های وزارت خانه ها و سایر ادارات دولتی را به پشتو ترجمه کرده و زبان در بار را پشتو ساختند. حتی به بازار رخنه کرده لوحه های مؤسسات و تشبثات خصوصی را نیز به پشتو ترجمه کردند. رادیو و تلویزین کشور مکلف گردیده بود تا بیشترین تبصره ها و یادداشتهای رسمی و دولتی را به زبان پشتو عرضه کند. روزنامه "دثور انقلاب" بیشترین اوراق خودرا به زبان پشتو و گفته های رهبر کبیر پرولتاریای افغانستان، حفیظ الله امین مزین می ساخت. روزنامه ها، جراید و نشریه های دیگر کشورکه اقمار و تعقیب کنندگان پالیسی های نشراتی " دثور انقلاب" بودند، مجبوریت داشتند ازآنچه در "روزنامه دثور انقلاب" نشر میشد، پیروی کنند. چاپ کتاب بزبان فارسی دری صورت نمی گرفت و هزاران جلد کتاب بزبان پشتو نشر میشد که متأسفانه چون خواننده نداشت، در تحویلخانه ها حفظ میگردید. حتی مؤسسه نشراتی پروگرس اتحاد جماهیر شوروی نیز بیشترین کتابها را بزبان پشتو چاپ میکرد که تحویلخانه های کتابخانه های، اکادمی علوم، عامه و دانشگاه کابل، مرکز حفظ و گدام سازی این مجموعه های نا خواسته گردیده بودند.
نتیجه اینکه امین و دار ودسته او در دوران حاکمیت جابرانه خود بر تاجیکان مظلوم و چپاول دارایی، جان و مال شان چنان افراط کردند که حتی جنرال ویلکویچ روسی گفته بود: "از مرور جنایات ایشان بخود میلرزم." آری! امین و دسته جنایتکار او کارنامه های خونین خود را با خون صدها هزار انسان بیگناه و مظلومی در دل تاریخ این کشور رقم زدند که ایشان از ابتدایی ترین سهولت های زندگی محروم بوده و حتی برای اعاشه و اباطه خانواده های مستمند خود نیز با هزاران مشکلات و پریشانی دست وگریبان بودند.
نشان دادن عکس العمل خونین در مقابل قیام تاجیکان مبارز و مسلمان هرات، خود یک جنایت بزرگ و نا بخشودنی است که جرم جانیان و جلادان امینی را سنگین تر می سازد. چنانیکه تذکر رفت آنها هزاران تاجیک مظلوم را در روز روشن در قلب شهر هرات ظالمانه به خاک و خون کشیدند و هزاران در هزار از هموطنان دیگر ما را در دل دره ها و کوه ها زنده بگور ساختند. امین و اطرافیان آدمکش او بحدی در کشتار تاجیکان و هزاره گان کشور غرق شده بودند که فکر میکردند با گزینش چند کلمه جعلکارانه و خواندن ایشان ضد انقلاب میتوانند آفتاب را با دو انگشت پنهان نماید. این است که ملت مسلمان افغانستان بخاطر دفاع از اعتقادات و فرهنگ خود با قبول همه مصایب و ویرانی ها و پیشکش نمودن خون بیش از دو ملیون انسان میهن پرست کمر دشمن را شکستاند. اما بعلت عدم موجودیت رهبری قوی نتوانست با همه نیرو و توان مردمی خود کشور را از بحران ایجاد شده نجات دهد.
حقیقت این است که همه این ادعا ها در جهت دستبرد افتخارات مردم ما صورت میگیرد. کسانیکه یک کمی عقل، وجدان و حیثیت انسانی در وجود شان باقی مانده باشد، نباید به انکار از جانبازیها وافتخارات مردم ما بپردازند و نه هم خود را رهبر و فاتح میدان های نبرد خونینی قلمداد نمایند که فقط و فقط با سیلاب خون افغانهای مظلومی به پیروزی رسیده است که نه از شرق چیزی میدانسته اند و نه هم از غرب خبری داشته اند و فقط به خاطر دفاع از عقاید، فرهنگ و استقلال سرزمین خود رزمیده اند.
متاسفانه غربیانی که خود را از دوستان مردم افغانستان قلمداد مینمایند و ادعای همکاری با جهاد و مبارزه مردم افغانستان را فریاد میزنند امروز به پناگاه و پرورش دهندگان گروه داعش و حامیان بی سباط سازی کشورمامبدل گردیده و تغذیه کنندگان دشمنان ملت افغانستان گردیده اند. همین اکنون این غربیان اند که در مقابل رهبران مقاوم تاجیکان به پرونده سازی می پردازند و نمی خواهند که رهبران واقعی تاجیکان از متن جامعه ما تبارز کنند. زیرا ایشان خوف دارند که تبارز تاجیکان با فرهنگ قوی وغنی میتوانند جایگاه خودرا در جامعه کنونی در بین کشورهای دنباله رو و هماسایه های هم زبان، هم فرهنگ و هم دین خود تثبیت کرده باز همان امپراتوری های قوی و استوار گذشته، بمانند امپراتوری سامانیان و غیره را زنده نمایند که به هیچ صورت دستهای نا پاک غربیها بدامان شان رسیده نتواند. (ادامه دارد)

___________________________________

منابع:
1)    میر محمد صدیق فرهنگ. افغانستان در پنج قرن اخیر. تهران، محمد ابراهیم شریعتی افغانستانی، 1385 ج اول و دوم.
2)    جنرال محمد نبی عظیمی. اردو و سیاست (درسه دهه اخیر افغانستان؛ با اضافات و توضیحات)کابل، میوند، 1378. ج اول و دوم.
3)    صبا. مستنداتی بر سه دهه جنایت و آدم کشی درکشو. تارنمای آریایی.
4)    احسان سعیدی. هفت ثور، داغ ننگ و آغاز بی پایان کشتار و بربادی. روزنامه 8 صبح. کابل. 1392
5)    محمد یوسف عارف وارسته. چند نکته در مورد انتشار فهرست قربانیان جنایات. تارنمای آریایی.
6)    بصیر احمد حسین زاده. زندگینامه حفیظ الله امین؛ از تولد تا مرگ. تارنمای آریایی.
7)    عبدالحق مجددی و دیگران. افغانستان از امیر کبیر تا رهبر کبیر. کابل، میوند، 1378.612ص.
8)    سید رحیم شریفی. هشت صبح پرده از یک جنایت هولناک برداشت. روزنامه هشت صبح. 7 ثور 1392.



Advertise your business here. Click to contact us.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

آخرین به روز رسانی در پنجشنبه ، 18 تیر 1394 ، 09:23
 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 337

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

پـــــارســـــی

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 143 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.