Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

کلکـــانی و ســرگام‌های گــذار به ســوی دمــوکــراسی PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - تاریخــــــی
نوشته شده توسط نصرالله نیک‌فر   
پنجشنبه ، 8 مهر 1395 ، 05:03

کلکـــانی و ســرگام‌های گــذار به ســوی دمــوکــراسیاز زمان تغیر جغرافیا، شکستن ساختارها و سرانجام تغیر نام خراسان؛ جامعه‌ی مارا یک‌نواختی و تک‌تازی‌ها فرا گرفته بود. نهادهای دولتی و مردمی خاندانی شده بودند. قدرت و زعامت ملکیت فردی و خاندانی انگاشته می‌شد. توده ها انگشت ششم بودند و فضا، فضای نبودکه شماری تصویر کرده اند. زمانی‌هم که در ادامه‌ی این تاریکی قرعه‌ی فال به‌نام امان الله‌خان رقم خورد، بازهم فضا تاریک بود. قبیله جای‌گاهِ ویژه داشت. غصب و تبعید مردم جای‌گاه رسمی به‌خود گرفت. مردم درجه دار بودند، تبارهای خوب و خراب وجود داشت. جا به‌جایی ناقلینی مربوط به‌یک تبار از پاکستان آغاز تا قبایل مرزی و درون‌مرزی به‌سمت شمال حالت رسمی و حکومتی به‌خود گرفت و ستم و غصبی راکه پیش از آن حالت غیر رسمی داشت رسمی کردند. زمین‌های مردم شمال افغانستان را غصب و به زور به آن‌ها دادند. گذشته از آن امکانات و زمینه‌های زیادی برای آن‌ها فراهم آوردند. که بزرگ‌ترین ستم و استبداد در تاریخ سیاه افغانستان بود.
تبار نزدیک به امان الله‌خان از همه امکانات و داشته‌های آن‌زمان این کشور بهره‌مند می‌شدند و به هرچیزی که می‌خواستند می‌رسیدند، اما در مقابل تبارهای دیگر نه تنهاکه انگشت ششم بودند، بل زمین‌ها و دارایی‌های‌شان غصب می‌شد و رسماً به ایل و تبار حاکم بخشیده می‌شد. که شاهد این مدعا همان نظام نامه‌ی معروف ناقلین به سمت قطغن زمینِ است. این نظامنامه را نظام‌نامه‌ی امان الله خانی نیز می‌گویند.دسیسه های حکومتی جریان داشت و مردم را به گونه‌ای در دام‌ها گیر می انداختند. بهانه‌ی اندکی کافی بود برای از دست دادن همه هست و بود یک انسانی‌که در شمال این کشور زیست می‌کرد و به زبان پارسی‌دری سخن می‌گفت.
آیا در چنین شرایطی نیاز نبود، تا کسی سربلند کند و بگوید آقا! بالای چشم‌تان ابروست؟ نیاز نبود کسی فریادی بلند بکند بر ضد این همه ستم و استبداد؟ نیاز نبود فضای بیدادی و یخ بسته‌ی ستم، خون و خشم و غصب شکستانده شود؟ گرچند حرکت ها در سراسر افغانستان بر ضد دست‌گاهِ حکومتی آغاز شده بود اما حرکت مردم شمالی متفاوت‌تر از همه جریان‌ها بود. به این دلیل‌که این جنبش تمام تفاوت‌ها و تک‌تازی‌ها و بیدادی‌هارا از نزدیک شاهد بود. این جنبش ریشه در درد و رنج و محرومیت مردم داشت. این جنبش آگاهانه از میان کسانی برخواست که انقلاب‌های بزرگی را در برابر انگلیس و عمالش در این کشور به پیروزی رسانده بودند. این جنبش می‌دانست که قهرمانان جنگ استقلال کشور جنرال اکلیل خان بدخشانی و غلام صدیق خان صاحب زاده پروانی بودند. اما دست قدرت و دسیسه های درون ارگ و حلقه های دستوری اهریمنی در درون نظام زیر دید شاه تاریخ‌سازی می‌کردند و نام این قهرمانان را حذف می‌کردندکه در منابع بیرونی خوش‌بختانه از آن یاد شده است. این جنبش از قهرمان‌سازی‌های جنگ نخست افغانستان و انگلیس خبر داشت و می‌خواست از روی قهرمان‌های ساخته‌گی و فرمایشی پرده بردارد.
دولت مجال نمی‌دادکه مردم در سمت شمال سر بالا کنند. حتا حاکمان و کار گذران شمال و دیگر نقاط این کشور را از بیرون و یاهم از نزدیکان خودشان بر می‌گزیدند و به یک تاریخ جعلی و ساخته‌گی تن داده بودند. به القاب غصبی افتخار می‌کردند. در چنین شرایطی عیار خراسان، مرد نستوه و نترس امیر حبیب الله کلکانی رهبری چنان جنبش و خیزش مردمی را به دوش می‌گیرد و تا پیروزی صادقانه به پیش می‌برد.
امیر حبیب الله کلکانی تابویی را شکست که حتا دیگران جرئت نقد آن را نداشتند. تباری آمده بودند و همه چیز این کشور را از عینک خودشان می‌دیدند و به زعم و برداشت خودشان در این باره داوری می‌کردند. حاتم بخشی‌ها می‌کردند. کوشیدند پیوند تبارهای بومی این کشور را با گذشته ببرند، که محمود طرزی پدر فاشیزم سرقافله سالار این ستم و بیدادتاریخی، ملی و فرهنگی بود. طرزی که به گفت اسدالله ولوالجی«گوش و بینی فرهنگ و زبان» مردم خراسان را برید و بذر تعصب و قوم‌گرایی را در خاک این کشور افشاند. دار و دستگاه حکومت هم در اختیارش بود و از آن به سود برنامه های نفاق افگن و فرهنگ سوزش استفاده می‌کرد و کسی حتا به سویش خمی ابروهم نمی‌کرد. این‌گونه همه‌ی داشته های مارا دو دسته به پیش‌گاهِ دیگران ریختند و کوشیدند مارا تافته‌ی جدا بافته از همه چیز معرفی کنند.
در چنین فضا و چنین حالتی عیارمرد خراسان خواست نشان دهدکه این جغرافیا و این کشور مال میراثی و فردی کسی نیست و همه‌ی تبارهای ساکن در آن حق حاکمیت و حق زیست انسانی دارند. کلکانی با استواری و پای‌مردی تمام در برابر کسانی ایستادکه خود را صاحبان بلامنازع این کشور می‌دانستند و پادشاهی و حاکمیت آن را حق مورثی خود و بازماندگان خود می‌دانستند. ازین‌رو امیر حبیب الله خان کلکانی را می‌شود پیش‌گام جنبش های آزادی‌خواهی و استبداد برانداز در این کشور در مبارزه با استبداد درونی دانست. این گام امیر بسیار نیک و بزرگ بود. حتا پیامدهای این واکنش و خیزش، دموکراسی و حق شهروندی و عدالت اجتماعی را تداعی می‌کرد. یعنی راه های رسیدن ما به جاده دموکراسی و رسیدن به حق شهروندی و زیست انسانی را نزدیک کرد، و مردمان این سرزمین را شهامت بخشید تا به‌خاطر حق خود در برابر هر ستم‌گر و مستبدی بایستند و حق خود را بخواهند. امری که آهسته آهسته داشت شخصی می‌شد و سلطه و ستم یک تبار را دایمی و مشروع می‌ساخت بر بالای همه‌ی تبار های ساکن در این کشور. شهید امیر حبیب الله کلکانی آن‌را مردانه شکست و به مردم گفت که در این کشور همه حق یک‌سان دارند و همه می‌توانند انتخاب شوند و حاکمیت کنند. هیچ کسی شهروند درجه نخست و درجه دوم و سوم نیست.
همین‌جا بودکه زمینه‌ی اندیشیدن برای همه تبارها فراهم شد و طلسم استبداد و ستم ملی قبیله برای نخستین بار پس از 1747 شکستانده شد. توده‌ها کم‌کم داخل معادله‌های سیاست و قدرت شدند. حتا استقلالی را که پیش از آن شخصی کرده بودند و این همه جان‌فشانی و خون‌هارا نادیده گرفته بودند؛ حضرت امیرحبیب الله‌خان کلکانی با آمدنش در مقام یک پادشاه در روز استقلال آن را از حبس و غصب بیرون کرد و گفت: استقلال را شما مردم افغانستان بودید که گرفتید نه امان الله خان و نه کسی دیگر. افتخارات استقلال این کشور حق فردی کسی نیست و نبایدهم باشد. این جان‌فشانی ها و افتخارها به سود یک نفر نباید مصادره شود.
شهید امیرحبیب الله خان کلکانی دیوار یکه‌سالاری و استبداد تاریخی- تباری را فرو ریزاند و به جامعه چنین تداعی کردکه این شما هستیدکه تعین کننده‌ی سرنوشت خویش هستید، نه یک خانواده و نه یک تبار و نه هم کدام کشور بیرونی. ازین‌رو بودکه پس از آن‌هم حاکمیتی که قبیله با فریب و نیرنگ و سوگند و قرآن خوری کمایی کرد دیری نپایید و مستبدین توسط مردم به جزای اعمال‌شان رسیدند و کم‌کم مردم به‌سرنوشت شان حاکم شدند که امروز همه خود را در این کشور ذحق می‌دانند و شایسته‌ی زعامت و انتخاب و...
به بهانه‌ی تجدد غصب زمین‌های مردم و مصادره‌ی هست و بود ساکنان شمال این کشور هیچ توجیهی ندارد. در زیر سایه‌ی شعار مشروطه و تجدد بزرگ‌ترین ستم تاریخی را بر مردم بومی این کشور روا داشتند. آن‌وقت ما از کدام تجدد و مشروطه سخن بگوییم؟ راستی هیچ تجددی هم از بالا به پایین نهادینه شده است؟ تو از یک‌سو مردم شمال را کوچ اجباری می‌دهی و زمین و جای‌داد آن‌هارا به ناقلین دو سوی مرز دیورند می بخشی و سپس شعار تجدد و مشروطه سر می‌دهی؟ آن‌هایی که تنها شعار تجددخواهی و مشروطه‌ی امان الله خان را زم‌زمه می‌کنند و همه این بی‌دادی ها و کوچ‌های اجباری و بخشش زمین و جای‌داد مردم را به‌یک تبارآن‌هم بیش‌تر  از آن‌سوی دیورند توجیه می‌کنند؛ فکر کنم درک‌شان از تجدد و مشروطه و عدالت اجتماعی وارونه است. کدام شاه متجدد و مشروطه دست به‌چنین ستمِ تاریخی و غصب بزرگ زده است که شما آن‌را تنها در برابر یک شعار مفت و واهی نفی می کنید و نادیده می‌گیرید؟. با شعار مشروطه و تجدد نمی‌شود این همه جنایت را از چشم تاریخ و مردم پوشاند.
گذشته از همه‌ی این مسایل همین تعهد اخلاقی شهید امیر حبیب الله کلکانی برای مردمش نمایان‌گر همه چیز است؛ این‌که نخواست خون مردمش بیش‌تر ازین ریختانده شود و به نادرخان باور کرد، تا از جنگ جلوگیری شود اما این باور اوهم جلو یغمای شمالی و قتل عام مردم را توسط منگلی‌ها و دیگر قبیایل پاکستانی و هندی نگرفت. لشکری که از آن‌سوی مرز آماده شده بود به هیچ چیزی این کشور دلش نمی‌سوخت و حتا درختان این کشور را از بیخ برکندند.
قضیه همین‌جا به‌فرجام نرسید بل‌که مشروطه خواهان واقعی‌ای را که دامن این خاک را در هر شرایطی وا نکرده بودند، به دسیسه‌های گوناگون به امر انگلیس یکی یکی به جوخه‌های اعدام بستند و هرچه غازی و ضد انگلیس بود توسط پدر استبداد و تعصب (نادر غدار)یکی پس از دیگری نابود شدند. با تمام بی‌شرمی و پر رویی معرف استقلال افغانستان شاه محمد ولی‌خان دروازی را هم طی یک دادگاه ساخته‌گی شهید کردند و این گونه به ندای استعمار انگلیس لبیک گفتند و مردان استقلال و آزادی کشوررا به امر انگلیس کشتند و دوباره زمینه را برای استعمار و بی رمقی این کشور فراهم کردند، که تاحالاهم روز خوش را ندیده است این کشور. به دوستانی‌که دوست‌دار دانستن درست این روی‌دادها هستند باید بگویم که بِه‌تر است وقایع پیش از امیر شهید را بخوانند و هم‌چنان روی‌دادهای پس از حکومت ایشان را؛ تا درست بتوان قضاوت کرد و کنه موضوع پی برد.
کابل 18/5/1395


Advertise your business here. Click to contact us.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 337

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

پـــــارســـــی

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 205 مهمان آنلاین

Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.