Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

شما رخش را از دست داده اید و اسپ های تان هم قاطر شده است - آرمان PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - ســـــیاسی
نوشته شده توسط مهرالدین مشید   
دوشنبه ، 18 مرداد 1395 ، 06:52

مهرالدین مشیدمجاهدان این سخن "هرکه را دردی رسد ناچار گوید وای را" درک کرده اند
رویگرد های سیاسی شماری رهبران جهادی پیشین در هنگام سخنرانی ها در محفل های یادبود شماری شخصیت ها و بزرگداشت از مناسبت های تاریخی و سیاسی بیشتر به آنانی می ماند که به مرده خانه ها می روند و بجای گریستن در غم صاحب مرده به غم خود می گریند؛ البته برمصداق این سخن:”هرکس که به مرده خانه یی می رود، در واقع به غم خود می گرید و نه به غم مرده دار” شماری ها آنقدر مهارت دارند و نبض شماری ساده اندیشان را دریافته اند که این گونه گریه کردن ها را به فرهنگ سخنرانی خود بدل کرده اند و این به فرهنگ سیاسی شان تبدیل شده است. این افراد می خواهند تا با استفاده از خوش باوری های شنونده گان شان چنان به گونۀ کذایی اشک های سیاسی و به قولی جهادی بریزنند که به گونۀ خیلی ماهرانه احساسات شماری خوش باوران سیاسی را تحریک کنند و خود را هیرو و قهرمان نشان بدهند. این ها می خواهند تا با این گونه قهرمان سازی های کذایی بیشتر خون این ملت را بمکند،  دارایی های شان را غارت کنند و بدترین جنایت های شان را بر آنان مشروع جلوه بدهند. این گونه سیاستگران جهادی و غیرجهادی که در این گونه بازی ها خیلی حرفه یی شده اند، بیشتر وقت ها به گودی های کوکی بدل می شوند که بلندگوی شماری سیاستگران حرفه یی دیگر نیز می شوند که در پشت صحنه برای منافع شخصی خود سنگر گرفته اند و از وجود این هیرو های خودساخته و خودخوانده به نفع خود سود می جویند. از نظر این ها سیاست ابزاری جز مانور پردازی برای دست یابی به منافع شخصی مفهوم دیگری ندارد. در حالی که هدف اصلی سیاست بازی ها در یک کشور بازی با سرنوشت مردم نه؛ بلکه بازی آگاهانه و ماهرانه برای رفاه، ترقی و خوش بختی یک ملت است؛ ملت یعنی مردمی که فارغ از تعلقات قومی، زبانی، گروهی، مذهبی و فکری در یک قلمرو واحد جغرافیایی زنده گی می کنند و برای منافع ملی، اقتدار ملی و درد های مشترک ملی می اندیشند و برای درمان درد های تاقت فرسای مردم خود سیاستگری می کنند. آشکار است که چنین سیاستگران در ضمن داشتن آگاهی های سیاسی افراد نیکنام، پرهیزگار، صادق و یک بافت می باشند تا مردم به حرف های آنان باور کنند، به دنبال شان بروند و آنان را بحیث ناجیان خود بپذیرند؛ اما صدها دریغ و درد که بیشتر سیاستگران در کشور ما به هیچ رویکرد سیاسی متعارف به گونۀ اسلامی که سیاست را فشردۀ عقیده، مارکسیستی یعنی سیاست فشردۀ اقتصاد و سرمایه داری متاثر از اندیشه های ماکیاول یعنی شیوه های ادارۀ یک کشور باور ندارند که در اولی اعتقاد، در دومی اقتصاد و در سومی اصل اداره سیاست را تعیین می کند؛ بلکه در کشور جنگ زدۀ ما سیاست هم جنگ زده شده و رویکرد های سیاسی سیاستگران کشور ما را هم جنگ تعیین می کند؛ زیرا آنان از جنگ تغذیه می کنند و از ادامۀ جنگ و ناامنی ها برای دست یابی به غارت های بیشتر سود می جویند. هرچند آنان سخن از جنگ زدایی می زنند و چنگ را در ظاهر محکوم می کنند؛ اما در اصل با آن مخالف نیستند؛ زیرا آنان دشمن امنیت هستند، در صورت امنیت قانونیت و حکومتداری خوب و بازپرس و مسؤولیت پذیری بوجود می آید، آشکار است که غاتگران و جهادخواران دشمنان درجه یک صلح و آرامش و حاکمیت قانون در کشور اند. شماری از غارتگران آنان گاهی که از صلح سخن می گویند و جنگ را تقبیح می کنند، بر مخالفان مسلح دولت می تازند و بر آنان عربده می نمایند. این رویکرد قلبی آنان نه؛ بلکه فریبی است که از آرزو ها و امید های مردم، به نفع خود سؤ استفاده کنند. کدام عقل سالم قبول می کند که شخصی به گونۀ راستین حامی صلح و قانونیت و حاکمیت قانون در کشور باشد که ده ها جریب زمین های شخص و دولتی را غارت کرده و میلیون ها افغانی را دزدیده و اختلاس کرده باشد. این سیاستگران منادیان راستین صلح و قانوننیت نه؛ بلکه صلح و قانونیت را ابزاری برای ادامۀغارت ها و ناروایی ها و عدم بازپرس ازخود  قرار داده اند که صرف در وقت لازم بر سر آن به مانور های سیاسی می پردازند. از همین رو است که مردم ما هرگز به رجز خوانی های آنان باور نداشته و بدین باور اند که به در هر محفل به درد خود می گریند و نه به درد مردم.  این مقوله ” پربار در فرهنگ و ادب ما مالامال از ارزش های والا ی ما "هرکه را دردی رسد ناچار گوید وای را” از جمله مقوله های ماندگاری است که هر از گاهی بویژه در جامعۀ ما مصداق روشنی بحال بسیاری از سیاستگران پیدا می کند. این سخن آنانی را تمثیل می کند که در اصل نه دردی برای وطن و نه دردی برای مردم دارند؛ درد آنان فقط درد شکم ها و غارت های آنان است و درد بی قدرتی و درد از چشم ارگ افتادن ها است که به عقدۀ خطرناک تبدیل شده است . آنان ناگزیر می شوند تا با زهرپاشی ها بر آرمان واقعی مردم به نحوی از عقده های زهرآلود خویش بکاهند. از همین رو است که بشتر محفل های بزرگداشت ها به سکوی عقده گشایی این گونه اشخاص بدل می شود؛ اما شگفت آور این است که باز هم آرمان های پاک هزاران مجاهد مظلوم را قربانی عقده های شخصی شان می کنند و با حاضر شدن بر سر استیژ ها چنان حرف های کلان می زنند، آسمان را به زمین می تنند، ژست منادیان جهادی و قهرمانان جهاد را به خود می گیرند و در لباس صدیق ترین مدافعان جهاد خودنمایی میکنند که به قول ایرانی ها ”آدم شاخ در می آره”؛ اما زمانی نور چشمیان ارگ و ارگ نشینان بودند و فساد و بیدادگری آقای کرزی به آسمان رسبده بود، یک روز زبان تر نکردند و نه از حکومت او انتقاد کردند و نه مجاهدان از حکومت محروم بودند. دلیل اش آشکار بود، واقعیت زنده گی این ها مصداق این حرف” من زنده جهان زنده و من مرده جهان مرده است” اما می کوشند به گونۀ آیینه های قلب غلت نمایی کنند تا سیمای اصلی شان به مردم آشکار نشود. خوب به یاد دارم یکی از این عالی جنابان را که حالا بوق و کرنای بسیج مجاهدان را سرداده و می گوید که مجاهدان بسیج شوند. زمانی که قدرنمند تر از امروز بود؛ بکی از آشنایان پیشین مرا دعوت به نان چاشت کرده بود و من هم باتاسف خیلی ناخواسته ازجملۀ مهمانان بودم. زمانی که آن دوستم وی را مورد پرسش قرار داد که به مجاهدان و آرمان مسعود و مجاهدان چه کردید. وی پاسخ داد که حالا شرایط تغییر کرده و با ابراز دو سه کلمۀ دیگر پروندۀ پرسش یادشده را بست و حتا به قول معروف یک همدردی خشک و خالی هم با مجاهدان نشان نداد. جالب تر این که در آنجا جناب غارتگر جنس های کمیسیون انتخابات پیشین نیز حضور داشت، زمانی که آن آقای بسیجی امروزمحفل را ترک کرد، این جناب کمیسیون چران پیشین برای آن که هم فضل فروشی کند و هم با مجاهدان ابراز همدردی کرده باشد؛ گفت که حاجی صاحب کاشکی چند دقیقۀ دیگر می نشست و گپ های شما تمام می شد و بعد افزود که وی بار ها کوشیده این حرف ها را به آن جناب بگوید و اما فرصت دست نداده است؛ اما شگفت آور این است که همان آقا حالا مدافع سینه چاک مجاهدان شده و سر به سندان دفاع از حق مجاهدان می زند. در حالی که به همگان روشن است که آن جناب اکنون با رقابت های شدید خانواده گی دچار است. از این روهیاهوی بسیج مجاهدان را سر داده است.
به همین گونه تیکه دار خودخواندۀ حهاد و داعی پاترقیدۀ آرمان مجاهدان دیروز که از نزدیک ترین نور چشمیان آقای کرزی بود و به قولی او” برسرش پر می زد” و کاه و ناکاه از وی مشوره های کذایی می گرفت و این پهلوان جهاد هم ”زنده خوش بود”. یک روز از آقای کرزی انتقاد نکرد از فساد و بیدادگری در حکومت اش چیزی نگفت. ده ها جریب زمین را در تبانی با برادرزادۀ خود غصب کردند و پول های ده ها نفر را به غارت بردند. در آن زمان نه حکومت در خطر بود و نه مجاهدین از حکومت رانده شده بودند و حالا که از قرب حضور سلطان افتاده است، عرادۀ فریب ”خاکی شاه مداری” را به پیش می راند و در هر محفل که حضور پیدا میکند؛ مانند زنان در مرده خانه ها به درد خود گریه میکند و به قول معروف ”هرکه را دردی رسد ناچار گوید وای را” ؛ اما برای پنهان کردن فریب و ریای خود اسلام و جهاد و مجاهدان را به گونۀ بیرحمانه ابزاری برای رسیدن به اهداف خود قرار می دهد. این آقایان، هم پاتکی ها، پایزار برداران و شاه باش و آفرین گویان شان بدانند که دیگر برای ملت افغانستان سکۀ ”ناچل” یعنی ناچلند شده اند و حالا اگر ثابت کنند که سکه های خویش را از غار اصحاب کهف باخود آورده اند و همنشینی شان را با آنان اثبات کنید. مردم به آنان بی باور شده اند و چنان بی باوری خطرناک که اگر آن آقایان بگویید که شیر سفید است، به یقین که مردم در رنگ شیر هم شک می کنند که شاید رنگ شیر هم تغییر کرده باشد. عالی جنابان! ممکن که شما با توحه به دل مشغولی های فراوان به مال و ملک و ثروت های بادآورده چنان غرق از خودبیگانگی شده اید که کمتر و حتا هیچ به این راز پی نبرده و نخواهید برد. تنها زمانی متوجه می شوید که خود را در محفل های کلان در معرض قضاوت سخت مردم می یابید و در نهایت ناگزیری ها جامۀ اصلی را عوض کرده و آن چه را که شان شما نیست، از آن سخن میگویید؛ هرچند مردم حالا هوشیار شده اند و اما هستند، انسان های ساده یی که به قول مرحوم علی شریعتی هنوز هم با آدم در بهشت مانده اند. بصورت قطع تیر های این جنابان هم متوجه همین قشر ساده انگار (مواد فضلۀ عقل) است. امید که این فلاکت زده گان هم شما را زودتر بشناسند و از تیررس شکار شما درامان بمانند. می خواهم صادقانه برای شما بگویم که بعد از این مکان لازم و شامل حال همان موزۀ سیاسی تاریخ است تا در معبد آن برای ندامت از گذشته های ناخوشایند تان از خداوند طلب مغفرت کنید و با افتادن در پای انسانیت برای رهایی اسلام از این بحران هویتی خطرناک فقط دعا کنید و در معبد تقدیس سر به آستان الهی بگذارید و از خداوند پوزش و عذر بخواهید و بس؛ زیرا شما در عبادت عملی ناکام شدید و بخش زیادی از مسؤ ولیت رخداد ها در پیوند به هراس افگنی کشور، منطقه و جهان بدوش شما است. سخن آخر این که برای اعادۀ حیثیت تان بهتر است که از سیاست بازی ها دست بکشید و اموال و دارایی های بدست آورده از خون شهدای جهاد و مجاهدان را به وارثان اصلی اش واگذار کنید و از شیطنت های سیاسی به گونۀ جدی خودداری کنید تا مردم متوجه شوند که شما جرات بازگشت به خویشتن را دریافته اید و حاضر به بازگشت به اصل از دست رفته یی شده اید که خیلی ها بیرحمانه آن را قربانی ثروت و قدرت کردید و تنها با رها شدن از این دغدغه ها مردم به شما دوباره باورمند خواهد شد؛ اما فراموش نکنید که این گذار دشوارتر از عبور از ”هفت خوان رستم” است؛ زیرا رستم به یاری رخش خود تواننست هفت آزمون دشوار را پشت سر بگذارد و اما شما رخش را از دست داده اید و اسپ های تان هم قاطر شده است . یاهو

Advertise your business here. Click to contact us.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 362

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

رســتاخیز پرسـتوهای تغییر

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 147 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.