Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

" خط سوم " تولدی تازه در خانوادۀ رسانه یی کشور PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - ســـــیاسی
نوشته شده توسط مهرالدین مشید   
پنجشنبه ، 18 آبان 1396 ، 11:28

مهرالدین مشیداین نامه را با خط سوم آغاز کرده ام، خطی که  آروزمندیم شفاف ترین خط در میان خط هایی باشد که تا کنون آذین بند صفحه های نوشتاری شده است. امیدواریم که عرایض ما زیر عنوان " خط سوم" راست ترین، بی آلایش ترین و ناب ترین نوشته هایی باشد که هنوز زیر بار تطمیع و وابستگی های ننگین نرفته اند و امید است که  بر بازوان استوار و با صلابت خط سوم هر چه با شکوه و پر میمنت خودنمایی کنند.

خط سوم در اصل عنوان کتابی است اثر ماندگار داکتر ناصرالدین صاحب‌الزمانی دربارهٔ شخصیت، سخنان و اندیشه شمس تبریزی که در واقع بازتاب دهندۀ نوعی طرز تفکر در عرفان  شرقی – اسلامی  است که راه‌های نارفته و عوالم کشف نشده را پیشنهاد می‌کند.  این عنوان در واقع  برگرفته از سخن معروف از شمس تبریزی است به این صورت «گفتند: ما را تفسیر قرآن بساز. گفتم: تفسیر ما چنان است که می‌دانید. نی از محمد! و نی از خدا! این «من» نیز منکر می‌شود مرا. می‌گویمش: چون منکری، رها کن، برو. ما را چه صداع (دردسر) می‌دهی؟ می‌گوید: نی. نروم! سخن من فهم نمی‌کند. چنان که آن خطاط سه گونه خط نوشتی: یکی او خواندی، لا غیر ... یکی را هم او خواندی هم غیر او ... یکی نه او خواندی نه غیر او. آن خط سوم منم که سخن گویم. نه من دانم، نه غیر من. به تعبیر شمس "خط سوم" خط عارفان و عاشقان است و فتایان و عاشقان رادمردان و جوانمردان اند.
امام جعفر صادق(ع) به نقل از پیامبر(ص) می گوید: جوانمردان امت من ده نشان دارند، 1. راستگویی، 2. وفای به عهد، 3. ادای امانت، 4. ترک دروغگویی، 5. بخشودن بر یتیم، 6. دستگیری، 7. بخشیدن آنچه رسیده، 8. بسیاری احسان، 9.خواندن مهمان، 10. حیا بعد از آن حضرت شاگرد مکتب و تربیت یافته مستقیم ایشان حضرت علی (ع) نیز سرآمد فتیان و جوانمردان روزگار خود شدند.  “رادی“ كه به نام های “جوانمردی“ عياري“ فتوت“ كاكه گری“ از روزگار باستان تاامروز ادامه دارد ،مجموعۀ است ازكنش ها وباورهای درراستايی:ايثار ،فداكاری ،ازخودگذری ،خدمت به همنوع، غريب نوازی وپاسداريیازارزشهای انسانی.
رادمردان آريانا اين سنت وشيوه رادرساختار تشكيلات عياري درخراسان كهن ادامه دادند. سازمان عياري ،رئيس وسرهنگ داشت؛آدابي خاص براي پذيرش ومراتب ولباس ويژه داشت.كاركردوحتي لحن صحبت وواژۀ هاي كاربردي ايشان دربرخي موارد متفاوت بودكه تاهنوز اين ويژه گي محسوس وقابل درك است .راهيان اين تشكيلات دركشورهاي مختلف بنام هاي راد، جوانمرد عيار ،فتي ،اخي، الفته ،كاكه وغيره خوانده ميشد. گفتۀ معروفی است که می گویند، رادمردی را سه شرط است که پاسداران راستین گفتار نیک ، پندار نیک و کردار نیک بودند. کلمۀ سپاس هرچند یادگار زرتشت   است وکه همواره می‌گفت سه چیز را پاس بدارید: پندار نیک (پاس یک)، گفتار نیک (پاس دو)، کردار نیک (پاس سه). پاس = پاسداشت و پاسداری از سه نیک؛ اما فتیان و عیاران نیز آنها را پاس داشتند.
خط سوم ما که گاهنامه است و نه پارینه و برمصداق سخن استاد واصف باختر که در رسالۀ خود به  نام گزارشگر عقل سرخ  در مقدمۀ آن زیر نام " گاهنامه و نه پارینه" از زنده گی خود و نسل جوان گپ زده و گفته است: « خواننده گان این نبشته ها را نبش قبر خواهند خواند، در حالیکه نباشی بهتر از فحاشی است  و آزرم گنانه تر از قلاشی» . خط سوم  نه تنها به رخداد های گذشته می پردازد؛ بلکه گذشته ها را امروز مورد بازبینی قرار داده و سره و ناسره می کند و به موضوع های بکر و تازه توجۀ بیشتر دارد تا بتواند، حلقه یی باشد برای آشتی و غنای منظومۀ آگاهی های فقهی و غیر فقهی گذشته با آگاهی های منظومۀ عقلی امروز و چون پلی باشد که راهیانش بجای افتادن در چاۀ فصل در بهشت وصل بهم راه پیدا کنند تا خط سوم  نه گرهگاهی باشد برای افزایش دشواری ها؛ بل راهگشایی باشد برای گشایش های بیشتر سیاسی و فرهنگی تا به یاری عقل و وحی دراز راۀ حقیقت را پل بزند و دانش عقلی و بینش وحی بهم به گونۀ شفاف پیوند بخورند تا سیاه روی شود هر که در او غش باشد. هرچند خط سوم  برای وصل کردن آمده است و اما در این کنکاش  احتیاط را نیز از دست نم یدهد و  به گزینه ها توجۀ جدی دارد تا مبادا با وصل شخصیت ها و گروه های ناباب و بدنام ، شخصیت ها، حلقه ها و گروه های  نیکنام و صالح را فصل کند.  از این رو خط سوم گاهنامه است تا با زمان همگام باشد و آهسته و پیوسته گام بردارد تا از قافلۀ زمان عقب نماند؛ اما بصورت  قطع شتاب نمی کند؛ زیرا از گرم و سرد روزگار بسا چیز ها آموخته است. بویژه از آنانی بیتشر آموخته است که بیشتر شعار دینی و  اسلام را خیلی تند و داغ سر میدادند و اما بعد ها دیده شد که آنان بیشتر در لجن نفسانی غرق شده اند و با فراموش کردن خدا، از رفتن به آستانش پله به پله برای همیش محروم شدند. بویژه آنانی که داد از حکومت صد درصد اسلامی می زدند، بیشتر از  دیگران راۀ خطا را پیمودند و فاجعۀ کنونی را برسر این ملت مظلوم روا داشتند؛ اما خود شان با تاراج های افسانه یی و بدست آوردن کاخ ها و ویلا ها هم خلق خداخیانت کردند و هم به دین خدا. این سخن آیت الله منتظری مصداق حال شان شد.
آیت الله منتظری میگفت :اوایل سال ۱۳۵۶ بود که با آقای آیت الله طالقانی در زندان شاه هم سلولی بودیم، یک شب بی‌وقفه یگار می کشید و داخل سلول راه میرفت، نیمه شب گفتم : سید خفه شدیم از دود چرا نمی‌خوابی ؟ ایشان گفت : مگر نمیشنوی صدای مردم‌ را، صدای انقلاب‌را ، پیروز میشوند. من گفتم پیروز بشوند،  چه بهتر، ایشان گفت : چرا متوجه نیستی ، شاه از مملکت برود مردم به ما مراجعه میکنند.  ما هم هیچکدام مملکت داری بلد نیستیم، با حاکم شدن روحانیت در کشور همین یک ذره دین هم که دارند، از کف خواهند داد این مردم بینوا.!! با آنکه رهبران انقلاب اسلامی ایران افراد آگاه و متفکر بودند و با علوم امروزی آگاهی کامل داشتند و مطالعه ها و تحقیقات و برداشت های شان در مورد دین و اسلامی و بویژه منظومۀ فقه سنتی و فقۀ عقلی حالیه غنی بود و اما بازهم در اصول حکومتداری وامدار قوانین فرانسه اند.
این در حالی بود که رهبران انقلاب اسلامی ایران هرچند شماری از آنان خواهان ولایت فقیه بودند و حکومت اسلامی را در چنبرۀ ولایت فقیه افگندند و اما بیشتر شان از حکومتداری آگاهی داشتند و می دانستند که حکومت دراسلام امری بیرون دینی است که با استفاده از تجارب  دیگران، پس از تجربه خودی به پختگی و کمال می رسد؛ اما متاسفانه رهبران اسلامی افغانستان و بویژه  رهبران جهاد به گونۀ قطعی از حکومت و نظام اسلامی آگاهی نداشتند و چه  رسد که آنان به بحث ها روی  این که حکومت یک موضوع بیرون دینی است ، تمایل نشان می دادند گفته می توان که با حکومتداری به گونۀ کامل بیگانه بودند و این سبب شد که جهاد و ارزش های جهاد مردم افغانستان را به قربانی گرفتند. از این رو "خط سوم " از جهاد خواران و آنانی که جهاد مردم افغانستان را ابزاری برای غارت های  شان قرار داده اند، بدون هرگونه استثنا سخت نفرت دارد آنان را عاملان شکست حکومت بعد از سقوط نجیب و اسلام سیاسی می داند. هرچند اسلام سیاسی که سرشار از بار ایده ئولوژیک بود، نه تنها  آن روز و نه امروز پاسخگوی جوامع اسلامی نیست و از همین رو بود که متفکر بزرگ غنوشی آن را مورد بازنگری قرار داد؛ اما خودخواهی ها و تمامیت خواهی های رهبران و فرماندهان جهاد افغانستان در موجی از وابستگی ها به شبکه های استخباراتی  شرق و غرب و کشور های منطقه و بویژه پاکستان،  ایران و روسیه  سبب شد تا اسلام سیاسی هم به موزۀ تاریخ برود. هرگاه چنین نمی شد و اسلام سیاسی به پیروزی کامل می رسید.  در این صورت دست کم راه  برای تجارب تازه باز می شد و حکومت شکل می گرفت و خارجی ها فرصت نمی یافتند تا گروه های طالبانی و تکفیری را چون شمشیر های دو دم بر فرق مردم افغانستان بفرستند؛ اما " خط سوم " به آرمان های والای مجاهدین افغانستان که خواهان حکومت اسلامی  و مردمی و رنده گی مرفه و با وقار در کشور بودند، برای همیش وفادار خواهد ماند و در کنار آنان قرار خواهد داشت تا حق آنان را از کام جهادخواران و غارتگران جهاد مردم افغانستان بیرون کند. این خط تمامی تلاش هایش را برای رسیدن به حکومت مردمی و عدالت اجتماعی به خرج خواهد داد تا با الگو گیری از تجارب و آموزه های کشور های دیگر و انطباق آنان با ارزش های فرهنگی، تاریخی و ملی ما درازراۀ رسیدن به حکومت راستین و مردم سالار را کوتاه نماید.  هر چند در جامعهء ما هنوز مبانی معرفت شناسی از دیدگاهء اسلامی مورد بحث قرار نگرفته و روی اسلوب ها و کار شیوه های آن نظریه پردازی نشده و همه چیز در پردهء ابهام باقی مانده است که تا حال کل گویی ها زیر پوشش دین به عنوان رهگشای عدالت اجتماعی نتوانسته دراز راهء یک جامعهء اسلامی را حتا به تصویر بکشد و چه رسد به آنکه روی جهات عمل آن فکری شده باشد که این بحث بر می گردد مانند حکومت در اسلام به بحث بیرون دینی؛ اما هرچند هنوز مبانی معرفت شناسی نظریهء عدالت اجتماعی در غرب نیز ناشناخته باقی مانده و اکنون چهار نظریه چون؛ استفادهء برابر از بنیاد های اجتماعی یعنی برابری حقوق افراد از نظر مارکس، داشتن تمامی افراد جامعه از فرصت ها و امکانات یک سان برای زنده گی بر بنیاد نظریهء جان راولز، نطریهء استحقاق دیوید ملر بعنی هر کی به اندازهء حق اش، نظریهء حقوق برابر رونالد دورکین در غرب مطرح است و هیچ کدام نتوانسته اند از محک آزمون پیروز بدر آیند و صرف در حوزهء نظریه پردازی محصور باقی مانده اند؛ اما با آنهم دانشمندان غربی توانسته اند باب جر و بحث هایی را برای تامین عدالت اجتماعی در حوزهء نظری باز کنند. یاهو

 

******************

 

مهرالدین مشید

آیا برای گشودن گرهء بن بست در کشور راهکاری وجود دارد

در این شکی نیست که تمامی کشور های جهان فصل های طولانی بحران های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را پشست سر گذاشته اند و پس از عبور از دشواری های فراوان و پیمودن کوه و کتل های به قولی مشکل تر از " هفت خوان رستم" بالاخره به منزل خوش بختی و شگوفایی نایل آمده اند. هرچند نوعیت  بحران ها در کشور های گوناگون متفاوت بوده و اما بیشترین کشور های جهان بحران های شدید سیاسی را تجربه کرده اند؛ اما با تاسف که بحران در کشور ما از هر لحاظ متفاوت تر از بحران ها در کشور های دیگر بوده است. این بحران با هجوم شوروی پیشین آغاز شد و تا امروز با حضور ارتش امریکا هنوز هم ادامه دارد و هر روز بیشتر فربه تر می شود. با تاسف که بحران کنون در کشور ما که مداخلۀ شوروی آغاز شده و اکنون با مداخلۀ پاکستان و ایران به گونۀ مستقیم و مداخلۀ مستقیم و غیر مستقیم  کشور های دیگر مانند امریکا و اروپا که افغانستان را زیر نام مبارزه با تروریزم  به میدان نبرد بین المللی بدل کرده است و قدرت های بزرگ خواسته اند تا افغانستان را قربانی منافع ملی و اهداف راهبردی خود نمایند. حال پرسش این است که آیا افغانستان برای عبور از بحران کنونی و گشودن بن بست آن راهی در پیش دارد یا خیر.
گفتنی است که تا حالا تعریف های  متفاوتی برای بحران ارایه شده است. ساده ترین تعریف برای بحران: « عدم تعادل و بهم خوردن نظم در حوزه های گوناگون زنده گی که این آشفتگی را  می توان در زمان بحران های سیاسی و  نظامی و ناامنی ها بوضوح مشاهده کرد. هرچند بحران اقتصادی را عدم تعادل بین نیاز و مصرف با تولید عنوان کرده اند. به نظر واینر Winer و کان Kahn بحران عبارت است از ایجاد شرایط آشفته و غیر قابل اعتماد و همراه با تهدید ها و افزایش فشار های فوری است که گاهی چرخش ها  و پی آمد های غیر منتظره را نیز به دنبال دارد. کان دانشمند دیگر اروپایی می گوید، بحران شرایطی است که زمان موجود برای پاسخ دهی و یا تصمیم گیری محدود می شود. ناگفته نماندکه بیشترین اختلاف نظر در «تعریف بحران» بعلت گوناگونی بحرانها و علل بوجود آورنده آنها و تفاوت اثرات و پیامدهای آنها در سرتاسر جهان است. شماری ها می گویند که مدیریت بحران عبارت از، علم و هنر برنامه‌ریزی، سازماندهی، هدایت و رهبری به صورت یکپارچه، جامع و هماهنگ است که با بهره‌گیری از ابزارهای در دست داشته، تلاش باید کرد تا خطر های ناشی از بحران‌های مختلف را براساس مراحل مختلف آن بایدکنترل کرد؛ اما مدیریت بحران به معنای دققیق آن سوق دادن هدفمند جریان پیشرفت امور به روال قابل کنترل است که هرچه زودتر اوضاع به حالت نخستین اش برگردد. این موضوع است که از بیرون به مسؤلین مدیریت بحران فشار می آورد  که این خود یکی از مهمترین عوامل تصمیم گیري هاي غلط و گسترش دامنه بحران محسوب می شود. مدیریت بحران از سه فاز به گونۀ کامل جداگانه مانند؛ پیشب بیینی و پیش گیری، برنامه ریزی و آموزش و هدایت و کنترل عبور می کند.  با تاسف که بحران در کشور ما چنان دامن گسترده است که از کنترل بیرون شده است و مدیریت آن حتا فرامنطقه یی شده است. بحران ها بصورت کل دو  نوع اند،  بحران هایی که عاملان آنها انسان ها اند و  بحران هایی که عاملان آن ها طبعیت است  و  آثار این بحران ها بیشتر یا در سطح ملی یا در سطح منطقه یی و یا در سطح بین المللی به ظهور  می رسند؛ اما بحران در کشور ما بیشتر بحران سیاسی است که نتیجۀ آن ناامنی ها و افزایش حمله های انتحاری و انفجاری را به دنبال دارد که منتج به بحران بیکاری و اقتصادی در کشور شده است. با تاسف که بحران در کشور ما دامنۀ وسیعی پیدا کرده است که از سطح منطقه هم فراتر رفته و  شکل بین المللی را به خود گرفته است. از همین رو است که شماری ها بدین باور اند که بحران افغانستان فرامنطقه یی شده و  باید در سطح بین المللی حل و فصل شود.  شماریها عامل بحران در کشور را مداخلۀ دوامدار پاکستان و  استفادۀ ابزاری آن از طالبان به حربۀ دینی عنوان می کنند که پیش زمینه های این بحران را جنگ های گروهی و  خود خواهی ها و قدرت طلبی های رهبران جهادی قلمداد می کنند که افغانستان را پس از سرنگونی نجیب به تباهی کشاندند و این تباهی هر روز حجم کلان تر پیدا می کند و نزدیک است به فاجعۀ بزرگ مبدل شود.
پس برای عبور از بن بست کنونی چه باید کرد. آیا باید قوی شد و برمصداق این شعر " برو قوی شود اگر راحت جهان طلبی ... در این جهان طبیعت غریب پامال است" و یا این که متحدان قوی پیدا کرد و به کمک آنان گرهء بن بست را گشود. آیا جز این ها راهء دیگری وجود دارد که تا کنون تجربه نشده باشد تا بتوانند بحیث رویکردی بدیل به بحران حالیه در کشور نقطهء پایان بگذارد. برای وارد شدن به این بحث این پرسش پیش می آید که آیا برای حل بحران افغانستان دنبال راه حل های منطقه یی زفت و یا بین المللی و یا به عبارت دیگر که آیا بحران افغانستان منطقه یی است و یا ببن المللی؛ یعنی این که آیا کشور های منطقه قادر اند، با مساعی مشترک و صادقانه بن بست موجود در کشور را بشکنند. این در حالی است که امریکا به گونۀ عملی در افغانستان حضور قوی سیاسی و نظامی دارد و با این حال هر گونه عبور از بحران کنونی بدون حضور امریکا ناممکن است و هر معادله صلح در افغانستان بدون حضور امریکا به نتیجهء مطلوب نمی رسد. در همین حال در منطقه معادله های جدید ایتلاف ها در حال شکل گیری اند. در یک سو روسیه، چین، ایران و پاکستان و در آنسو هم امریکا، هند و افغانستان قرار دارد که با تاسف امریکا با نقش دو پهلو و مبهم معادلهء اخیر را آسیب پذیر می نماید. در این میان هنوز گرهء کور طالب و داعش ناگشوده باقی مانده است. این ناگشودگی خود به بن بست دیگری بدل شده است که روند بحران زدایی در کشور را پیچیده تر کرده است. روسیه مدعی است که داعش پدیدهء امریکایی است و هدف از آن تحت فشار قرار دادن روسیه، چین و ایران می باشد. از همین رو روسیه طالبان را پشتیبانی مالی و حتا سیاسی می کند. چنانکه روزنامهء انگلیسی کمک دونیم میلیارد دالری روسیه برای طالبان را از طریق مافیای نفتی افشا کرد و در مقابل هر روز رسانه ها از اکمالات داعش بوسیلهء چرخبال های ناشناس خبر می دهند که در این میان به گزارش رادیو آلمان می شود اشاره کرد که خبرنگار آن از همکاری مشترک سعودی، امریکا، آذربایجان، بلغاریا و امارات گزراش تحقیقی را درست کرده که چگونه کشور های یاد شده داعش را کمک می کنند.
این در حالی است که هر روز تشدید حمله ها به مکان های مقدس در شهر های گوناگون کشور و بویژه شهر کابل، چند روز پیش در مسجد امام زمان که سی کشته و چهل زخمی برجا گذاشت، هر  روز بیشتر از روز دیگر شدت می یابد. این حمله های خونین پس از اعلام استراتیژی امریکا و تهدید های پیهم مقام های امریکایی به گونهء بی سابقه تشدید یافته اند. شگفت آور این است که آی اس آی پس از افزایش تهدید های مقام های امریکایی حمله های خود را به گونهء زنجیره یی در محل های نظامی و غیرنظامی و بویژه مکان های مقدس بیشتر افزایش می دهند تا ضرب شصت خود را به امریکا نشان داده و امتیاز بیشتر بگیرد؛ اما امریکایی ها بر رغم تهدید ها تا کنون هیچ گونه اقدام عملی برضد پاکستان انجام نداده اند. این در حالی است که رئیس سیا اخیرا واضح و آشکارا گفت تا زمانی که پناه گاه های طالبان در پاکستان از میان نرود، گفت و گو های صلح نه ممکن است و نه هم به نتیجهء مطلوب می رسد. وی این سخنان را زمانی گفت که از نگهداری زوج کانادایی و امریکایی در پاکستان سخن می گفت. این که پاکستان دشمن است و از آن نمی توان گله کرد و اما نمی توان برضعف رهبری سکتور امنیتی کشور انگشت انتقاد نگذاشت و آنان را بری ذمه شمرد. ضعف آنان و خلای امنیتی سبب شده تا دشمن با استفاده از آن هر روز وحشیانه تر از گذشته مردم افغانستان را قتل عام کند. این جدا از یک سلسله زد و بند های پیدا و پنهان است که مردم افغانستان در تبانی با حلقه های داخلی و ببرونی برای کرم ساختن آتش جنگ در یک سناریوی خطرناک به گونۀ بیرحمانه کشته می شوند تا  خارجی ها به بهای خون هزاران هموطن ما به هدف اصلی شان برسند که همانا اهداف راهبردی است که گاهی از آن به عنوان رسیدن به چاه های نفتی بحیرۀ خزر و چاههای گاز آسیای میانه و زمانی هم تحت کنترل داشتن روسیه، چین و ایران از آن نام برده می شود. پس از این معلوم می شود که افغانستان هرگز در موقعیتی قرار ندارد که بتواند به تنهایی ازاین بحران بیرون شود. یکی از گزینه ها  می تواند، کنار آمدن صادقانۀ پاکستان با افغانستان است که سرکوب لانه های تروریستی در خاک اش، به دست کمی از اهدافش برسد که در جنگ نمی تواند، به آن نایل آید. گزینۀ دیگر رویکرد صادقانۀ امریکا برای مبارزه با تروریزم است که می تواند بدور از بازی های دو  پهلو فشار بر پاکستان را افزایش بدهد و لانه های طالبان را از بین ببرد و آنان ناگزیر به گفت و گو با کابل شوند. از سویی هم ضعف شدید دستگاۀ دیپلوماسی کشور قرعۀ فال را به نام دستگاۀ دیپلوماسی فعال و کارای پاکستان زده است. با تاسف که هنوز هیچ کدام یک  از گزینه های یاد شده در دست اجرا نیست و برعکس بحران عمیق تر می شود؛ پس با این حال هنوز دور است برای گشایش بن بست کنونی در کشور در این زودی ها امیدی داشت. یاهو


 

Advertise your business here. Click to contact us.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

آخرین به روز رسانی در پنجشنبه ، 18 آبان 1396 ، 12:08
 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

رســتاخیز پرسـتوهای تغییر

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 149 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.