Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

تاجیکـــان در گــــــذرگـــاه تاریــخ (بخش نهم) PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - تاریخــــــی
نوشته شده توسط پروفیسور رسول رهین   
سه شنبه ، 14 بهمن 1393 ، 08:30

وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی قُـــلابی شــــاه محمــــــــود خــان:(خُـــراســان باختــری یا افغــانســتان کنــونی)
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی قُـــلابی شــــاه محمــــــــود خــان:

سرانجام درپايان جنگ جهانی دوم سيستم مستعمراتی انگليس فروپاشيد ورهبری سيستم جهانی استعمار کهنه ونو راپروفیسور رسول رهینايالات متحده امریکا، بنا برتفوق نظامی واقتصادی نسبت به انگليس، تحويل گرفت. این درست به زمانی برابر میشود که در جبهۀ مقابل، سوسياليزم به سرعت شکل میگرفت واز جنبشهای آزاديبخش ملی در کشورهای آسيا، افريقا و امريکای لاتين حمایت مینمود.

درافغانستان نيز خانوادۀ حکمران درسال 1946 دست به يک عقب نشينی تاکتيکی زده، شاه محمودخان را بجای محمد هاشم خان در پست صدارت کشورگمارید. ظاهراً خانواده حکمران این تغییر را از دو جهة به عمل آورد. اول اینکه چهره خون آشامی شاه محمودخان را که در سمت شمالی و صفحات شمال کشور در دوران خودکامه گی نادرخان و هاشم خان در مقابل تاجیکان کوهدامن و کوهستان و در صفحات شمال کشور درمقابل تاجیکان بدخشان، مزارشریف و قطغن زمین انجام داده بود پرده پوشی کند.

دوم اینکه خانواده حکمران با در نظر داشت شرایط زمان، میخواست سياست ملايم تری را نسبت به دوره اختناق هاشم خان درپيش گیرد و مصمم به تعديل سياست خارجی وتجديد ادارۀ داخلی وريفورمهای اجتماعی کشور شد. بیائید ابتدا در باره خون آشامیهای شاه محمود در آستانهای قطغن وبدخشان آگاهی یابیم.
نادرخان به بهانه سرکوب محمد ابراهیم بیگ لقی، یکی از فعالین نظامی ترکمنهای پاردریا، شاه محمود وزیر حربیه خود را با هیأت بزرگ مشاورین نظامی و قشون قوی عسکری به قطغن و دبدخشان فرستاد. در پهلوی قشون منظم نظامی، دسته های حشری پشتونهای سمت جنوبی، اقوام وزیری، مسعود، جدران و غیره نیز در قشون اعزامی حضور چشمگیری داشتند.
شاه محمود در صفحات شمال کشور، شهر خان آباد را قرارگاه نظامی قرارداد. او در سراسر سمت شمال حکومت شدید نظامی و مطلق العنانی برقرارکرد. دستگاه وحشت و دهشت نظامی او برای ایفای اهداف شوم و ناروای خانواده حکمران، زندانهای جدید درخان آباد احداث کردند و روزانه صدها نفر تاجیک، اوزبک و ترکمن را بدون محاکمه با گناه و بیگناه به شمول زنان و مردان پیر به زندان می افگندند. شکنجه خانه قرارگاه هولناک نظامی پر از چوب لت و کوب، تازیانه، آلات قین و فانه، بود. زندانیان بعد شکنجه های گوناگون به کشتارگاه سوق میشدند. این جانیها همه روزه کشتار ها و اعدامهای دسته جمعی به عمل آوردند.
از جانب دیگردار و دسته شاه محمود، با ظلم وستم تمام مصارف سپاه حشری و دربار را بالای مردم حواله میکردند. زنان محبوس در سرای جمشید خان برده میشد. بیچارگان از طرف قوتهای حشری، عساکر منظم نظامی و محافظین مورد تعرض جنسی و هتک حرمت و عصمت قرار میگرفتند. شاه محمود و مشاورین نظامی اطرافش عمداً از این تجاوزات و هتک حرمتهاجلوگیری نمی کردند. شاه محمود متهمین را به نام حمایت از ابراهیم بیگ لقی زیر قین و فانه قرار میداد، اورا مجبور به اعتراف گناه ناکرده میکرد. اسرا جنگی و کسانی که همکاریشان با ابراهیم بیگ لقی ویا دیگر قیام کنندگان تائید میشد، به مجرد رسیدن به نزدشاه محمود بدون تأمل گلوله باران میشد. گویند روزی شاه محمود در فضای آزاد روی سجاده برای نماز نشسته بود که سی ویک نفر اسیر را آوردند. او درحالی که نماز میخواند با انگشت اشاره به قتل شان کرد وعلی الفور گلوله باران شدند. به این ترتیب شاه محمود خان در طول هشت ماه حکومت نظامی خود در صفحات شمال بیش از هفتصد نفر تاجیکان، اوزبکها و ترکمنهای مظلوم و بیگناه را به قتل رسانید.
علاوه برآن شاه محمود بیش از هزار تاجیک و ترکمن و اوزبک محبوس را شامل زنان، مردان و طفلان، در زیر جلو یک قطعه سواره محافظ و قوه حشری جدرانی، پای پیاده از خان آباد به کابل فرستاد. او امر داده بود که هر روز دو منزل راه طی نمایند. آنهایی که در راه ازپای بمانند کشته شوند. یک تعداد پیران و طفلان این گروپ در راه کشته شدند. باقیمانده این گروه بدبخت به کابل رسیدند و در قریه بتخاک کابل اسکان و مؤظف به کار شاقه بالای زمینهای زراعتی شاه محمود و دیگرملاکین بزرگ درباری گردیدند. به ادامه جنایات نا بخشودنی شاه محمود در قطغن و بدخشان، محمد گل مومند بجای او به ریاست تنظیمیه ولایات شمال مقررشد. محمد گل مومند خون آشامیهای شاه محمود را دنبال کرد و نیزفرهنگ بومی و نامهای اصیل جغرافیای صفحات شمال را به نامهای پشتو تغییر داد. حالا بیائید در باره خون آشامیهای شاه محمود در آستانه قتل نادرخان درکابل آگاهی یابیم.
بعد از کشته شدن نادرخان تارسیدن محمد هاشم خان به کابل، شاه محمود زمام امور کشوررا بدست داشت. از اقدامات اول خائنانه او ساختن یک شکنجه گاه استنطاق مخصوص برای متهمان قتل نادر شاه در ارگ شاهی بود. شکنجه گاه هولناک دارای دو اتاق مدهش بود. در اتاق اول آلات شکنجه مشتمل بر چوبهای بید هندی برای لت و کوب، میخ های ضخیم چوبی با ریسمان و چکش، قین و فانه، آلات تیل داغ، گلوله های کروی فلزی با دسته های چوبی، منقل آتش و امثال آنها گذاشته شده بود. هیأت استنطاق عبارت بودند از الله نواز خان هندی، فیض محمد خان زکریا وزیر خارجه و میرزا محمد شاه خان رئیس ضبط احوالات. پیشکاران هیأت عبدالغنی خان گردیزی قلعه بیگی ارگ و طره باز خان قومندان کوتوالی بود. جلادان عبدالغنی خان قلعه بیگی، طره بازخان قومندان کوتوالی و سایرسپاهیان مسلح مؤظف اتاق ها بودند. پس از اتاق شکنجه در اتاق دوم، میز بزرگ مستطیلی دروسط اتاق گذاشته شده بود. معمولاً روی میز اقسام میوه ها و خوراکه های لذیز چیده شده میبود. در صدر این اتاق شاه محمود خان با لباس سپه سالاری و در دو جناح او الله نوازخان هندی، فیض محمد خان زکریا، و میرزا محمد شاه رئیس ضبط احوالات قرار میداشتند. اگر ضرورت میبود، قاضی و شهود نیز احضار می شدند. زیرا خانواده حکمران بعد از قتل نادرخان، از انتقام روشنفکران سخت ترسیده بودند و مجبورشده بودند سلاخیهای خود را زیر چتر شریعت و فتوای قاضیهای درباری قرار بدهند. شاه محمودخان گاهگاهی محاکم و مجالس عدلی جعلی نیز دایر میکرد و مسؤلیت کشتارهای خودرا شریک شریعت و قاضی ها مینمود.
درین شکنجه گاه شاه محمود هر شب متهمان قتل نادرخان و سران تاجیکان و جوانان تاجیک را زیر زنجیروولچک احضار میکرد وبه شکل قرون وسطایی زیر شکنجه های گوناگون قرار میداد. عمال شاه محمود هر متهمی را که درین سلاخ خانه احضار می نمودند، قبلاً اورا گرسنگی می دادند و بعد به آهستگی از اتاق شکنجه عبورداده داخل اتاق تحقیق می نمودند. متهمین اولاً مورد سوالات شاه محمودخان و اعضای مجلس قرار میگرفتند، اگراعتراف نمیکردند، به اتاق شکنجه برده میشدند و تحت شکنجه قرار میگرفتند. حین اجرای شکنجه دروازه بین دو اتاق را می بستند. تطبیق شکنجه نظر به اشخاص متهم فرق میکرد. بعضیها را با گذاشتن گلوله فلزی آتشین درزیر بغل شان تا زمانی عذاب میدادند که بوی گوشت استشمام میشد. برخی دیگر را انگشتان پاهای شانرا با تناب و ریسمان بسته وبا میخ چوبی بین انگشتان پاهایشان فانه می کوفتند، بعد زیرضربات چوب های بیدی هندی قرار می دادند، دیگران را در سرین های برهنه شان تیل جوشان می انداختند. بعد از ختم شکنجه متهمان را برپشت عساکر یا روی چارپاییها به زندانها برگشتانده تحت معالجه داکتران هندی قرارمیدادند، تا قبل از اعدام نمیرند. همین که جراحات شان کمی التیام می یافت، دوباره به شکنجه گاه آورده میشدند. کاررواییهای روز اول دوباره بالای شان تکرار میشد. تا که اقرار نا حق از متهمین گرفته میشدو محکوم به اعدام میگردیدند. این شکنجه گاه داخل ارگ شاهی تا نیمه های دوران ظاهر خان نیز موجود بود و زندانیان سیاسی مهم بدانجا انتقال می یافتند. شادروان غبار، محمودی، عبدالهادی خان داوی و محمد آصف آهنگ و دیگران کسانی بودند که طعم نا خوشآیند تاریکی خانه های زندان ارگ را چشیده و به پوست وجان خود حس کرده بودند.(مراجعه شود به کتاب " سلطه زعمای محمد زایی در افغانستان. عبدالاحد نعیم. ص 192 – 195 و 228 -233)(1)
و اما شاه محمود خان در دوره صدارت خود خواست غبار خون آشامیهای خود را از ذهن تاجیکان و سایر اقوام کشور پاکند. اوبرای باراول سخن ازآزادی ودموکراسی، ترقی وتجدد زد وريفورم هایی درعرصۀ معارف بعمل آورد و موافقتنامه ها با اتحادشوروی وايالات متحدۀ امريکا بامضا رسانيده، قرضۀ هشت مليون دالری از اتحادشوروی برای اعمار پروژه های زيربنايی کشور بدست آورد.
بآنهم حکومت قبل ازآن که دموکراسی را رسماً اعلام وقوانين دموکراتيک را وضع نمايد، يکدورۀ امتحانی را آغاز و انتخابات آزادشورای ملی وبلديه ها (شهرداريها) را اعلان نمود. با اعلان دموکراسی، روشنفکران آزاديخواه وتحول طلب کشور دست به تشکيل سازمانهای سياسی زدند؛ حزب ويش زلميان به رهبری عبدالرؤف بينوا وعضويت گل پاچا الفت، فيض محمد انگارونورمحمد تره کی و...؛ حزب وطن به رهبری ميرغلام محمد غبار و عضويت سرورجويا و ميرمحمد صديق فرهنگ و ديگران؛ حزب خلق به رهبری عبدالرحمان محمودی و عضويت محمدنعيم شايان، خال محمد خسته، عبدالحميد مبارزو...؛ آغاز به فعالیت سیاسی کردند. در پهلوی آنها حزب "سری اتحاد" به زعامت سيد اسماعيل بلخی، خواجه محمد نعيم قوماندان امنيه کابل، محمد ابراهیم گاوسوار و ديگران ايجاد گرديد.
درکناراین احزاب، اتحاديۀ محصلين دانشگاه کابل نيز درسال 1329 باشرکت فعال ميرعلی احمد شامل، محمديونس سرخابی، ببرک کارمل، اسعد احسان غبار، محمدحسن شرق وديگران تشکيل وهمۀ اين نهادها فعاليت های سياسی را درجهت تنوير اذهان مردم، بيداری جوانان و دفاع ازحقوق و خواستهای مسلم توده های مليونی کشورآغاز نموده؛ استقرارحاکميت قانون ونظام مشروطيت را ازطريق انتشاربرنامه های خويش درجرايد حزبی مطالبه نمودند. گویا برنامه های احزاب و نهادهای محصلان کشور همه دارای یک هدف واحد خواستاراستقرار قانون و نظام مشروطیت در کشور بودند که در واقع برای عملی شدن خواستهای خود در مقابل دولت حاکم دریک جبهه واحد جمع آمده بودند. (2)
هرچند حکومت باوجود داشتن پلان باصطلاح دموکراسی امتحانی، ازتشکيل جبهۀ واحد سياسی ويا جبهۀ متحد دربرابرخود هراس وبيم داشت و تلاش میکرد تا این جبهه واحد سیاسی را در انحصارخود نگهداری کند، ولی با تمام اين پيشبينی های حکومت، همينکه شورای انتخابی تاسيس، احزاب سياسی تشکيل وجرايد حزبی منتشرگرديد، نتايج ومحصولات آنها بر خلاف میل حکومت بارآمد. زيرا اين جريانات سياسی با وجود تنوع تشکيلاتی وتعدد موسساتی، عملآ درمقا بل حکومت بحيث يک جبهۀ متحد صف آرايی نموده وبرای تاسيس رژيم دموکراتيک وتعميم آزادی ومساوات عمومی وهم برضد امتيازوانحصارسياسی واقتصادی طبقات حاکمه مبارزه کردند.
اينست که حکومت بعدآ کليۀ اين نهضتهای سياسی را بکوفت وپاليسی اختناق قديم را ازسرگرفت. معهذا تا آنوقت احزاب و جرايد حزبی آنقدرکارکرده بودند که تأثيرآنها دراذهان عمومی محسوس بود. پس حکومت بغرض امحای تاثير اين جنبشهای سياسی، بار دیگر يکدوره اختناق ده ساله سياسی را اعاده نمود. آزادی انتخابات شورای ملی و بلديه ها با مداخلات علنی حکومت ازبين برده شد، احزاب سياسی وجرايد حزبی نابود گرديد وفرصت تبارز مبارزين وطنپرست درصحنۀ سياست کشور سلب گردید. » (3)
شاه محمودخان که با آوردن دموکراسی قلابی نتوانست بر چهره فاسد و پلید خود پرده عدالت، حق و عدالت خواهی را بیندازد و در نقش خود ناکام ماند، باز به همان رژیم استبدادی که در افغانستان پيشينه تاريخی و طولانی داشت و يگانه وسيله حکمروايی حکام ظلم و مستبد بود، رجعت کرد، دوباره به قهاریت دست زد و هسته های تازه شکل گرفته دموکراسی را در همان نطفه هایشان خاموش گردانید.
خانواده حکمران نه تنها ريشه های دموکراسی را در نظام های سياسی خشک ساخت بلکه رابطه تنگاتنگ آن را در ساختار فرهنگ جامعه نیز به قهقرا برد. عقبمانده گی اجتماعی و اقتصادی برای افغانستان امر فطری و ازلی نمیباشد، بلکه این پدیده های نا میمون محصول سیاست گزاریهای قدرتهای طماع استعماری جهانی و منطقوی بود که در وجود رهبران وابسته ایشان و زاده خصلت عقب مانده نظام سیاسی قبیلوی بود که در سه قرن اخير سرنوشت سیاسی مردم افغانستان را قرباني برتري جویي هاي خانداني، قبيلوي و قومي گردانید. تا ر یخ معا صرا فغا نستا ن که با بی عدا لتیهای ملی و استبداد گره خو رده ودر ا نحصا ر قد ر تهای سیا سی حا کمیت ها ی خا ندا نی قبیلو ی تا دو لت ها ی با گرا یشا ت مد رنیته میباشد، مادام العمردست و پنجه نرم میکند و تا اکنون توفیق نیافته است عکس العمل جدی و فیصله کن در مقابل این انحصارگران تاریخ از خود نشان دهد. استبد اد در افغانستان یک واقعیت خونین تا ریخی است و مردم تاجیک وهزاره نمونه زنده و انکا ر نا پذیر خشن ترین نوع استبداد و بیداد گری ملی در کشور میباشند و هیچکس نمیتواند از آ ن ا نکار نما ید.(4)
در زندگی مردم تاجیک و هزاره صفحا ت بیعدالتی وبیرحمی بیمانندی وجود دارد که در دیگر گروه های قومی کشور دیده نمیشود، ولی مردم تاجیک و هزاره، به عنوان گروههای مشخص قومی برای بقاء خود بخاطر، پایا ن دادن سه قرن تبعیض قومی نژادی- اجتماعی مبارزه جان بازانه و خونبار کرده اند که تاریخ استبداد زده افغانستان شاهد مبارزات و قربانی های میلیون ها تن از مبارزین راه آزادي تاجیکان بصورت گروهی و انفرادی میباشد که در ذهن و ضمير عموم مردم، جايگاه فراموش ناشدني دارد. قهرمانیهای شاه حبیب الله کلکانی تاجیکتبارو به خونخواهی شاه حبیب الله کلکانی رستاخیز عظیم دوباره مردم کوهدامن و کوهستان به سر کردگی عمراخان و دیگر قهرمانان ملی تاجیکان ثبت اوراق تاریخ میباشد که در بخشهای گذشته از نظر گذشتانده ایم.
هرچندشاه محمود خان درشروع صدارت خود محیلانه پيش آمد خوبي بامردم نمود. درسه سال اول حکومتش شهرت کاذب خوبي داشت و به ظاهرلقب" پدردموکراسي" را دربين مردم عوام بدست آورد. ولی بعد از گذشت سه سال از آزادي که به مردم داده بود پشيمان شده وگليم آنرا جمع کرد. او دوباره به قيد وبند وزندان مرا جعه کرده وعده ايرا که درانتخابات شوراي شهرداری ها داده بود نقض کرد و تاجیکانی را که در کمپینهای انتخاباتی شهرداریها وعده های آزادی و مبارزه علیه استبداد داده بودند زنداني ساخت. او جرايدي را که دراثر استنشاق هواي آزاد وتوشيح قانون مطبوعات مانند سمارق اززمين روييده بودند، يک، يک توقيف نمود.
درنتيجه اين بگير وببند ها شاه محمود خان وجهه ملي کاذبی را که کمايي کرده بود خد شه دارشد. درست در همین تاريخ (15 اگست سال 1947) هندوستان به آزادي دست يافت وبه دو پارچه (هندوستان وپاکستان) تقسيم گردید. دراين تقسيمات سرنوشت پشتون ها وبلوچ هاي مسکون درسرحدات شمال غربي هندوستان که يک وقت جزء ازخاک افغانستان بودند لاينحل باقي ماند. این عمل پاکستان دولت پشتونی افغانستان را ناراضی ساخته بود. درماه سپتمبرکه پاکستان خواهش شموليت خود درملل متحد را مي نمود، نماينده افغانستان به حمایت و طرفداری از پشتونهای سرحد، مخالفت نشان داد واوضاع بین افغانستان و پاکستان بيشتر بحراني گردید. به مرورزمان دشمني علني دربين دوکشور همجوار به جايي کشید که هردو به تقويه نظامي رجوع نموده وآماده تصادم مسلحانه در مقابل همدیگرگردیدند. (5)
وقتي شاه محمود درسال 1948 منحيث صدراعظم افغانستان اولين بار به ايالات متحده امريکا سفررسمي انجام داد درملاقات با "جورج مارشال" George Marshal وزير خارجه امريکا موضوع دريافت اسلحه ومناسبات نظامي با امريکا را مطرح کرد. گفتگو درين مورد ميان آنها جالب بود: " مارشال ازدرخواست شاه محمود متعجب گرديده پرسيد که دشمن کيست؟ شاه محمود جواب داد " روسها " آنگاه مارشال براين مفکوره که ممکن افغانها بتوانند با قدرت نظامي شوروي مقابله کنند، خندة تمسخر آميزسرداد... پاسخ يک مقام ديگرامريکايي براي سردار محمد نعيم سفير افغانستان درامريکا درمورد تقاضاي مشابه ازخنده تمسخرآميزجورج مارشال هم تمسخرآميزتربود.
به همه حال، شاه محمود خان ازمبلغ بيست مليون دالر امريکايي که از فروش پوست قره قل افغانستان درامريکا بدست آورده بود خواست مبلغ 17 ميليون آنرا به خاطر پروژه هلمند به مصرف برساند، ولي فعاليت بي نتيجه کمپني موريسن امريکايی باتذوير و اصراف آن ازيکطرف وبي کفايتي وفقدان يک سيستم حسابي سالم حکومتی ازجانب ديگر مردم افغانستان را متوجه نالايقي حکومت وعاقبت نفوذ اقتصادي دولت امريکا (بخاطر قرضه بيست ويک مليون دالربا ربح 3.5 فيصد به مدت پانزده سال) درافغانستان نمود. صداي اعتراض مردم پرازيأس و استکراه درمقابل هردو دولت (امریکا و افغانستان) بلند شد. ازهمه بيشتراين صداي عمومي درتالاردوره هفتم شورای ملی افغانستان منعکس گرديد. البته سلطنت که حکومت را هم دردست داشت، قادر به تحمل اين همه انعکاسات منفی در مقابل خود نبود پس بالاي شورا وفيصله هايش پاشنه موزه نظامي زد و انحلال شورای را اعلان نمود.
در همچو شرایط دشوار زنده گی درکشور، شاه محمود خان سياستهای قوم محورانه وتبعيض گرانه قومي را نیز دوباره درپیش گرفت که تاثيرچشمگيري برحيات سياسي جامعه وارد آورد. اولين اقدام شاه محمود پس از تصدي مقام صدارت برپایي لويه جرگه (مجلس بزرگ ملي) بود تا موضوع پشتونستان وخريداري اسلحه ازخارج کشور را بررسي کند. عمال قوم محور او درگزينش اعضاي مجلس بزرگ ملی که درواقع بايد ازنماينده گان مردم و ولايات کشور انتخاب میشد، به مشوره عمال قبیله گرا عمدتاً ازقوم حاکم وقبايل پشتون انتخاب نمودند. (6)
درجريان مذکرات مجلس، محمدگل مومند (مردي که داراي گرايش شديد قومي و تعقيب کننده سياست بربري زباني وقومي بود) رياست مجلس بزرگ ملی را به عهده داشت. اودر جریان مجلس برعبدالمجيد خان وزير معارف که تاجیکتبار بود و پشتو نمیدانست شدیداً قهر و غضب شده بر او شدیداً اعتراض نمود ويک بارديگرمسأله زبان رابا ادعاي برتریخواهی يک زبان برساير زبانها مطرح ساخته احساس تبعيض وتفرقه را در بین اعضای مجلس بزرگ ملی تحريک نمود. در نتيجه اين اقدام، حکومت عبدالمجيد خان را ازکابينه اخراج نموده وبه عنوان سفيربه جاپان فرستاد وبه جاي او علي احمد پوپل (يکي ازشخصيت هاي پشتون افراطی) را در وزارت معارف نصب نمود.(7)
شاه محمود خان با ایفای اعمال تاجیک ستیزانه و قوم محورانه روزتا روز در نظر مردم منفورميگرديد تا بالاخره قیامهای روشنفکران بسج گردید و درسدد ترور صدراعظم با عضاي کابينه اش برآمدند تا خود قدرت را بدست گيرند.
در رآس این قیام، حزب " سری اتحاد" به اشتراک علا مه سیداسمعیل بلخی، میر سید اسمعیل لولنجی، خواجه محمد نعیم خان قو ماندان امنیه کابل، محمد ابراهیم گاوسوار، محمد حسن بیات تولی مشر ماشین خانه کابل، محمد صفر خان بیات، قر بانظر خان ترکمن کندک مشر نظامی، عبد الغیاث خان کو هستانی مدیر لوازم مکتب حربیه کابل، غلام حیدر خان بیات کندک مشر، میر زا عبد الطیف خان کابلی، میرزا محمد اسلم خان مدیر فواید عا مه و چندین نفر دیگر، عضویت داشتند. بیائید در باره تشکل این قیام ملی از زبان محمدابراهیم گاوسوار که یکی از اعضای برجسته رهبری قیام بود بشنویم:
جناب نبی زاده میگوید: زنده یاد محمد ابراهیم خان گاسوار تقریبآ دوسال قبل از وفاتش دراواخیر سال 1359 شمسی از پلخمری به قلعه شاده شهر کابل در منزل برادرش سلطانعلی گاوسوار جهه دید وبازدید با خویشاوندان و اقارب نزدیکش که از بخشداری (ولسوالی) شهرستان ولایت دایکندی به کابل آمده بودند، اقامت داشت. نگارنده (نبی زاده) نیز در آن ایام چند بار با مرحومی ملاقات نموده و از ایشان در باره مالیه روغن که از طرف دولت وقت بالای مردم هزاره جات حواله شده بود و جریان قیام ایشان برعلیه دولت چگونگی لغو مالیه روغن و درباره پلان و اهداف "حزب سری اتحاد" در زمینه تعویض نظام سلطنتی به نظام جمهوری و دلایل افشای پلان و دوران حبس و مبارزات ضد خاندان آل یحیی سوالاتی را از مرحومی مطرح کردم و ایشان توضیحات داده گفتند که: از جور وستم بی پایان خاندان یحیی برمردم کشور, خاصتا مردم تاجیک و هزاره خیلی رنج می بردم، ناگزیر شدم تا مردمان دانشمند صاحب احساس و اهل درد از اقوام مختلف افغانستان را جستجو کرده و آنان را در راه و هدف بزرگ تأسیس جمهوریت با خود همنوا ساختم. هدف عمده من و همفکرانم واژگونی سلطنت استبدادی و قایم نمودن یک نظام مردمی بودکه تمام اقشارکشور در اداره آن سهم مساوی داشته, هیچ گروهی برگروه دیگری امتیاز و برتری نداشته باشند، بود."(8)
اعضای حزب "سری اتحاد" که اسمای اعضای رهبری آن قبلاً ذکر گردید، عقیده داشتند، تا زمانیکه برتسلط تحمیلی خاندان حکمران خاتمه داده نشود، هیچ اصلا حاتی عملی شده نمیتواند ومصمم بودند تا زمینه تشکیل دولت جمهوری را فراهم نمایند و به فعا لیت سری خود در کابل، ولایات بلخ، هرات، غور، کاپیسا، پروان وچند ولایت دیگر ادامه دادند. بالاخره حلقه مر کزی فیصله کرد که روز اول حمل سال 1329 هجری شمسی، شاه محمود خان صدر اعظم راکه معمولآ در دامنه کوه علی آباد میله قلبه کشی روز دهقان را افتتاح میکرد به ضرب گلوله از پا در آ ورده و افسران پائین رتبه حزبی با تاجیکان کوهدامنیها و کو هستانیها که قبلآ در کمین نشسته بودند از چهار طرف به حمله مبادرت نمایند. مرحوم گاو سوار که نظامی برجسته و نشان زن ورزیده بود در هنگام تدوین پلان قیام نظامی و بلوای عمومی مردم علیه نظام مستبد شاهی وقت وظیفه ترور شاه محمود صدراعظم را به عهده داشت. مطابق پلان بعد از ترور صدراعظم وقت قیام کنندگان همراه با مردم به شکل دسته جمعی زندان دهمزنگ را اشغال و به اتفاق محبوسین به استقامت ارک سلطنتی ما رش میکردند. بدین ترتیب قیام عمومی از طرف هزاران نفر به عمل می آمد و سلطنت سقوط میکرد ونظام جمهوری اعلان میشد.
مرحوم گاو سوار در باره افشای راز و پلان اقدام "حزب سری اتحاد" به صدراعظم آنوقت شاه محمود خان, چنین گفت که: “از طرف رهبری حزب اتحاد فیصله گردید در جمله افرادیکه به این عمل مبادرت می ورزند باید در بین اعضای رهبری تاجیکان و هزاره گان یک عنصر پشتون نیز وجود داشته باشد. روز اول حمل نوروز 1329 اول سال برای اقدام شان تعیین و تثبیت گردیده بود وبه انتظار روز موعود دقیقه شماری میکردند. در باره (شامل نمودن عنصر پشتون) در حلقه رهبری قیام کنندگان مباحثاتی زیاد به عمل آورده شد. بالاخره به شمولیت گل جان وردکی که اکثراعضای حزب سری اتحاد اورا می شناختند, اتفاق نمودند ” گلجان در قیام حبیب الله کلکانی نیز اشتراک داشت. مگر او به حبیب الله کلکانی هم خیانت فاحش کرده بود.” وبا شاه محمود خان هم در سرکوب کردن ابراهیم بیگ لقی کمک کرده و منصب غند مشری ملکی یافته بود. بعداً مرتکب چند جرم شد و به خانه محمد اسماعیل خان مایار پناه برده بود. تصادفاً یکی از اعضای رهبری حزب سری اتحاد اورا در همانجادیده و از او دعوت به عضویت در حزب "سری اتحاد" کرده بود: در جواب عضو حزب گفته بود که “کورچه میخواهد؟ البته دو چشم روشن!” (9)
گل جان وردکی که از طرف محمد اسلم خان مدیر فواید عامه معرفی شده بود قضیه را قبل از روز موعود به مقامات دولتی اطلاع نموده و فردا قبل از طلوع آفتاب دولت هر یازده نفر اعضای حلقه مرکزی را دستگیر و همه را از آغاز ماه حمل سال 1329 شمسی تا سال 1343 شمسی در محبس نگهداشت. د ر طی این مدت محبوسین زجر و شکنجه های گوناگون کشیدند. بعد از دستگیری قیام کننده گان مرحوم ابراهیم خان گاو سوار نزد هیآت موظف تحقیق گفته بود که ؛ از بدو تأسیس سلطنت خانواده محمد نادرخان ؛ از عملکرد مستبدانه دولت, اهمال و فروگذاریهای آن, درشؤن مختلفه مدنی, زندگی اکثریت مردم در قرن بیستم به سویه ما قبل قرون وسطایی در بدخشان زنان و دختران جوان تاجیک لباسی ندارند تا سطر عورت کنند, در نورستان پوست بز می پوشند و این ازآنچه انسانیت نام دارد بیگانه است. اکثرمردم تاجیک در شغنان و هزاره درهزاه جات زیر یک سقف با حیوانات زندگی میکنند و از کلیه مزایای ابتدایی حیات بشری محروم اند و هیچ امید بهبود از آینده ندارند. گروههای قومی که به نام پشه یی یاد میشوند و در دره های مشکل گذار کوهساران و قلل جبال آشیانه کرده اند، خوراک اکثریت شان علف و میوه کوهی است, مسؤل تمام این بد بختیها خانواده سلطنتی موجوده میباشد. تحمل آن اکنون بردوش ملت ستمدیده افغانستان سنگینی میکند. ما بر خاسته ایم این بار کثیف را از شانه مردم خویش بر اندازیم, اگر توفیق نیافتیم آیندگان حتماً این کار را کردنی اند و اعمال شما پاداشی جز این ندارد.
یک سال بعد از قیام ملی نوروز 1329ش جنجال هايی در انتخابات وکلاي شورا پيدا شد، زيرا حکومت ميکوشيد که اشخاص مورد نظر خود را به شورا بياورد. نارضايتيها بجاي رسيد که طلاب مکاتب ودانشگاه مظاهره کردند وحکومت مجبوربه مداخله شد. عده یی ازاشخاص به شمول ميرغلام محمد غبار و عبدالرحمان محمودي که هردوکانديد وکالت ازکابل بودند زنداني شدند. محمد داوود خان که د رکابينه آن زما ن سمت وزارت دفاع وسرپرست وزارت داخله، رياست مستقل قبايل ومخابرات را بدوش داشت، به اثراختلاف جزءيي که با صدراعظم پيدا کرد از عهده هایش برطرف وبه حيث سفير کبير افغانستان به پاريس انتقال داده شد. (1948) يکسال بعد دوباره به وطن برگشت وبراي مدت سه سال خانه بدوش بود.
شاه که رشته کار ها را ازهم گسسته ديد، به فکر آن افتيد که عموي سالخورده را که دموکراسي اش چنگي به دلها نزده بود برکنار نموده وعموزاده جوان وبا انرژي را به جايش بنشاند. شاه بدون اطلاع قبلي به شاه محمود خان خبر استعفايش را در راديو اعلان نمود. ولي شاه محمود فرداي آنروز درتالار پذيرایي منزلش که مردم براي اظهار دلجويي مي آمدند با آواز بلند اظها ر داشت که "من استعفي نکرده ام موقوف شده ام "(10)

 

(ادامه دارد)

زیرنویسها:
1)    عبدالاحد نعیم رها. سلطه زعمای محمد زایی در افغانستان. کابل، فضل، 1390(ص 192 – 233)
2)    صدارت شاه محمود خان از منظر دیگر. رادیوی دوچه وله دری.
3)    شادروان میر غلام محمد غبار. "افغانستان در مسیر تاریخ" جلد دوم. امریکا، حشمت غبار،1999. ص 162-
117.
4)    شادروان میر محمد صدیق فرهنگ. افغانستان در پنج قرن اخیر.جلد اول و دوم با ویرایش جدید. تهران،ابراهیم شریعتی افغانستانی، 1385. ص 716 – 685
5)    شادروام غبار. جلد دوم. میر غلام محمد غبار. افغانستان در مسیر تاریخ. ج 2
6)    دوران سلطنت محمد ظاهر شاه. پیام افتاب؛ پایگاه اطلاع رسانی
7)    محمد ابراهیم گاوسوار؛ یکی از رهبران ماندگار قیام دهقانی افغانستان. محمد عیوض نبی زاده. شبکه سراسری مردم هزاره.
8)    محمد عویض نبی زاده. محمد ابراهیم خان گاوسوار یکی از رهبران ماندگار قیام دهقانی افغانستان. شبکه شراسری مردم هزاره.
9)    بیلیم بیشیگی. عوامل زوا ل صدارت شاه محمود خان (1946 - 1953)
10)    دوران زورگویی ها و هرزه پرستی های سالوسانه سپری شده است. تارنمای سراسری ترکان.
یادی از فاجعۀ آدمسوزی دهاقین سرپل و تداوم تعمیل سیاستهای فاشیستی در افغانستان
. محمد اکرام انديشمند، امريکا درافغانستان (پشاور: انتشارات ميوند، 1384)،صص64-65. 2
. غبار، همان اثر، صص 222-224.2
. سجادي، همان اثر، ص 81.[4]

Advertise your business here. Click to contact us.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

آخرین به روز رسانی در يكشنبه ، 19 بهمن 1393 ، 15:43
 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

رســتاخیز پرسـتوهای تغییر

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 225 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.