Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

تغییـــر نــام فـــارس بـه ایــران و پــی آمــد هــای آن به کشـــور هـــای حـــوزه PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - تاریخــــــی
نوشته شده توسط پرتو نادری   
پنجشنبه ، 17 تیر 1395 ، 10:53

 تغییـــر نــام فـــارس  بـه ایــران و پــی آمــد هــای آن به کشـــور هـــای حـــوزهدانشمندان  ناسیونالیست ایران زمانی که خواستند تا نام فارس  یا پرشیا را به ایران تغیر دهند می دانستند که با این کار بر دور خرمن  بزرگ فرهنگ، تاریخ و تمدن  یک حوزۀ بزرگ تمدنی ریسمان انحصارپرتو نادری می کشند و همه چیز را به نام خود تسجیل می کنند. این خود گونۀ تجاوز بر حق فرهنگی و تاریخی کشور های می تواند تعبیر شود که در برپایی این کاخ بلند تارخی و تمدنی در این حوزه سهم داشته  و امرزه کشورهای جداگانه یی اند.

 

تا سال 1314 خورشیدی برابر با 1935 میلادی کشوری که امروز در هم سایه گی ما به نام ایران زنده گی می کند، به نام  فارس یاد می شد که در زبان های دیگر از آن  به نام‌های پرشیا، پرشین، پرس، پرسی، پرسیس و پرسیدا نیز یاد شده است.

پس از جنگ جهانی اول  در اروپا رشته اندیشه های ناسیونالیسی و نژاد پرستانه یی پدید آمدند که بعداً چنین اندیشه های نه تنها در اروپا  گسترش یافتند؛ بلکه کشور هایی را در آسیا نیز در نوردیدند.  چنین اندیشه هایی به حوزۀ  ما و افغانستان نیز رسیدند. چنان که ما خود را آریایی دانستیم و گفتم معنای آریایی یعنی نژاد «نجیب» و آریایی ها نجیب زاده گان اند.

این که آرایایی ها چگونه نژادی اند و پیش از آمدن آریایی ها در این  حوزه چه گروه های انسانی می زیستند، بحثی است که من توان پرداختن به آن را دارم و نه هم می توان بر آن نقطۀ انجام گذاشت؛  ولی یک چیز  روشن است و آن، این که از مفهوم  نجیب زاه گی آریایی ها اند یشۀ بوی ناک تفوق طلبانه قومی و نژاد پرستانه بر می خیزد نمی توان تردید کرد. دانش ثابت می سازد که هیچ  نژادی در نجیب و هیچ نژادی نا نجیب نیست. وقتی یک قوم یا یک نژاد را نجیب  می گوییم، در حقیت آن نژاد را  با نژاد های دیگر مقایسه کرده ایم ! تازه نجیب و نا نجیب مفاهیم نسبی اند. این مفهوم از ذهن من تا ذهن کسی می تواند زنگ و بوی جداگانه یی داشته باشد.
به هر صورت  حوزۀ آریانا یا ایران تاریخی را حوزه آریایی ها  یا نژاد آریا می دانند.  در نزد اورپاییان، آریانا یا ایران بیشتر به مفهوم  یک جغرافیای تمدنی مطرح  بوده است؛ اما زمانی که  از نظر تاریخی به این حوزه نگاه می کنیم  در می یابیم که این حوزه به هیچ صورت حوزۀ زیستی یک نژاد خاص نبوده است.  کشورهای و ساحات قومی جداگانه یی از این حوزه بر خاسته اند مانند: ایران، افغانستان، بلوچستان، اوزبیکستان، کردستان، ارمنستان، گرجستان، ساحات شمال غربی هندوستان و ...  می بینیم که چه ساحۀ بزرگی روزگاری به نام ایران  یاد می شده است که امروزه این حوزۀ بزرگ تاریخی به یک بخش آن  مسما شده است.
همیشه نام ایران مرا به یاد آن صنعت شعری می اندازد به نام « تسمیۀ اسم کل  به اسم جز» . این جا نیز بخشی از آن ایران تاریخی  می خواهد  از تمام  این حوزۀ تمدنی نماینده گی کند و می خواهد بگوید که تمام دست آورد های تمدنی، تاریخی - فرهنگی و تمام شخصیت های علمی و فرهنگی این حوزه به این بخش تعلق دارد که همان کشور کنونی ایران است.
در زمان رضا خان ، دانشمندان ناسیونالیست ایرانی چون: سعید نفیسی ، محمد علی فروغی، سید حسن تقی زاده و شمار دیگری پیش گام  بر بنیاد یک اندیشۀ ناسیونالیستی تندوروانه ، پیش گام شدند، تا  خود را به آن ریشه های تاریخی و اسوره ای ایران باستان برسانند.  گویند سعید نفیسی که بیشتر از دیگران با رضا خان نزدیک  بود و مشاور خاص او. پیشنهاد تغیر نام فارس به ایران را با رضاخان  در میان گذاشت.
البته این پیشنهاد در همان  زمان مخالفانی نیز دانشت تا هنوز نیز مخالفانی  دارد. هنوزهم شماری از ایرانیان باور دارند که با تغییر نام فارس به ایران  نه تنها به مردم ایران ستم روا داشته شده؛ بلکه در جهت دیگر به حق کشورهای برخاسته از این حوزه  تمدنی نیز ستم شده است.
مخالفان استدلال می کردند که چه  در تمدن مصر و چه در تمدن هند و چه در کشور های غربی ، کشور آنان به نام های که پیش از این یاد شدند،  شناخته شده است و تغییر نام می  تواند رابطه های فرهنگی و تاریخی مردم را  قطع و جهان را در شناخت آنان مشکوک سازد. حتا مخالفان  استدلال می کردند که « ایران» نمی تواند آن بار معنایی ، فرهنگی و تمدنی را در  واژۀ « پرشیا» نهفته است به دیگران انتقال دهد.
به هر صورت رضا خان سرانجام به سال 1953 تصمیم خود مبنی  بر تغییر نام  فارس یا پرشیا را  به ایران، به کشورهای جهان و کشورهای منطقه و از آن شمار به افغانستان اطلاع  می دهد و از این کشورها می خواهد تا پس ازین قلمروی را که او بر آن حکومت می کند به نام « ایران »  بشناسند و در رابطه  های سیاسی و اسناد رسمی خود نام ایران را به کار گیرند.
من نمی دانم که کشورهای منطقه چقدر متوجه این حساسیت شده بودند که این تغییر نام رابطۀ آنان را با ریشۀ تاریخی – فرهنگی شان قطع می کند و مشکلاتی را برای  شان پدید می آورد.  برای آن که فارس با تغییر نام  به ایران تمام دست آوردها تمدنی و فرهنگی این حوزه را به نام  خود تسجیل کرده بود.  کشور ها بر سر قلمروها  در برابر هم قرار می گیرند می جنگند؛ اما تاریخ و فرهنگ نیز قلمرو است، قلمروی که زوال ندارد. گاهی دولت های بی فرهنگ و از آن شمار دولت های افغانستان نمی توانند این قلمرو با شکوه و زوال نا پذیر را ببینند و از آن پاسداری کنند. هم اکنون یک دانشجو در افغانستان ، تاجیکستان اوزبیکستان ، آذر بایجان و... زمانی که می بیند یک نویسندۀ ایرانی یا یک خاور شناس غربی  نوشته است  مولانا جلال الدین ایرانی، ناصر خسرو ایرانی ، سنایی ایرانی، جامی ایرانی،  رودکی ایرانی، نظامی کنجه ای ایرانی، مهستی ایرانی ، خاقانی ایرانی  و سر انجام میرزا عبدالقادر بیدل ایرانی ، میرزا غالب ایرانی، این سینای ایرانی، ابوالریحان بیرونی ایرانی  ... نخستین پرسشی که در ذهن دانش‌جویان این کشورها می گذرد این است که این همه شخصت علمی - فرهنگی از ما نیستند؛ بل از ایران  اند. دل تنگ می شوند. یگانه کاری که می کنند این است که از استادان خود می پرسند که چرا  ایران این  شخصیت های ما را  به نام خود کرده است؟  مگر این شخصیت ها همه ایرانی اند و از ما نیستند؟ این که استادان چه پاسخی می دهند ، من نمی دانم ؛ اما برای یک دانش آموز مثلأ در درۀ یمگان بدخشان  دانش آموزی هروزه زیارت حکیم ناصر خسرو  بلخی را می بیند و حس می کند او از سرزمین افغانستان است و بعد در کتابی  یا مقاله یی می خواند که او را ایرانی نوشته اند،  پرسش هایی در ذهنش بیدار می شوند که استادش هرگز نتوانداو را قناعت دهد.
من خود بارها شاهد بوده ام و هنوزهم هستم، آنانی که به زبان، تاریخ و ادبیات از پنجرۀ غبار گرفته ای سیاست  نگاه می کنند، پیوسته با صدای بلند گفته اند: این شاعر، دانشمند و نویسنده را که نام می بری، همه از ایران اند. بعد به گفتۀ مردم کاسه  را بردار و حوض را پرکن.
دو گونه ایران را باید از هم تفکیک کرد. یا ایران را می توان از دو زاویه نگاه کرد. یکی ایران  تاریخی یا ایران شاهنامه او دیگری ایران امروزی به حیث یک واحد سیاسی مشخص. این واحد سیاسی همان گونه که گفته شد هویت تاریخی اش بخشی از هویت همان ایران تاریخی است. همان گونه که افغانستان نیز در این هویت شریک است. یا بهتر است گفته شود که هویت تاریخی افغانستان بخشی از هویت ایران تاریخی و خراسان بزرگ است.  این هر دو کشور از یک حوزۀ تمدنی برخاسته اند و ریشه های تاریخی – فرهنگی مشترک و یگانه دارند. وقتی فردوسی از ایران، ایران زمین  و ایران شهرسخن می گوید هدفش همین ایران امروزی نیست؛ بلکه هدفش  همان حوزۀ بزرگ تمدنی است که هم ایران، هم افغانستان  و هم کشورهای دیگر را در بر می گیرد.  می دانیم که امروزه این حوزۀ بزرگ تمدنی به کشور های گوناگونی  تقسیم شده است. چنین است که این کشورها در تمام دست آورده های هنری، علمی، فرهنگی و تمدنی این حوزه شریک اند و هیچ کشوری حق ندارد، ادعا کند که او یگانه وارث این حوزۀ تمدنی است. به زبان  دیگر حق ندارد ادعا کند که آفرینندۀ تمام دست های فرهنگی و تمدنی این حوزه است.
شاعران دوران غزنوی ، سلطان محمود امراتور غزنه را  به نام خسرو ایران ستوده اند، مگر غزنی ایران امروزی است، نه بلکه آن شاعران  به آن ایران تارخی نگاه می کنند. وقتی شاعران ، شاهان سلسلۀ درانی در افغانستان را به نام شاهان خراسان توصیف می کنند، نگاهی به تاریخ  و به روزگارانی دارند که این سرزمین بخش بزرگ خراسان بود.
شاید سال 1354 خورشیدی بود ، تازه به شعر روی آورده بودم. رویداد های فرهنگی را دنبال می کردم ؛ ولی هوز در نشست ها راهی نداشتم. روزی سخن رانی استاد عبدالحی حبیبی را در یکی از کنفرانس های که در انتر کانتیننتال کابل راه اندازی شده بود، از رادیو می شنیدم که می گفت: زمانی که حکومت فارس تصمیم گرفت تا نام خود را به ایران تغیر دهد و از تصمیم خود افغانستان را آگاه ساخت، من همراه  بامیر غلام محمد غبار و چند تن از روشنفکران و دانشمندان عرصۀ تاریخ به نزد فیض محمد ذکریا که در آن روزگار  وزیر خارجۀ افغانستان بود رفتیم و گفتم که افغانستان حق دارد تا در زمینه اعتراض کند و این نام را نپذیرد. پی آمد های این تغییر نام را برایش یاد آوری کردیم . استاد حبیبی می گفت نمی دانم چه دلایلی وجود داشت که افغانستان در زمینه هیچ واکنشی نشان نداد.
شاید دولت افغانستان با آن سکوت شرمسارانه دو دسته تمام تاریخ وتمام شخصیت های تاریخی و علمی فرهنگی  این آب و خاک را دو دسته  به ایران بخشید که نماد بزرگ وطن فروشی است.
شاید این یک سکوت آگاهانه بود ،چون پس از آن دیدیم که شماری از عربده جوبان تفوق طلبی زبانی، زبان دراز کردند که این زبان پارسی زبان بیگانه است. میر محمد صدیق فرهنگ در خاطرات خود می نویسد که در تصویب قانون اساسی 1963 افغانستان شماری از متعصبان زبانی،  زبان در کام هم کرده بودند و عزم را جزم تا یک قلم زبان پارسی را  به نام زبان بیگانه از خط رسمیت در افغانستان بیرون کنند، او می گوید وقتی من چنین دیدم از  پارسی ، دری انتخاب کردم  که هرد دو  یک زبان است، این جا بود که دیگر بهانه یی در دست آنان باقی نماند و چنان شد که دری و پشتو به گونۀ زبان های رسمی در کشور  به تصویب رسید.
حال که ایران  و ترکیه می خواهد تا مثنوی معنوی به حیث اثر فرهنگی این  دو کشور در یونسکو ثبت شود، دقیقاً از همین تفکر تفوق طلبانۀ ایران بر می خیزد. برای آن که آنان بلخ آن روزگار نیز بخشی از ایران می دانند ؛ اما نمی خواهند به این نکته اذعان کنند که از ایران تاریخی تا ایران امروز فاصله زیاد است. اگر به گذشته بر گریدم، ساحات وسیع ایران امروز و ساحاتی از افغانستان و از آن شمار بلخ بخشی از قلمرو سلطان محمد خوارزم شاه بود و در آن روزگار این سرزمین به نام خراسان یاد می شد.
بسیار خوانده ایم که خراسان را چهار شهر بزرگ بود:  بلخ، هرات، نیشابور و مرو. بلخ در آن روزگار مرکز مهم تمدن، دانش و معارف اسلامی بود. آن رالقب های « قبتة الاسلام» و« ام البلاد» نیزبود. امروزه بلخ یکی از زیبا ترین و توسعه یافته ترین شهر های افغانستان  نیز هست. اگر به آن حساب هم  که بر گردیم، مولانا یک خراسانی است و خراسان  نام دیگر افغانستان و آن شهر خراسان بخشی از افغانستان.
در تاریخ گره های هست که نمی توان آن را گشود، چنگیز و چنگزیان با سپاه خشمگین سرازیر شده بودند تا سلطان محمد خوارزم شاه را با خیره سری های که داشت، از اورنگ بر اندازند و شهر ها را خاک و خاکستر سازند. مگر پدر مولانا صدای سم اسبان چنگیز را شنیده بود که تا او از مرز ها می کذرد و به بغداد می رسد  دیگر شهر آبادان  بر جای نمی ماند.  آنان تا از آمو دریا گذشتند مردمان را از تیغ کشیدند، دانشمندان را کشتند و شهر های آبادان را به آتش می کشیدند و به یاد می دادند. سلطان العلما ویی این همه حوادث را یده بود که پای در رکاب سفر گذاشت.  او در این سفر تاریخی در حالی که مولانای 12 سال با او بود، در نیشابور در 616 با شیخ فریدالدین عطار دیدار کرد.  زمانی درازی نگذشته بود که آن شیخ بزرگوار به سال 618 در شهر شادیاخ به وسیلۀ سپاهیان خون ریز چنگیز کشته می شود. گویی چنگیزیان گام گام کاروان سلطان العلما را دنبال می کردند.  آن سال ها سال های فروپاشی شهر ها و به خاک افتادن اورنگ نشینان بود چه در ایران امروز و چه در افغانستان امروز. نه در ایران مرکزیتی برجای ماند نه در افغانستان.
حال مولانا خورشیدی است که روشنایی اش به همه جهان رسیده است؛ اما این خورشید جهان تاب از بلخ  سر به در آورده و در  قونیه اصطرلابی ساخت از عشق و سخن. حال چگونه می توان زمانی که میراث فرهنگی او به میان می آید ، افغانستان  این خراسان دیروز را نا دیده گرفت؟
این که ایران و ترکیه پیشنهاد تثب مثنوی معنوی را به حیث یک اثر فرهنگی جهانی به یونسکو داده اند کار شایسته یی هست، چون چنین چیزی هایی در کلۀ دلوتردان ما نمی گذرد. کار نا خوش آیند این که این دو کشور چگونه بدون هم آهنگی وتفاهم با افغانستان چنیین کرده اند؟ چگونه خواسته اند تا سهم افغانستان و همه کشور های حوزه را در این امر بزرگ نادیده گیرند. من امید وارم  این بار دولت افغانستان چون گذشته گان خویش ،خاموش نماند در غیر آن باید منتظر بمانیم که فردا  و پس فردا شخصت های دیگری را از دست  دهیم ،  شاید فردا رحمان بابا، خوشخال خان،  حمید مومند  و دیگر بزرگان ادبیات پشتو هم به نام پاکستان شناخته شوند، بعد ما بمانیم و گزافه هایی از 5000 سال تاریخ وهیچ و بعد همسایه و جهانیان ما را به نام هیچستان یاد کنند!
پرتو نادری
جوزاری 1395
کابل


 

Advertise your business here. Click to contact us.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

آخرین به روز رسانی در دوشنبه ، 21 تیر 1395 ، 09:36
 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 337

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

رســتاخیز پرسـتوهای تغییر

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 154 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.