Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

جامعه ای بیماروحکومت نظامی گری؛ بنام پاکستان!؟ PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - ســـــیاسی
نوشته شده توسط محمد علی مهرزاد   
شنبه ، 11 شهریور 1396 ، 09:04

محمدعلی مهرزادبا فرارسیدن حادثه ای 11سیپتامبرسال 2001 وخاطرات ناگواروتلخ آن نه تنها برای جامعه ای امریکا؛ بلکه غیرقابل تحمل برای جا معه انسان وانسانیت دراذهان عموم بشریت، به حیث لکه ننگی به دامن کسانیکه این حادثه را در قرن توسط اعزام تروریستان وانتحاریان هستیم. از ان تاریخ تا اکنون ما شاهد پلانها واستراتیژی های متعدد می باشیم؛ ولی اثرات مثبت آن که همانا جلوگیری مداخله ومحو اصلی منابع این تروریستان که درپاکستان فعالیت دارند نستیم.

اعلان استراتیژی جد ید امنیتی رئیس جمهور امریکا(ترامپ) با افغانستان ، درمورد مداخله پاکستان در امورافغانستان که صلح وامنیت را نه تنها درمنطقه ، بلکه خود امریکا را به خطرمواجه ساخته ومهمتر ازآن امریکارا با ائتلاف های جدید با روسیه وچین به مبارزه طلبیده است. فرصتی مناسب برای تصفیه حساب ؛ واز همه مهمترعملی ساختن مفاد ومواد این استراتیژی با افغانستان نقطه عطفی شاید در منطقه وبخصوص درتحقق عملی تصامیم وپایبندی به تعهدات کشوری که ادعای رهبری جهان را بدوش دارد درتاریخ امریکا تازگی دارد.ماجرای مداخله پاکستان توسط تربیه مزدوران استعمار درلباس مذهب برمی گردد به تاریخ بوجود اوردن وجدا ساختن آن به عنوان کشوری بنام پاکستان از بدنه هندوستان وافغانستان ، که بدون شک وتردید رفته رفته به یک دانه سرطانی ومزمن تبدیل شده که مردم وکشورمارا در رنج وعذاب واز ارامش وصلح وامنیت محروم واز توسعه وپیشرفت باز داشته است. جامعه پاکستان که وضع یک کتله بیماروتما شا چی را نسبت به حوادث که درپاکستان وکشورهای همسایه بخصوص درافغا نستان براه انداخته است ، وازجانب دیگر تحت تسلط هیولای شبکه استخبارات ونظا می گران به شکل گروگان قرار داده شده اند؛ وهرگزدولت های ملکی چون تابووسمبول بمیان می ایند وهرگز صلاحیت تصمیم گیری نه درداخل وهم درسیاست خارجی ندارند. واز همه بدتر که اگاهی از حقوق بین الدول وزیست مسا لمت آمیز را از مردم خود سلب نموده است. یکی از نتایج فاجعه بار این وضعیت تضعیف روحیه همبستگی انسانی مردم خود پاکستان با کشورهای همسایه است ، که نمود آن تربیه جنایت کاران وتروریستان وتمویل وتجهیز گروهای ادم کش وانتحاری وفرستادن انها به کشورهای همسایه وکشورهای منطقه وجهان است. این نوشته تلاشی است برای نشان دادن گوشه ای از آنچه درقدم اول به حق مهاجرین افغا نی صورت می گیرد انچه در طول چها ردهه آخیر فعالیت های تخریبی وضد منافع مردم افغا نستان صورت گرفته ودرین آواخر تشد ید یافته است گواه برمداخله غیرانسانی حکومت نطامیگراین کشوراست .

همانا تربیه تروریستان درداخل پاکستان زیرعنوان وپوشش جهاد از ادرس اسلام ، سیاست خارجی خودرا بنیاد گذاشته است. حالا دیگر به همه گا ن روشن شده واطلاع دارند که چگونه ازگروهای بنیاد گرایی افراطی درایجاد تشنج وشعله ورساختن جنگ ، کشورهای منطقه وجهان را با اعمال انتحاری وفعالیت های کور تروریستی به مبارزه طلبیده است؛ ودراجرای چنین سیاست کثیفی ، قبل ازهرچیزبازتاب وتداوم وتعمق رویکرد حکومت فاشیستی نظامیگر، ناشی ازنژاد پرستانه وامتیاز طلبی پوچ پنجاپی ، علیه ملیت های پشتون وبلوچ به شکل تبعیض گرایانه وضد ارزشهای انسانی، در رابطه به مردم ونظام افغانستان  وهندوستان علناً مداخله وموجب نا امنی را بخاطرباجگیری از حامیان خود فراهم ساخته است. شما خود شاهد هستید که چگونه از مهاجرین درراه منافع غیر انسانی خود استفاده نموده عرصه را بر مهاجرین قانونی تنگ ساخته است.رژیم نظامی گرپاکستان صدها هزارافغانی را از حقوق امنیت جانی وحفظ حرمت انسانی ، کار، آموزش ، صحت ورفت وآمد وصدوراوراق شناسا یی وبسیاری موارد دیگرکه از ابتدایی ترین نیازمند یهای یک انسان برای زنده ما ندن وانسان بودن است ، محروم ساخته است. پاکستان درمقام حد اقل یک حکومت نظامیگروتوجیه ناتوانی وشکست همه جانبه سیاست های اقتصادی واجتماعی اش استفاده می کند.همان طوریکه همسایه غربی ما ایران که قراربود با مالیخولیایی وتب گسترش انقلاب اسلامی وبزیرکشیدن حکومت ها ی اسلامی به امارت متحده اسلامی یا به عبارت دیگرامپراتوری اسلامی فراروید، ومدعیان انقلاب ایران به رهبری امام خمینی که درآغاز پیروزی انقلاب 1358وسقوط نظام شاهی گفته بود:(( اسلام مرزندارد)) صدورانقلاب را به پیروی تروتسکی شوروی به دیگرکشورها داشت؛ جای تعجب وانکار نیست که پاکستان با ایجاد لانه های  تربیه تروریستان و اعمال انتحاری خلاف تمام اصول اسلامی دست به کشتا ر مسلمانان وغیرمسلما ن می زند؛ وازین طریق اسلام واقعی را به سوال درنزد افکارجهانیان ودشمنان کینه توزصهونیزم به نمایش گذاشته ولکه سیا ونوکرمنشی را صادقانه درقبال مسئولیت وتعهد که به حامیان خود وبه ویژه صهونیزم اسرائیل سپرده بود حق ادای کرد؛ واین پروسه جریان دارد. حالا د یده شود که با اعلان ستراتیژی جدید امنیتی ترامپ رئیس جمهور امریکا که با افغانستان منعقد وتعهد سپرده است تا جلوی مداخله پاکستان را بگیرد؛ ومراکزتروریستی و به تربیه انتحاری درخاک خود پایان می دهد.؟ درصورتیکه رژیم نظامیگرپاکستان با طرح های شبکه استخبارت ( آی-اس- آی) خود که درخدمت ودست پرورده وپیروسازمان (( موساد)) اسرائیل و( امای اکس) انگلیس قرارداشته باشد ؛ بازهم امریکارا اغفال خواهد کرد ؛ واین پیمان استراتیژی ترامپ را درهاله ابهام چون گذشته قرارخواهد داد. واقعیت اینست که نه تنها پاکستان بلکه همسایه غربی ما ایران بی مهابا وافسارگسیخته کوچکترین مبانی حقوق انسانی مهاجرین افغانی را انکارونقض می کند.همان طوریکه مختصات نظام شاهی ایران بعد از سقوط ، نظام آخندی ایران به حیث میراث خوارپروپاقرص نه تنها تخم کینه ونخوت درمیان ملیت های ایران ازجمله اهل سنت وجماعت کاشت ؛ بلکه عمل کرد     ( سازمان استخبارات ساواک) را چنان درقالب سازمان اطلاعات توسعه وتقویه نمود که نه تنها مردم ایران را دروحشت وترورقرارداده ، بلکه کشورهای همسایه ومنطقه را دریک بحران کشانیده است. به همان پیمانه حتی بالاترازفعالیت های استخباراتی ایران ؛ حکومت نظامیگرپاکستان به تبانی شبکه جاسوسی ( اس –آ- اس)درتحقیر وتبعیض ساکنین وزیرستان شمالی وجنوبی وبخصوص درمورد ملیت بلوچ از هیچ نوع عمل غیر انسانی دریغ نکرده است. پاکستان وایران مطابق شعار حامی دیروز وامروزخود بخصوص انگلیسها ، طبق شعار معروف (( تفرقه به اندازوحکومت کن)) برملیت های ساکن درپاکستان وایران اعمال می کنند.

پاکستان با مشوره حامی کهنه کار خود یعنی انگلیس که حیثیت پدرخوانده را برای نظامیگران وسازمان استخبارات آن کشوردارد، با فریب ونیرنگ می خواهد ، بعد ازاعلان استراتیژی امریکا درمورد آن کشور، مظلومیت خودرا با بیانه های بی محتوا به چشم مردم دنیا خاک به اندازد.از جانب دیگراعلان استراتیژی به اصطلاح جدید امریکا، درحالیکه این نقشه ها قبلاً درپنتاگون طرح ریزی شده ، ودرظاهرصرفاً مبا رزه وتضعیف ونابودی تروریسم وداعش است ؛ ولی درحقیقت ابعاد گسترده ترازین ها دردرازمدت درافغا نستان طرح ریزی شده است. همین اهداف متعدد امریکا است که پاکستان دربعضی موارد عقب نشینی تاکتیکی کرده ، درفکرایجاد گروه تروریستی تازه نفس شده ، گروه قبلی را قربانی گروه بعدی می کند.اکنون باید منتظرماند که که تصمیم که ترامپ  بخصوص فشار روی پاکستان تا چه حد جامه عمل خواهد پوشید . برسی ماهیت این سیاست وهدفی که این دکتورین دنبال می کند .

 

کارشناسان سیاسی افغا نستان وجهان به نظر شک وتردید نگاه می کنند .تا جاییکه به نظر می خورد در استراتیژی جدید ترامپ حتی چشم اندازی برای خروج ازبا تلاق جنگ ولوبه شکل ظاهری هم دیده نمی شود. به همین دلیل راهبرد جدید ، نه پاسخ برای کاهش بحران ؛ بلکه خود بخشی از بحران در اینده وبیان یک اوجگیری تازه را با خود خواهد داشت. اگر شرایط اجتماعی وفرهنگی واقتصادی موجوده ای کشور را از دید واقع گرایایانه بررسی همه جانبه وبدون جانبدارانه کنیم،به این نتیجه می رسیم که قدرت طالبان درمنا طق که حضوردارند بیشتر ناشی ووابسته به جمعیت واهالی سنتی وقبیله ای است ، تا اینکه در شهرها نفوذی داشته باشند . نه تنها طالبان به حیث ابزارووسیله درراه تامین منافع کثیف پاکستان بکارگرفته شده اند؛ بلکه عده ای را بنام ستون پنجم نیزدرمراکز حساس استخدام کرده است. ودرقدم دوم حمایت مستیم پاکستان از طالبان می تواند در تداوم جنگ ومداخله پاکستان موثرواقع شود ، از طرف دیگرایجاد انگیزهای نفرت ازحضورنامعلوم قوای امریکا وحمایت از حکومتی که تا اکنون موفق به از بین بردن فساد اداری، وبرکناری کسانیکه آلوده به فساد اند؛ واز همه مهمتر تصورونارضایتی که ازایجاد حکومتی تحمیلی وغیر ملی حکومت دست نشانده را تحقق بخشیده وازین طریق افکارعامه مردم افغانستان را علیه این دولت تحریک وبی اعتمادی راایجاد ،و برشا نهای زخمی مردم افغا نستان تحمیل کردند تاازین طریق اهداف خودرا براورده سا زد.تصورما از داشتن قدرت ونفوذ طالبان بعضاً مبالغه آمیز وغیرواقعی چه درداخل وخارج وانمود شده است درحالیکه بیش ازپیش این قدرت پوشالی وساختگی با تکیه به قدرت های خارجی وحمایت های قبیله ای داخلی به حیات خود ادامه می دهد.همین امرموجب شده تا حمایت بیش از حد امریکا ازین حکومت که براساس مصلحت سیاسی بوجود اورده شد مورد سوال وبعضاً تعرض قراربگیرد. ازین واقعیت بازهم نمی توان چشم پوشید که راهبرد جدید وتداوم وگسترش حضورنظامی امریکا به یک تعبیر به مثابه خاموش کردن آتش با باروت ونفت است؛ تا راه حل برای خروج از بحران ورسیدن به صلح دایمی درافغانستان ؛ وازاز طرف دیگربعضی از کارشناسان سیاسی واگاهان ملی کشور وتبصره های بیرونی به این امرتا حدی توافق دارند که اتخاذ سیاست گسترش حضورنظامی در افغانستان ازیک طرف واز جانب دیگرانتقاد به خروج سریع قبل از موقع نیروهای امریکا که توسط دولت قبلی اوباما اساساً برتحلیل نادرست وغیر واقع بینانه که برمبنای شعارهای انتخاباتی تعهد سپرده بود صورت گرفت، که این اقدام منجر به شکست وناکا می امریکا وسرانجام به رشد گروه طالبان وتروریزم که ازطرف پاکستان تقویه وتمویل میشود انجامید.

حکومت ترامپ وارث سیاست شکست خورده اوباما است. به مشاورین تام الاختیاروهمه کاره باشند ؛ بعید نیست که مراکز تصمیم گیری به پنتاگون انتقال شود بدون تردید فضای صلح یکباره در افغا نستان به جنگ دوام دارتبد یل وما قربا نی استراتیژی چند بعدی و ماورای این پیمان امنیتی خواهیم بود. نشود حمایه وتداوم از این جنگهای منطقوی وعدم صداقت در فشارآوردن ومحو لانه های ترور یستی درپاکستان که هر آن درجلب وجذب جنایت کاران سیا وسفیددست بکار است کوچکترین ترد ید وتعلل برای منطقه وجهان گران تمام خواهد شد. باید مطابق استراتیژی پر هیاهو که درباره ختم مداخله پاکستان در افغانستان که صلح جهان را تهدید وعملاً درمقابل منافع همه کشورها  تخریب کار تربیه می کند مانع شوند ،درصورتیکه با این همه شواهد غیر قا بل انکار؛ بازهم در میدان اختلافات وانعطاف پذیری عده ای ازنماینده گان مجلس دموکرات وجمهوری صلاحیت امریکا خارج و درآن صورت نشود فاجعه جنگهای اول ودوم تکرار تاریخ باشد ، وجهان بشریت را به نابودی بکشانند؛ دران صورت نه کشوری ونه هم مرد می خواهد بود تا شما بر هژمونی خود غروربفروشید.

 

************************************

 

28 اسد؛ طلوع ازادی؛ درحافظه تاریخ افغانستان!؟

محمد علی- مهرزاد

کشورافغانستان در1919، دست آوردبزرگ جنبش مشروطه خواهان وما حصل مبارزه ازادی بخش مردم حق شناس افغانستان تحت رهبری شاه امان الله خان به رهنمونی پیشگامان استقلال کشور، برضد سلطه 110 ساله استعمارانگلیس بر استقلال خارجی کشوربود، که با امضاء قرارداد راوالپندی افغانستان وارد مرحله تازه ای از زنده گی سیاسی، اجتماعی واقتصادی،فرهنگی خود شد، مرحله که با جنبش قانون سازی وتاسیس مراکزتعلیمی وتحصیلی برای عموم مردم کشورهمراه بود. ایجاد مناسبات سیاسی مستقل با کشورهای خارجی وتاسیس سفارت های افغانی در کشورهای متحابه وپزیرفتن سفیران کشورها ی متحابه درکابل ، مبارزه با فساد اداری وقطع امتیازات مستمری خاندان محمد زایی  وسران قبایل وروحانیون متنفذ وتعمیم ارزشهای دیگر اجتماعی در تاریخ افغانستان برای اولین بار صاحب یک قانون اساسی مدرن وعصری گردید.قانون که درفصل حقوق عمومی: اصول برابری وازادی شخصی ولغواسارت وبرده گی ، ازادی مطبوعات وشغل وپیشه وحق مالکیت شخصی ومصئونیت مسکن ومنع مصادره دارایی ولغو بیگاروشکنجه ومجازات غیر قانونی وغیره نکات برجسته اساسی بازتاب یافته بود. بنا برحکم ماده 11 این قانون در حدود 700 تن غلام وکنیزدرشهر کابل از منازل اربابان خود برآمدند،  این قانون اساسی در جامعه افغانستان انقلابی بود، نه تنها بخاطرانکه حقوق مدنی شهر وندان را تضمین می کرد، بلکه عملیه دستگاه دولت را نیز تنظیم واصل مسئولیت کابینه رامعین می کرد، وهم چنان به این دلیل که اقتدارپادشاه را محدودوتابع قانون می ساخت ماده 7 این قانون ((مقاطعه رادیکال از حاکمیت شخصی واستبدادی مروج درافغانستان بود.)) در پرتوهمین قانون اساسی بود که اقلیت های دینی ومذهبی اجازه یافتند تا مناسک مذهبی خودرا بطورمناسبی بجا آورند.شادروان غباردر مسیرتاریخ افغانستان می نویستد:((روح این قانون ، آن بود که در عمل تطبیق می شد واز لوث کذب وریا وفریب کاری مبرا بود.))،چنانکه مراسم مذهبی وتکیه گاهای پیروان مذهب امامی مجالس مشوره در ولایات قندهار،غزنی وجلال اباد وانجمن کابل، یک یک نفر نماینده گان انتخابی هندوهای افغانستان شامل ودر اموراداره سهیم گردیدند وقید رنگ زرد از دستار ومعجرمرفوع گردید. توسط شاه امانالله خان طبق فرمان در حمل 1299 شمسی مطابق 1920 میلادی باقیات پول جزیه هندوها کاملاً بخشیده وهندوها درمدارس ملکی ونظامی ( لیسه حبیبیه وحربیه) وافسری اردو قبول شد ودیگر تبعیض وتفریق از نظرنژاد وزبان ومذهب وقبیله وجود نداشت، معاش مستمری ونسبی عشیره محمد زایی وخوانین وامتیازات روحانیون لغو گردید وملت در حقوق باهم مساوی شد. امان الله خان به اهل تشیع افغانستان نهایت احترام عمیق می گذاشت وبه تکیه خانه ها ی شان می رفت ودردهرمسال هندوها در مراسم شان شرکت می نمود ، از انجاییکه تاسیس وانکشاف تعلیم وتربیه ملی از وظایف اصلی دولت بشمار می رفت واین امردرتحقق تحولات اجتماعی نقش موثری داشت، لذا دولت آمانی به تاسیس مکاتب در مرکز وولایات پرداخت وبرطبق ماده 68 قانون اساسی تحصیل دوره ابتدایه را اجباری ساخت ودر پایتخت علاوه بر لیسه حبیبیه ، لیسه های امانی تاسیس گردید که در انها استادان جرمنی وفرانسوی تدریس می کردند. افزون برآن مکاتب رشدیه غازی، رشدیه استقلال ، تلگراف، رسامی ، نجاری ، معماری ، زراعت ، دارالعلوم عربی، رشدیه مستورات ، رشدیه جلال آباد ، رشدیه قندهار، رشدیه هرات، دارالمعلمین هرات ، رشدیه مزارشریف ، رشدیه قطغن ، مکتب پولیس، مکتب موزیک ، قالین بافی، تدبیر منزل زنانه، طیبه مستورات ، خلاصه بیشتراز 322 باب مکتب ابتدایه در تمام ولایات کشور تاسیس گردید .وچند سال بعد سه صد نفراز شاگردان افغانی به کشورهای چون: فرانسه، جرمنی، ایتالیا ، اتحاد شوروی وترکیه غرض فراگیری رشته های مختلف وتخنیکی اعزام شدند.                   شاه امان الله خان در آوایل سال 1300 شمسی مطابق 1921 میلادی اعزام 300 نفرمتعلم را از جمله صد نفربه اروپا ودو صد نفربه هند برای تحصیلات عالی به اروپا وهند آماده شدند؛ وبرای مراقبت متعلمین مفتشین نیز تعین شده بودند که با شاگردان افغان بخارج می رفتند . درهمان سال به تعداد 35 نفرشاگرد برعلاوه  توسط هدایت الله پسر شاه امان الله خان تحت نظر سردارمحمد عزیز خان به فرانسه و48 تن دگرتحت رهنمایی سید قا سم خان به المان فرستاده شدند.       شاه امان الله خان عشق بی کران به تعلیم وتربیه وتعمیم سواد در مملکت داشت. وهم چنان بار دیگردر سال 1301 تعداد دیگری از شاگردان را غرض تحصیلات عالی به خارج اعزام نمود. چنانکه دریکی از بیانیه های خود گفته بود:  (( من هر قدردرباب ترقی وبهبودی شما ملت تفکرنموده ام بدون علم دیگرراهی نیافته ام وپایه اول علم ، مکتب است ، پس شما نیک بدانید که بخیرشما بوده وشمارا براه مستقیم مایل ساخته ، می خواهم با کمال سویه از علم باخبر شوید وترقی کنید ، تاکی درین مغاک جهل ماندن از عالم بی خبروازعلم محروم باشید.)) همچنان دریکی از دیگربیانیه های خود با الفاظ ساده وعام فهم خطاب به مردم اظهار نمود: (( ...امروزکه ما وشما علما ، فضلا را به نظر عزت واحترام می نگریم تماماً از برکت علم است ، باید بیش از پیش در تحصیل کوشید . ایا نمی بینید وخجالت آورنیست از انها ی که نسبت بما وشما صاحب کمال عزت وجلال هستند وبرما فخرها می فروشند. حکومت شما ومن عاجز، کوشش ها کردیم ومکتب  هارا از برای تحصیل علم جهت اولاد شما ملت تشکیل دادیم  پس چرا کاهلی می نمائید ودر اخذ تعلیم تنبلی می ورزید ...از برای خدادرمقابل این همه زحمات ودلسوزی حکومت خویش چرا اولادهای خودرا به مکتب داخل نمی کنید . چرابرحیات وآینده اولاد های خود دلسوزی نمی کنید که بی علم وجاهل وبی کمال بمانند. ))                                  شاه امان الله خان وقتاً فوقتاً از امور تدریسی وامتحانات شاگردان خبرمی گرفت . حکومت آمانی در کارگسترش تعلیم  ودر26 حوت سال 1300 شمسی مکتب ذکاوت در بامیان بازگردید.هم چنان مکتب دانش در چهلستون گشوده شد ، مکتب معرفت در تاشقرغان تاسیس گردید .درسال 1300 شمسی در نیمروزومیمنه نیز مشعل معرفت روشن گردید، در دولت آمانی برای تشویق اطفال به مکتب برای هر طفل مدرسه رو معاش معینی کرد تا بدین وسیله مردم از رفتن فرزندان شان در مدارس ممانعت بعمل نیاورند. اما بازهم دیده شد که با وجود این مردم بخوشی فرزندان خودرا به مکتب نمی فرستاندن بنابرین تعلیمات ابتدایی را برای اطفال در قانون اساسی اجباری نمود. شاه امان الله خان طرزجدید سواد آموزی را ایجاد ودر معرض ازمایش قرارداد که شخص بی سواد در مدت 21 روزاگرهرروزدوساعت ( جمله 20ساعت) درس میخواند ، با سواد می شد وخواندن یاد می گرفت . شاه غازی این شیوه را درسال 1927 ایجاد کرد وخودش در همان  سال  هرشب  به مسجد شاه دوشمشیره می رفت  وشاگردان را سواد می اموخت ودرپایان از شاگردان امتحان می گرفت  ومعلوم شد که بعد از بیست ساعت درس ازروی ((اصول صوتی آمانی)) مشخص می تواند کلیمات را بخواند توجه دولت آمانی بدورنماند ودرحدود 23 جریده ومجله ازقبیل ارشاد النسوان ( به سرپرستی ومدیریت اسماء رئیسه مادرملکه ثریا) جریده اتحاد مشرقی، جریده اتفاق اسلام هرات، جریده بیدارمزارشریف، جریده افغان بمدیریت شادروان (غبار)وجریده ملی انیس ، مجله اردو، مجله معارف،جریده طلوع افغان قندهار ، جریده آمان افغان وجریده نسیم سحروغیره در مرکز وولایات  شروع به فعالیت نمودند که همه دم از استقلال وازادی وتمامیت ارضی وصیانت از استقلال می زدندو(( با امانت داری ودقت تمام کوشش های حکومت را به سود اصلاحات منعکس می ساخت واراء وعقاید مردم را درپهلوی آن می نهادند. شادروان غبارمی نویسد:(( شاه امان الله خان دراغازسلطنت خود با روشنفکران افغانی از درصمیمیت وهمدردی داخل شد، اوتمام محبوسین سیاسی ومشروطه خواهان را از زندانهای پدر آزادساخت وباسایرروشنفکران در اموردولت شرکت بخشید...پس از این فضا باز سیاسی در مملکت سبب شد که حلقه های سیاسی ((مخفی در زمان امیرحبیب الله خان )) به شکلی علنی در آیند وازادانه به فعالیت های سیاسی خود ادامه بدهند ، گرچه هنوزتشکیل احزاب قانونی نبود،ولی این حلقه ها شکل حزب های غیررسمی گرفتندکه مشهورترین انها دوحلقه درکابل بود: یکی حلقه ای که خودش (( جوانان افغان)) نام داده بود، ومرام تند تر وجنبه دست چپی داشت. اعضای عمده این حلقه عبارت : (( عبدالرحمان لودین، تاج محمد خان پغمانی ، فیض محمد خان باروت سا زکابلی،غلام محی الدین خان آرتی، سعد الدین خان ومرزا عبدالرحمان خان ، محمد انوربسمل ومیرزا نورمحمدخان وعبدلطیف خان ، میرزا محمد اسمعیل خان ، محمد سعید خان ، میرزا جان خان وتعدادی دیگری، (غبار) حلقه سیاسی دوم که معتد لتراز حلقه اولی بودند واز طرف میرعبدالهادی ، فقیراحمد رحمانی ، فیض محمد خان ناصری ومیرسید قاسم خان، رهبرحلقه که یک باربه اعدام محکوم وتا پای داربرده شد ، اما حکم اعدام به حبس ابد ودوامدارتبدیل وسالهای دیگردر زندان باقی ماند . سردارعبدالحسین خان عزیزاز مجازات نجات یافت و به سفارت ووزارت رسید . وهم چنان شادروان غبار پس از معرفی دوگروه فعال سیاسی که بصورت علنی فعالیت داشتند ، می گوید که یک عده دیگربا وجودفعالیت های سیاسی روشنفکران افغانی که روح دست چپی از ان اشکاربود، در زمان دولت آمانی یک نفراز روشنفکران اعدام ویا حبس سیاسی محکوم نگردید. شاه امان الله واقعاً مرد انقلابی وازخود گذری بود، اونه تنها با حصول استقلال سیاسی افغانستان حیثیت واعتبارانگلیس هارا در انظارجهانیان خورد وخمیر نمود ، بلکه با قطع نمودن معاش مستمری سرداران محمد زایی ، خوانین وروسای قبایل وروحانیون بزرگ ، دشمنی انهارا نیز بجان خرید .مبارزه با فساد وعنعنات نا پسند قرون وسطایی جامعه ، ترغیب ماموران دولتی به انتخاب یک همسر ، تحریم انتصاب مامورین که همسر خارجی داشتند به وزارت خارجه ، لغومریدی وپیری دراردو، گرفتن امتحان از ملا نما ها ، کشف حجاب زنان ودادن حق بسیار برای شان در برابر مردان ،لغونکاح صغیربا مردان مسن و...و...از جمله اقدامات بود که که هریک می توانست آتش دشمنی را با دولت او دامن بزند واورا از سریر قدرت پائین بکشد . شاه امان الله درجبهه خارج نیزبه اقداماتی متوسل شد که برای ثبات کشورش می توانست بسیار خطرناک باشد ، مثل تحریک قبایل انسوی سرحد برای آزادی ودعوت برسران شان به کابل ، برسمیت شناختن حکومت موقت انقلابی هندی وپذیرفتن مهاجران هندی در افغانستان ، هریک ازین اقدامات بمثا به روغن بود که آتش دشمنی انگلیس با اورا شعله ور می ساخت . شاه امان الله به امیر بخارا اسلحه وعسکر کمک کرد تا برای آزادی  کشورش از تسلط بلشویک ها برزمند.شاه از انورپادشاه وابراهیم لقی ، کمک وحمایه به رهبران جنبش آزادی بخارا ؛ ( ایا دشمنی با چنین زعیمی ازادی دوست وعاشق تعلیم وتحصیل بی انصافی است تا برضد یک چنین شاه میهن دوست ، شاهی که جزسرافرازی وسربلندی وترقی مردم افغانستان ارزوی دیگری نداشت ؛ اکثریت نویسندگان برآنند؛، وسلطنت  ایا چگونه وجدان عده ای به خود اجازه می دهند تا برضد یک چنین زعیمی ازادی دوست وعاشق تعلیم وتربیه وتحصیل قضاوت عجولانه ومتعصبانه بعمل آورند. امان الله خان در اولین هفته تا جپوشی خود ودر اولین نطقش خطاب به مامورین وشهریان شرافتمند کابل ، در مسجدبزرگ عید گاه ، دم از استقلال عام وتام افغانستان زد، وسلطنت خودرا مشروط به کسب استقلال کامل کشوراعلان نمود ه وگفت :(( اول برهمه رعایا صدیق ملت نجیب خود این اعلان وبشارت میدهم که من تاج وتخت سلطنت افغانیه را بنام استقلال وحاکمیت داخلی وخارجی افغانستان بسر نهاده .)) سپس از مردم ازاداه افغانستان ، طلب کرد تا اورا در تحقق این ارمان ملی یاری رسانند. اعلحضرت امان الله خطاب به عساکر ومامورین وشهریان کابل در حالی که دریشی سفر به تن داشت گفت:(( این لباس سربازی را از تن بیرون نمی کنم تا لباس استقلال را برای مادروطن تهیه نسازم، من این شمشیررا در غلاف نمی کنم تا غاصبان حقوق ملتم را به جای خود ننشانم !)) وچنین ادامه داد: (( ای ملت عزیزوای سربازان فداکارمن بیا ئید تا که سرهای پرغیرت خودرا برای نجات وطن ومردم مسلمان واستقلال طلب افغان فدا سازیم.)) البته درمقابل مردم مسلمان واستقلال طلب افغان نیز به این ندای جان بخشای پادشاه جوان خویش لبیک گفتندو با دادن سر وجان خود در راه کسب ازادی ، آماده پیکاربا بزرگترین قدرت استعماری آن زمان یعنی انگلیس گردیدند. شاه امان الله که دید انگلیس ها پاسخ نامه اورا مبنی به رسمیت شناختن استقلال نداده اند، طی نطقی در دربارکابل به تاریخ 13 اپریل 1919 در حالی که سفیر انگلیس در ان محفل حاضر بود گفت:(( من خودم ومملکت خودم را از لحاظ داخلی وخارجی کاملاً ازاد ومستقل اعلان نمودم وبعد ازین کشورما ، مانند سایردول وقدرت های جهان آزاد است وبه هیچ نیروی ، به اندازه یک سر موی اجازه داده نمی شود که در امورداخلی وخارجی افغانستان مداخله نماید ، واگرکسی به چنین امری اقدام نماید ، گردنش را با این شمشیر خواهم زد.))،وسپس روبه بجانب سفیر انگلیس نموده پرسید :(( آنچه گفتم فهمیدی!)) بعداً شاه جوان بخت جهاد با انگلیس را بخاطر بدست آوردن استقلال کامل سیاسی روی دست گرفت . سرانجام در تحت رهبری وزعامت وطن پرستانه اعلحضرت شاه امان الله بتاریخ 28 اسد 1298 شمسی مطابق 18 اگست 1919 میلادی استقلال سیاسی افغانستان حاصل شد وافغانستان دوباره حیثیت  وآبروی ازدست رفته خودرابازیافت ودرصف ملل ازاد جهان قرارگرفت.                                                                                  
دراخیرلازم است تا نظریات خودی وبیگانگان را درمورد امان الله خان بصورت اجمال یاد آورشوم : نویسنده امریکایی  ( خانم ریه تالی ستوارت) در مورد امان الله می نوسد: (( امان الله خان یک حکمرانی بود که   نه درشرق ونه درغرب دیده شده بود، هیج پادشاهی بدون بادی گارد وکش وفش( تشریفات خاصی امیتی) جای نمی رفت. اما برعکس امان الله خان هرکجا می رفت با مردم ملحق می گردید. فامیل وی براواعتراض می کردند که مواظب خودش باشد؛ امانالله خان می گفت: ( ملت بادی گارد من است ) امان الله خان دیوانه واربه مردم افغانستان عشق داشت. محقق افغان فضل غنی مجددی درکتاب خود (( افغانستان درعهد اعلحضرت امان الله خان )) از مصریها نقل قول می کند : مصریها امان الله خان را شخصی دموکرات ودوستار ملت معرفی نموده اند ویرا رمز ازادی ومبارزه علیه استعمار انگلیس برای ملت مصروشرق می دانست ، مصریها امان الله خان را مثال عالی یک پادشاه شرق در قرن بیستم می دانستند. برخی از افغانان امان الله خان را در اغتشاشات 1928 شخصیت ضعیف وترسو وانمود وتمام ملامتی هارا بدوش اوبارکرده اند ؛ برعکس تعدادی این نظررارد می کنند وعقیده دارند که امانالله خان مرد شجاعی بود وهرگزترس را نمی شناخت ، چراکه امان الله از طرف شب وروز بدون حاضربا ش در خیابانهای شهر کابل گردش می کرد واز هیچ نوع تهدید نسبت به شخص خود احساس نمی کرد وخوف نداشت.فرایزر تتلرمورخ وسفیرانگلیس درکابل ( که بدخواه امان الله بود)  درباره اومی گوید:(( امان الله خان متصف به شجاعت ودوستی وزعامت بود واز اجدادخود پاینده محمد خان تقلید میکرد، امان الله شخص وطن دوست واقعی وطرفدارترقی افغانستان بود ومی خواست افغانستان دربین کشورهای جهان صاحب مقام عالی باشد ، امانالله خان خطیب ارجمند ودر شئون بین المللی معلومات کافی داشت  ، ونقطه ضعف در شخصیت امان لله خان از نظر این سفیر انگلیس همانا غرورویرا می پنداشت.)) موریس فوشه ، سفیرفرانسه در افغانستان درمورد امان الله خان می نویسد : (( این جوان در مقایسه با عمر خود در امور سیاسی شعور وبینش عجیب وحیرت اوری دارد، با شجاعت اهداف مشخص خود را  پیش می برد ،هنگامی که من اورا ملاقات کردم لباس جنرالی بتن داشت ، جلد سفید ،  چشمان سیا ودرشت داشت ؛ در چشمان او اقتداروحزم واعتدال برعکس گفته سفیر انگلیس معلوم ومی درخشید، امان الله خان ازاثرذکاوت سرشار ، شهامت ویا فهم مسایل سیاسی هرکس را تحت تاثیرخود قرارمی داد، امان الله خان این کفایت را دارد که مسایل پیچیده به ارتباط همسایگان (روس وانگلیس) را با اطمینان کامل مطرح کندونظروفیصله خود را نسبت به انها صادرنماید اوصاحب عزم واراده قوی ومرد عمل بود، تاهنوزصیقل زمانه را ندیده وکا میا بیهای زیادی را نصیب شده است ، بطور مثال در مدت اندک افغانستان را به تمام جهان معرفی وپرستیژ اما ن الله خان قابل توجه چه کلیمات نمی تواند بزرگی وعظمت شخصیت اورا بیان کند.)) ولی با وجود سوختاندن تمام کتب درسی عهد امانی که درانها نام وعکس آن غازی وجود داشت یکجا با قصرزرنگارکه دران شاه میهن دوست را از ذهن وقلب مردم افغانستان پاک کنند؛ چون نام امان الله خان با استقلال کشورعجین شده است ، وتا استقلال پابرجا باشد، نام اونیزپابرجا خواهد بود.هیچکس نه درگذشته ونه هم بعد ازآن شاهان وسران حکومت بعدی نتوانستند ، نظربه گفته شادروان میرغلامحمد غباراز محبوبیت آن شخصیت ملی را از قلب وذهن مردم حقشناس افغان کم کنند.
موضوع اساسی این است که ازسر احترام به پیشگامان نهضت های مترقی کشور چه درگذشته وامروزدرصحنه سیاسی افغانستان درخشیدند به دیده قدرنگریسته ؛ اندیشه های ملی شان رادرشرایط موجود غنی ببخشیم ،تا باشد خاطره ویاد شان برای نسل های امروزوآینده زنده بماند. هستند بعضاً ازدوستان که عقیده دارند ، همیشه نمی شود درباره چیزهای که با آن زندگی نکرده ایم نمی شود قضاوت کرد؛ اما به نکات مشترک وفرایند انقلابی شان باید اعتمادکرد. وقتی شک درمیان آید باید بپرسید وبه تاریخ پربارکشورمراجعه شود حتماً پاسخ خودرا می توان دریافت کرد. انچه که امروزنهایت برای ما اهمیت دارد مبارزه علیه بنیاد گرایی افراطی مذهبی وقومی ولوازهرادرس ومکتبی باشد؛ برای رسیدن به این مآمول باید درجستجوی وجوی تحکیم روابط واتحاد واقعی باشیم . باید به انواع مختلف مداخله مبارزه کنیم ؛ به این واقعیت جنگید که پول وقدرت های بزرگ از تروریسم بین المللی حمایت می کنند. درصورتیکه تجاوزعلیه مردم افغانستان از طرف پاکستان با بودجه غربی وکشورهای به اصطلاح مسلمان خلیج انجام می شود ؛ نباید اجازه بدهیم که ازسرزمین ما برای نقشه کشیدن وافروختن جنگ ها میدان مسابقه استفاده شود؛تجربه دوجنگ جهانی را داشته ایم ؛ وسومین جنگ پایان نوع بشرخواهد بود.
آنچه به شواهد تاریخ  کشورگفته آمدیم ، چنین نتیجه گرفته می شود : دوره های قدیم وقبل التاریخ پنجاه هزارساله ما تا اکنون درتاریکی قرارداده شده است،اما  دردوره تاریخی پنج هزارسال  سه هزار سال آن درجنگ های گرم سپری گردید که این تعداد یک ونیم هزارسال آن درجنگ با بیگانگان ، ویک ونیم هزارسال باقیمانده در جنگهای ذات البینی وجنگ های اقتدارگذشته است، دوهزارسال باقیمانده آن که به آرامی نسبی توام بود، نمایانگرشگوفایی استعداد های مردم وظهورنوابغ ، علما ، شعرا وادیبان بزرگ دارای شهرت جهانی دراین کشورچشم گشوده وشاهکارهای بزرگ هنری ، ادبی ، علمی جهان دراینجا بوجود امده وخدمات فراموش ناشدنی به علم وادب ،هنروفرهنگ صورت گرفته است. استعدادهای فوق العاده بازوان کاروابتکاردارند ودرصورت مهیا شدن زمینه کارهای خارق العاده وفوق العاده را انجام داده می توانند،از نظراقتصادی کشورما بسیارغنی است ، انواع معادن منحصربه فرد داریم وبه گفته اعلحضرت امان الله خان ( انچه خوبان همه دارند توتنها داری)یعنی معادن که درتمام جهان تقسیم است به تنهایی دروطن ما وجود دارد، اما تا اکنون از ان بهره نبرده ایم . برای پیشرفت زراعتی وصنعتی نیز از امکانات وسیع داریم که انهم بحال خود باقیست ، علت بزرگ آن این است که ما درطول تاریخ استقرارنداشته وجنگ های تباه کن وویران گرداخلی وخارجی به ما موقع نداده است تا به زندگی آرام وخود کفا برسیم. اما ما درطول 5 هزارسال درمقابل تمام این محرومیت ها افتخار ان را داشتیم که ازادی خودرا حفظ کنیم وبه هیچ قدرت استعماری موقع اشغال افغانستان را نداده ایم از همین روبه افتخارمورخین شهیرکشورراجع به شاه امان الله خان و وکسب استقلال ونهضت امانی وازجنبش مشروطیت وپیشگامان دولت مشروطیت سخن ها گفته اند وبه این عبارت زیاد ترتاکید داشته اند:(افغانستان هیچگاه تحت تسلط کسی نه آمده است) .
نوشتن کتاب (( افغانستان درمسیرتاریخ)) شادروان غبار ، علامه پوهاند عبدالحی حبیبی با نوشتن کتاب (( جنبش مشروطیت درافغانستان ))، فیض محمد کاتب با نوشتن کتاب (( تذکره انقلاب)) ، داکترزمانی با نوشتن کتاب (( بازنگری دوره امانی وتوطئه های انگلیس برضد حکومت امانی))، داکترحشمت الله با نگارش کتاب (( از جنبش مشروطیت تا دولت مشروطه)) ، کاندید اکادمیسن اعظم سیستانی با نوشتن کتابهای (( علامه محمود طرزی، شاه امان الله خان وروحانیت متنفذ )) و(( دفاع از شاه امان الله واستقلال وجیبه ملی ماست)) و(( دفاع از ارزشهای ملی، وظیفه ملت عناصرملی است)). وتعدادی زیادی از قلم بدستان ملی با مقالات ارزشمند خویش نام ونشان وکارنامه های پیشگامان استقلال کشورودرراس ان شاه جوان وترقیخواه دوباره احیاء کرده وبه نسل های امروزو آینده وبا لنده کشورسپرده اند که هیچکس قدرت نابودی انهارا نه درگذشته وآینده نداشته وندارد.ملت حق شناس ما از ان تاریخ تا امروزکه 97 سال از آن می گذرد ، هرساله از استرداد استقلال ومحصل آن قدرشناسی میکنند. شاد باد روح پیشگامان استقلال وطن ، پاینده باد افغانستان و سرافرازباد مردم حق شناس افغانستان.

 

**********************************

 

محمدعلي مهرزاد


تمرین سیاسی اپوزیسیون؛در ایجاد ائتلافها!؟


بيش ازيك قرن است كه افغانستان قرباني توطئه ورقابت مستقيم استعمارگران سرخ وسيا است،شكست اين دوقدرت استعماري وبيرون راندن تحقيرآميزشان توسط مبارزات قهرمانانه مردم ا فغانستان خط زرين درتاريخ پرافتخارثبت گرديده است. مبارزات ازادي بخش،نه تنهادرقلب اسيا،بلكه درنيم قاره هند،توسط پيشگامان عرصه اي نبردحق عليه باطل ازجمله؛بيــدارگرشرق سيدجمال الدين افغان وسكا نداران جنبش مشروطه خواهان وهزاران اند يشمندملي؛اين پيام آوران راستين وازادي دوست كشوربراه افتيد. ازان تاريخ تااكنون اين دوقدرت استعماري يكي ازشمال ازادرس ایدئولوژی اعتباری وقراردادی کمونیزم؛وديگري ازجنوب وبعضاًازغرب كشورتوسط مزدوران استعما ردرلباس مذهب بابراه انداختن كودتاها زمینه مداخله رامساعدساختند؛براي گرفتن انتقام درپي ایجادوتربيه ستون پنجم درافغانستان شدند،دستهاي؛ازآستـين ايران وپاكســـــــتان،اين( بازي بزرگ ) رابراه انداختند .مخالفين امروزدولت افغانستان؛بنام اپوزيســـــيون درایجاد ائتلاف ها، راه گم كردها ی اند؛كه بـــــي هد ف درازبين بردن ارزشهاي اسلامی وملی، فرهنگی ،اجتماعي ونهایتاًدرپی تضعیف وحدت ملی تلاش ميكنند . اپوزيسيون داخلي چنانكه دراكثرنشرات بي برنامه گی وعدم ثبات سياسي درائتلاف ها  نیم بندودمدمي مزاج ديده ميشود؛وروزتاروزدراپوزيسيون كثرت اختلافات وانشعابات زيادديده ميشود .

درحاليكه اپوزيسيون تااكنون خصوصاًدرين سه دهه اخيرجايگاه خودرادرجامعه افغانستان، بادرنظرداشت سه دهه جنگ تثبيت نكرده اند؛وهنوزكه هنوزاست،اپوزيسيون درداخل تشكيلات دولت حضورفعال دارند؛به عوض اینکه طرح وبرنا مه اقتصادی برای دولت ارایه کنند،روي تقسيم غنايم جنگي وتقسيم اشغال پست ها ي دولتي به صورت سهميه بندی وتنظيمي وتبارگرايي درحال چانه زني هستند ، وادعا دارند که غنایم جنگی به ما که فاتح نبرد بودیم تعلق می گیرد!؟،وازطريق اداره اصلاحات اداري هرگروه براي خودنفركشی واعتبارجناحي كمايي ميكنند.دردانش سياسي ازاپوزيسيون که درچطر ائتلافها گردهم می آیند چنين برداشت ميشودكه:  هرگاه نقطه نظرا ت وديدگاهاوموضعگيري كه گروه،سازمان،حزب، باكاركردبرنامه اي ســــياسي اپوزيسيــــون باحاكميـــــت برسراقتدارهم خواني وهمسويي نداشته باشد،ودربسياري ازمواردومواقع درست باهم درتضادمطلق هستند.

ويابه عبارت ديگر،اپوزيسيون به كسي وياگروهي گفته ميشودكه افكاروبرنامه سياسي،اقتصادی وعملكردي مترقی ترغيرازحكومت داشته باشند. باوظيفه خطيري سياسي اي كه اپوزيسيون درپارالمان وياخارج ازآن دارد،وتلاش ميكنندتادرتبد يل خودبه حيث يك الترناتيو،برتروبلندپروازانه ترازحكومت وقت داشته باشند،ولي درارزيابي هاي كه ازطرف تحليلگران سياسي ومردم عام،نسبت به عملكردوچگونگي فعاليتهاي سياسي مخالفين سياسي دولت که درائتلا فها  صورت می گیرد، باتاسف كالاي كه ازنظركميت وكيفيت به بازارسياست به معرض نمايش گذاشته ويافروخته باشند،نه تنهاچندان بازتابی مثبت نداشته؛بلكه درتئوري وعمل ناتوانی اپوزيسيون درقالب ائتلاف ها قابل محسوس است،امادرمقابل انچه براي مردم به اثبات رسيد كه يكی ازمحورهاي قدرت نظام برسراقتدارراهمين اپوزيسيون واعضای نا همگون همین ائتلاف که تا زه حرکات نمایشی از خود به نمایش گذاشته است تشكيل ميدهند،شاهدمدعاي ماهمين تركيب نامتجانسیست كه گاهي درداخل نظام وگاهي به شكل نوبتي دربيرون ازحاكميــت تمرين مخالفت بادولت رابخاطرگرفتن امتيازوباجگیری درميزهاي گرد،ويادرروزنامه هاصرف به افشاگري قناعت وبسنده كرده اند؛درحاليكه نقش پيگيرتروبااهميت تراپوزيسيون دركشورهاي رشدنيافته ويادرحا ل رشد،چون افغا نستا ن كه درحال گذارازسنتــــگرايي به عصرعقلانیت واگاهی ومدرنيته،ازديكتاتوري به اصطلاح به سوي دموكراسي ميباشد،به مراتب مشكلترونهايت حساس ترودرعين زمان هشيارانه تر،بابرنامه ومرزبندي غيرجانبدارانه تنظيمي،سمتي،وتبارگرايي بصورت مشخص وشفاف دربسياري مواقع ازخودگذشته گي ميطلبد؛بايددرعمل باورمردم رابدست می آوردند؛ولی باتاسف که درین موردناتوانی شان درعمل بمشاهده رسیدونهایتاً کوتاآمد ند.!اپوزيسيون باداشتن عزم راسخ مثبت،مفيد وظرفيت سياسي وكارآمدي لازم نه سيايي لشكرونمادين؛براي تغيروتحول،نوآوري وهدايتگري،نه به شكل تقليد ودكته ازهمسايگان كه طينت زشت وشيطنت هايشان به حق اقوام باهم برادرمارواداشتند،وازمحك ازمايش گذشــــــــته است،آماده ای هرنوع کارزارباشند،ونبایداشتباهات گذشــته تكرارشود،تكراراشتـــــــــــباه اپوزیسیون دیروزونخواستن معــــذرت ازمردم؛نشوددروجوداپوزیسیون امروزدولت،تکرارتاریــــخ باشد. جدي گرفتن بارمسئـــــــوليت كه خوداپوزیســـیــــــون داوطلبانه آنراپذيرفته وياناخواسته واداربه پذيرش آنشده است،نه تنهاتحليل درست وهمه جانبه ازعملكردحاكميت،بلكه ازهمه مهمترازمراحل تكامل تاريخی وشرايط گونا گون سيا سي جامعه خودوتحولات كه درمنطقه وجهان امروزوفردادرحا ل  تشكل است؛ایجا ب اتخاذ روش صادقانه،سياست دقيق با چــــشم آينده نگر،با بینش علمی       روشنگرانه وراهبردي،پايبندي به وحدت وهمبستگي ملي،استقلا ل وتماميت ارضي ومنافع علیایی کشور،  صداقت درگفتاروكردار،سلامتي درافكارسياسي،تعين سرنوشت خودرادرين مقطع زماني بي نهايت حساس؛دركنار سايركشورهابدست خودتعين كنند،وبه كشورهاي منطقه وجهان يكبارديگربه اثبات برسانيم كه بااينهمه مصيبتهاومداخلات كشورهاي همسايه بازهم اين ملت زنده است وقادراست تابه پاي خوداستاد شود.  اپوزیسیون درکشورهای غربی ودموکراتیک نیروهای هستندکه ازطریق پارالمان درانتخابا ت حضورفعال دارند،وبه طورعلنی وآزادانه به مقابل دولت حاکم فعالیت می کنند،ولی درکشورهای عقب نگهداشته شده؛وبه تعبیراستعمارگران(جهان سومی ها)؛مفهوم اپوزیسیون نه تنها،ازان ویژگی هابرخوردارنیستند،بلکه کینه توزیهاوحسادتهاموجبات مرزبندیهای جدیدکه عملاًوحدت ملی راخدشه دارمیسازد؛این تجربه تلخ وناگواررادریکصدسال اخیردرافغانستان درهرمقطع زمانی،عملکردمخالفین باعث تداوم نظامهای مستبدوخودخواه تجربه شده است.

طیف متنوع ووسیع اپوزیسیون دیروزوامروزنظا مهای برسراقتدارافغانستان،اززوایای مختلف مورد بحث وتقسیم بندی تحلیلگران داخلی وخارجی قرارگرفته،قسماًواقعگرایانه وبعضا تنگ نظرانه وباتعصب ادامه داده اند،ولی تاریخ روشنگری وروشنفکری درافغانستان این حقیقت رادرکشورما،به اثبا ت رسانیده است؛که فضایی انتقادازمبارزان سیاسی ،به عوض اینکه جنبه تعمیری داشته باشد؛جنبه های تخریبی وترورشخصیتی آن زیاد تربمشاهده رسیده است. موقف وجایگاه اپوزیسیون دربسترمبارزات سیاسی در یکصدسال اخیرخصوصاًدردوره سلطنت شاه ترقی خواه وآزادی دوست امیرامان الله،برجسته وجهت مبارزه هدفمند شد،اصطلاح چپ وراست،اززاویه ایدئولوژی؛مذهبی وسکولار،حتی ازنظرتاکتیکی ،میانه رووتندرو،والبته هرکدام ازنظرطبقاتی درجنبش مشروطه خواهان به شکلی ازاشکال درمبارزات سیاسی علیه نظام                                                                       
های مستبد،نه تنهادرداخل کشوربلکه ماورای سرحدات به حیث جرقه های  آتش افروزبرای کسب ازادی ونجات از یوغ استعمارگران؛قابل استفاده وروزتا روزبه حیث رهنمودوالگوبرای کشورهای منطقه قرارگرفت .امادرحال حاضراپوزیسیون افغا نستان به تفکیک چپ ویاراست، یامذهبی وغیرمذهبی ،تندروومیانه روقابل تقسیم بندی شده می تواند . مخالفین ویابه اصطلاح امروزی (اپوزیسیون )نظام سیاسی افغانستان چه درداخل ویاخارج ضعف های خودرادارندودرهمچواوضاع واحوال سرنوشت ساز؛هنوزدرمرحله تمرین سیا سی قراردارند؛که بررسی انهاازحوصله این نوشـــــته نه ازنظرعاطفی ونه اخلاقی میسراست؛چراتوهم های زیادی وجوددارد،وبسیاری واقعیت هاوسختی های زندگی  فعلی مردم مادرافغانستان،وکاردرخارج ومشکلات روزمره ای که هموطنان مابه آن ربروهستند،بدون شک ازصلاحیت وتوانمندی انهابه این موقف امروزی که ا پوزیسیون دارند،امیدی برای رهایی ازین مصیبت هاکمترمی توان داشت؛چه روش مبارزه که این مخالفین درداخل ویاخارج درپیش گرفته اند،راهیست که به ترکستان منتهی می شود .!اگربه اجباربرای نظام سیاسی امروزی افغانستان این گروهای غیرمتجانس راکه درعرصه سیاست کمتربه تفاهم ملی وارمان ملی توجه دارند؛به حیث اپوزیسیون قبول کنیم،به این نتیجه میرسیم که اینهاهمان ته مانده های تنظیم های هفت گانه وهشتگانه ای،ساخت ایران وپاکستان به سازماندهی امریکااین متحدطبعی ،ایندوکشورهمسایه نامطلوب می باشند؛نه به حیث اپوزیسیون بلکه دوقلوها و دوگانگی ها ونمادین درمقابل دولت بصورت مصنوعی ایجاد شدندکه قبل ازموعدتولد شده واز یک منبع آبخوره دارند،وبه شکل نمایشی ساخته وبافته شدند،شاهدادعای ماائتلافهای نیم بندوتشتت فکری ،عدم استقرارسازماندهی وبدون رهبری هماهنگ،وازهمه مهمترعدم پایگاه مردمی این گروهانشانه ای اشکاری است،ازناتوانی اینجریانات سیاسی ویااپوزیسیون داخلی که دربرابردولت وحتی مردم رنج کشیده ای افغا نستان صفآرایی می کنند.!شاخه ای  به اصطلاح مخالفین نظامی عقید تی –مذهبی دولت افغا نستان که ازاخورپاکستان نشخوارمی کنند؛درکمال ازادی می توانندباارتباط وهماهنگی باسازمان استخبارات پاکستان برعلیه مردم بی گناه ومسلمان افغانستان عملیات انتحاری انجام بدهند؛وجه مشترک اپوزیسیون داخلی وخارجی دراین است که تا اکنون هردوگروه ازادرس اسلام عزیزدرکشتن مردم ماوتباهی ارزشهای اسلامی،ملی وفرهنگی به اشکال مختلف درین سه دهه اخیرفعالیت داشته ودارند . سوال اینجاست که ایاروشنفکران ملی ،به این فکرشده اندکه ازتوانمندیهای وضع موجودبه حیث نیروی محرکه درراه نجات وطن متحدعمل کنند؟ازاوضاع امروزچنین برداشت می شودکه وزنه نامتعادل جریان دارد،از یکسومداخلات کشورهای همسایه ازسوی دیگربارسنگین مسئولیت ملی بخاطرنجات وطن ازاین بحرانات بوجودامده داخلی وخارجی روی شانهای زخمی مردم ماسنگینی می کند؛وازطرف دیگرناتوانی اپوزیسیون درمقابل بیداری ملت وتلاش برای رسیدن به قدرت،نادیده گرفتن منافع علیای کشور،هرگزجوابگوی امواج توفنده جدیدتهاجم ومداخلات بیگانگان،بااینوضع منفعلانه ای که اپوزیسیون اتخاذکرده اند،جای نگرانی است.

ایجاد یک اپوزیسیون وتشکیل یک ائتلاف واقعی برای رودرروی جدی،باحکومت که بعدازانتخابات سال1396بوجودمی اید؛بخاطراستقراریک رژیم جد یدمبتنی بردموکراسی ،وحفظ ارزشهای اسلامی وملی ،وحقوق بشردرافغانستان،ایجاب نزدیکی وهمسویی وهمد لی نیروهای مخالف حکومت برسراقتداررامی نماید.  چه درشرایط امروزی احزابی تااکنون به مفهوم واقعی وعلمی آن ایجادنه شده است،وهیچ جریانی سیاسی به تنهای نه می تواندحکومت راازفساداداری که امروزجریان داردمانع وبه چالش بکشاند؟! برای ایجاد یک اداره سالم تنهامجموع های ازجریانات سیاسی می تواندشرایطی رابوجودآورند؛که بابرقراری ارتباط نزدیک باجامعه مدنی افغانستان که تازه درحالت شکل وسازماندهی است،بادرنطرداشت خواسته های مشخص وملموس آن،درمقابل فساداداری ،مبارزه علیه موادمخدر،واصلاحا ت ا داری؛خارج از (اداره اصلاحات اداری موجود) ؛که موجب فساداداری وتبارگرایی وبحران اجتماعی وبیکاری را در گذشته موجب شده بود؛به مقابله برخیزند . اگرچه پرواضح است که نمی توان انتظارداشت که تمامی جریانات سیاسی ،بااین تشتت فکری وعدم هماهنگی ؛درچنین جبهات حادعملی شرکت داشته باشند.!خردمندان ملی وروشنگران متعهدکشور،این میراث خواران فرهنگی باعظمت وبافضیلت؛که زمانی بنام سرزمین اریانای کهن ومهداندیشمندان منطقه وجهان بود،وامروزبنام افغانستان یادمیشود،بایدتادیرنشده دراحیای مجددآن درفکرچاره جویی ،ماورای صلاحیت نظامهای بی تفاوت گذشته وامروزدست بکارشد؛چه امروزدرجه ویرانی وطن دستخوش اغتشاش،تزویروریاواحیاناًنابودی است؛مارابه قیام ملی درامرمبارزه فرهنگی می طلبد. قولی ازناپلئون داریم که گفته بود:(( جهانراآدمهای بدویران ساخته اند؛نه بخاطراینکه آدمهای بدوجوددارد،بلکه خطرازانجاناشی می شودکه آدم های خوب سکوت کرده اند )).!                                                                                                      



**********************************


توهمات ا ئتلا ف ها ؛واپوزیسیون حکومت وحدت ملی!؟

محمد علی مهرزاد
جامعه مدنی وروشنگران ملی- سیاسی افغانستان که وارث پیش گامان وازادیخواهان مشروطه اول ودوم ؛ درصحنه سیا ست امروزی قد برافراشته اند، ارزیا بی  حرکات سیاسی سیا وسفید وضد منا فع ملی درجریان است ؛ به حیث پیشگامان راستین نهضت های مترقی درافشاوخنثی کردن اهداف ضدوحدت ملی قیام فرهنگی و ملی را براه انداخته اند. حتی معاون دوم ریا ست جمهوری اقای سروردانش سکوت خودرا شکست وبه این عبارت درمقابل شهروندان ولایت دایکندی درمورد (( ائتلاف نجات افغا نستان)) چنین ابرازنظر کردند: (ائتلاف نجات افغا نستان فاقد منطق حقوقی وسیاسی است). هدف از این همه ابراز نظر اینست که، نباید نسبت به پروژه های کشورهای پاکستا ن، روسیه وایران وارتجاع منطقه وجهان که توسط مداخلات خود درین آواخربه تحرکات جدید یعنی ائتلاف های مخرب با طالبان، درظاهربه عنوان ثبات وصلح،با ایجاد ائتلافهای داخلی  وخارجی با اپوزیسیون حکومت وحدت ملی نسبت به سابق فعال ترشده اند؛ درقدم نخست درافشا ومنزوی کردن انها از صف اقوام باهم برادرساکن درافغانستان، ومردم که فریب این نما یندگان تحمیلی را خورده اند، یکی ازوظایف تخطی ناپذیر سیاسی وعملی جامعه مدنی ونخبگان وکارشناسان سیا سی است تا مردم افغانستان را اگاه سازند واین دسایس را با همکا ری نیروهای بیداروپیشتاز که تازه  درعرصه ای منافع ملی  قدم گذاشته اند ماهیت انهارا برای کسانیکه تاهنوز دراسارت انها نا خود آگاه اسیر امیال شخصی انهامانده اند نجات دهند. تحرک سیاسی وائتلاف های سران تنظیم های هفت گا نه وهشت گا نه که نا شی ازعدم کارایی شان درطول سه دهه اخیر درداخل وخارج حکومت های دیروز وامروزدرعمل برای مردم به اثبات رسیده که هنوزدرموقف تمرین سیاسی ناموفق و عملکردشان درتضاد با منافع علیای کشوراست، واختلافات شان روی تقسیم غنا یم جنگی و دارای های بیت المال هرروزبرجسته ترشده است ؛ واز طرف دیگر،روسیه وایران وپاکستان هرروزمنافع خودرا درافغانستان نظربه بیداری ملت وتشکل های سیاسی ملی که درجامعه مد نی شکل گرفته درخطر می بینند؛ حامیان این گروها درفکرایجاد ائتلاف های مقطعی برای حفظ منافع خود می باشند، می خواهند  مداخله گران خارجی درکالبد بی روح شان نفسی تازه بدمد. درحقیقت این ائتلافها د لمشغول های بخصوص اند ، که گاهی درحالات بیم وامید، وناامیدی ها ، نشست وبرخواست ها درداخل واکثراً درخارج ، به میزبانی کشورهای مداخله گردرامورافغانستان برای ساختن استراتیژی ها وتاکتیک ها مقطعی وسمبولیک وبرای ترساندن طرف مقابل ، وجبران ضعف کارایی شان به شکل نما یشی ؛ سرانجام دست به ائتلاف های مملو ازتناقض می زنند. همان طوریکه قطب نمایی حکومت وحدت ملی را کاخ سقید توسط رفت وآمدهای نمایندگان کنگره وسنا وموسسات شخصی وانجوها درامریکا تعیین می کند ؛ به همان پیمانه درچهاردهه اخیر به نحو مشمئزکننده درکالبد غیرمتجانس وغیر متعادل ومتناقض گروهای هفت گا نه وهشت گا نه سکل تکراری سیا سی ائتلاف ها وتقا بل ها تشکیل داده آب دراسیاب دشمنان به کمین نشسته می ریزند ؛ ازین طریق زمینه ضعف حکومت مرکزی را به نفع بیگانگان مساعد ساخته نرخ با جگیری از حکومت وحدت ملی را با لا می برند، وآنچه درین میان نها یت متضرر وآسیب می بیند مردم بگروگان گرفته افغانستان است . شاهد مدعای ما مجموع اختلافات درونی  حکومت وحدت ملی روی تقسیم پست های دولتی وامنیتی کشور از یک طرف ؛ وازطرف د یگرسر خوردگی ها واختلافات ذاتی وفطری این سه ستون لرزان ائتلاف به اصطلاح      ( ائتلاف برای نجات) درداخل اعضا واختلاف با هرکدام با یک د یگر ریشه درگذشته دارد . آنچه انها را وادار به ائتلاف  جدید فصلی سا خته، محصول تصا دم تضاد های درونی وبیرونی است که منافع ما دی وسیاسی شان روبه کاهش است. ازین جا ست که انهارا به نقطه اولی برمی گرداند؛ ولو شکل ومحتوای ائتلاف های جدید به نامهای رنگین کمان جلب توجه کند؛ بازهم هما ن کا سه وهمان آش است. با انهمه تشتت فکری وپراکندگی وعدم تجربه ای ائتلاف های هد فمند که دربعضی ازکشورها به تجربه گرفته شده واز آزمون بدرامده ؛ اما ائتلاف های که درگذشته وامروزتوسط گروهای تنظیم ها که درپاکستان وایران ایجاد شده وبرای قبولاندن خود به عنوان (( الترناتیو)) حکومت وحدت ملی ، اولا به امریکا وسپس به روسیه که تازه بعد ازانهمه شکست ها جان گرفته می خواهند، یکباردیگرشکست مفتضحا نه خود را که درافغانستان خوردند ، یکباردیگردرپیوند با ائتلاف گروهای تنظیمی به تجربه بگیرد. هدف این نوع ائتلاف ها شاید  این باشد تا تعدادی ازجوانان که درین سه گروه اغفال شده اند ؛ می خواهند تا خارج ازساحه نفوذ شان جریانهای مترقی را براه به اندازند جلوگیری کنند. به این قشرجوان مجال نمی دهند تا درتشکل ونهادهای مدنی ویا نهادهای مترقی که تازه درحال تشکل اند فعالیت کنند؛ چرا جریانات اخیر بدون شک جبهات غیرمردمی را ازصحنه ای سیاسی افغانستان درحاشیه قرارمی دهد. جست وخیزهای اخیرجناهای نا همگون که یک سرشان دردولت وسر د یگرشان درجستجوی متحد ین جدیداست ؛ نشان دهنده ای آما دگی برای سناریوهای منطبق به سیا ست امریکا وروسیه ، به حالت کجدارومریز ، ودرعین حال فرصت طلبانه موقف ذومعشیتن را گرفتن ، درخشکه تخم نفاق وشقاق را پا شیدن ، وخلاف جهت جریان آب تمرین شنا کردن ؛ آب دراسیای کشورهای همسا یه نا مطلوب ریختن خلاف ارزشهای اسلامی وملی است. درین سه دهه اخیر وبخصوص درین 16 سال اخیرحکومت اقای کرزی وحکومت مصلحتی وحدت ملی کا رکرد تک تک این سه طیف به اصطلاح اپوزیسیون گاهی درخارج وگاهی درداخل ویا بعبارت دیگرزمانی به نعل کوبیدن وگا هی به میخ؛ تائید به عدم استقراروتشتت درحوزه ای سیاسی و یک پلان واستراتیژی معین علمی است. درصورتیکه این ائتلاف ها با این تحرک قومی وتنظیمی در راستای تطابق شدن با سیا ست های که ایران وپاکستان درمقابل امریکا وروسیه درنظرداشته باشند ، واز آن طریق تمرین باجگیری وفشارروی حکومت وحد ت ملی وارد کنند؛ بدون تردید ، جامعه مدنی وجنبش های که ادعای خود جوشی دارند ، نباید اجازه دهند تا منافع ملی به خطر روبروشود. چرا این نوع عملکرد یکی ازپلانهای کشورهای که عملاً با ما درگیرجنگ واز تروریستان عملاً حمایه می کند ، تا حکومت وحدت ملی نتواند طرح های بنیا دی خودرا درعمل پیاده کند. یگا نه اهرم که کشورهای منطقه از جمله پاکستان وایران وحامیان شان می توانند از ان در نا ارامی افغانستان استفاده کنند مفکوره ای بنیا دگرایی افراطی مذهبی واندیشه کشنده ای قومگرایی وافراد مسلح غیرمسئول محلی موجود درقالب اپوزیسیون در کشوراست. اگرچه ادعای ائتلاف ها ومخالفین حکومت وحدت ملی درظاهربراندازی نظام نیست ؛ ومنظورخودرا اصلاحات  وتعدیل درقانون اساسی وتغیرنظام ریا ستی به پارا لمانی عنوان می کنند ؛ ولی انچه درعمل انجام می دهند نه تنها خلاف شرایط واوضاع واحوال امنیتی کشوراست ؛ بلکه موجب دلسردی نیروهای امنیتی که درمیادین نبرد حما سه ای قرن را برای نجات وطن از د ست مزدوران استعماردرلباس مذهب وحامیان شان آفریدند می شود، که باید ازین کارجداً پرهیز کنند.برای خنثی کردن فعالیت های خلاف منافع مردم ولو از هرادرس ومقا می باشد ؛ همانا مبارزه جامعه مدنی ودرکنارآن جوانان آزادیخواه که از بطن ومتن جامعه آهسته آهسته جوانه می زند ومفهوم خود جوش را بدون وابستگی این وآن درتئوری عنوان می کنند ؛ امید است درکنار جامعه مدنی تا ثیرات مثبت برای یک تحول واقعی روی هم بگذارند وبرای یک تحول واقعی درکنار نیروهای امنیتی افغا نستان ممد واقع شوند. صف بندیهای که درین چهاردهه اخیر توسط کارگردانی بیگا نگان وبخصوص پاکستان وایران ضد منافع مردم افغانستان صورت گرفته است . انهاییکه خودراپیرو راه مشروطه خواهان با درنظرداشت شرایط متحول امروزمتعهد وپا یبند می دانند خطاب کنیم؛ که خودرا هرچه عاجل تر ازکاتاگوری ا ئتلاف ها ی نیم بند که از محک آزمون گذشته اند وعدم کارایی شان به اثبات رسیده وحدت ملی واقعی ملی اقوام باهم برادررا به سوی منافع تنظیمی وگروهی واز همه بد تردرمسیر تعصبات قومی ومذهبی می کشانند خودرا بیرون بکشند.چرا قدم گذاشتن بدون اگاهی وپشتوانه علمی وتجربه ای محیطی درائتلافهای ناقص ونا قض ونا همگون وغیر متجانس ؛ تیریست که درتاریکی رها شده باشد وجفای است به حال مردمی که ما سنگ خدمت گذاری به سینه می زنیم. نهایتاً تاکید وهشداربرای روشنفکران ونخبگان وکارشناسان سیاسی متعهد وملی که تا اکنون توانسته اند خودرا از آلوده شدن درگرداب نا کجا اباد گروه هفت وهشت نجات داده اند؛ واکنون راندمان ریا ضت کشی خودرا که بخاطرهم چوروزی که بد ون شک محصول انهمه صبروتحمل سیاسی ومبا رزه پنهانی وبعضاً علنی ازد ست  نظام های غیر مردمی کشیدند،با وحدت نظر وعمل جلوی تحرکات وجنب وجوش جریانا ت بورژوازی ونودولتان وبنیاد گرایان افراطی که پیرو غرب وشرق ابخوره دارند ؛ درواقع روی یک هدف مشترک کار می کنند با هشیا ری وهمبستگی بگیرند ودرافشای انها مردم افغانستان را که درگرو این جریانات تاریک وبد اندیشان بدکنش قرارگرفته اند ؛ با قلم ، با سخن ، وبا قدم انهارا ازصف مردم برهانند. تجربه ای ائتلاف ها در  افغانستان نشان داده که تا زما نیکه ازپشتوانه ای مردمی برخوردار نباشد ، هرنوع خواست بی معنا ومفهوم پیدا نخواهدکرد، زیرا درعالم سیاست فشارهای سیاسی به تنهای کارها را پیش نمی برد ؛ بخصوص درافغا نستان تنها فشار سیاسی کارسا زنیست ؛ بلکه اجبارسیاسی کارسازاست ، واجبارسیاسی نیازمند پشتوانه قدرت مردمی وبین المللی را می خواهد. درحالیکه بروزدرگیری بین گروهای متخاصم دیروز وائتلاف های امروزدرجنگ های داخلی درافغانستان سابقه فا جعه بارداشته ودارد؛ برای جوانان افغانستان هشدارنهایت جدی است ، که باید بدانند که می دانند ؛ فضای سیاسی افغانستان وروند تحولات سیاسی درکشورما بسیار متفاوت تر از کشورهای خاورمیانه وهمسایگان ما درجریان وسرانجام ایجاد ائتلافهای سفارشی ونقش کاملاً مخرب این ائتلاف ها درین مقطع زمانی که هم تهاجم خارجی وهم اختلافات خزنده ای داخلی به حیث ستون پنجم جریان دارد؛ نباید خدای نا کرده جوانان ما سهل انگاری ازخود نشان دهند ؛درافشا ومنزوی کردن مداوم این پروژه های سیا وسد بندی در مقابل شان ؛ خارج از صلاحیت دولت ها طورمستقل با پشتوانه ای مردمی اگاهانه از وظایف تخطی ناپذیر سیاسی وعملی جامعه مدنی وجوانان آزادیخواهان ونیروهای پیشگام وپیشرونده افغانستان است؛ که فریب صیادان که با نشان دادن (( دانه)) مارا در دام پنهانی قوم گرای وتبا رگرایی متعصبا نه داخلی  ونیروهای سیا وسرخ خارجی که برای گرفتا ری ما هموارواز دید ما پنهان است گرفتار، وبازهم اشتباه روشنگران ما نباید تکرارتاریخ باشد. نشود تاریخ جنبش ها ونهضت ها ی که توسط نیا کا ن وپیشگامان عرصه سیا ست براه افتیده بود، وتوسط قدرت های اهریمنی خارجی به کمک ارتجاع داخلی ومنطقه به شکست مواجه شد؛ بازهم تکرار تاریخ باشد؛ صرف شناخت واگاهی مردم ما به رهبری دانشمندان که ازبینش عالی وتعهد ملی برخوردار اند، توام با جنبش های جوانان آزادیخواها می تواند مارا به ارمان های ملی برساند.                                                                                                                                                




،


Advertise your business here. Click to contact us.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

آخرین به روز رسانی در شنبه ، 11 شهریور 1396 ، 11:39
 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

رســتاخیز پرسـتوهای تغییر

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 127 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.