Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
ســـبک و معیـــار تحقیقـــات علمــــی PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - فلســــفی
نوشته شده توسط دکتور محمد فرید یونس   
چهارشنبه ، 16 آذر 1390 ، 13:18

دکتور محمد فرید یونسدر برنامه مورخ دوازدهم نوامبر سال جاری «داکتر یونس شو» که بطورهفته وار از تلویزیون نور پخش میشود، بنده نقدی داشتم بر کتاب دانشمند گرامی جناب داکتر سید عبدالله کاظم زیر عنوان «هرات از قیام حوت تا امروز» با عنوان فرعی «با ذکر مختصر از پیشینه های تاریخی». چون جناب محترم داکتر کاظم در پیشگفتار کتاب خود اجازه نقد علمی را مرحمت کرده بودند، من کتاب شان را از نگاه علم تحقیق که بنده چهار سال است در دانشگاه ایالتی کلیفورنیا-ایست بی، مضمونی را زیر عنوان طرز و اصول تحقیق تدریس میکنم مورد ازریابی قرار دادم که با کمال تعجب مورد استقبال زیاد قرار گرفت چنانکه استاد عبدالعلی نور احراری نویسنده توانا و مترجم احادیث مبارک صحیح بخاری که در کتاب جناب کاظم تقریظ نوشته بودند، در برنامه بعدی تلویزیون روی خط تیلفون آمد و اظهار داشت که مطالب که من در مورد تحقیق گفتم، برایشان «آموزنده مفبد و بسیار جالب بوده است».مشتاقان تحقیق خواهش نمودند که باید همین مطالب اصول تحقیقاتی به نشر برسد زیرا یک ضرورت است. برای اینکه موضوعات تحقیق را خوبتر تشریح کرده باشم و گفتار من جنبه غرض آلود نداشته باشد، در کنار کتاب جناب محترم کاظم یکی دو کتاب دیگر را هم زیر نقد گرفتم که کتاب جناب دانشمند گرامی محمد سعید فیضی که اخیرأ زیر عنوان «افغانستان و جهان در قرن 18 و 19 »به بازار کتاب افغانستان عرضه شده است، از آنجمله بود. نوشته ئی جناب آقای فیضی (امید شماره 911) به جواب برنامه ئی مورخ دوازدهم نوامبر «داکتر یونس شو»، مرا زیاد تر وادار ساخت تا مطالب مسلکی تحقیق را برای روشن شدن موضوع و توجه آنانیکه در شغل نویسندگی هستند جلب کنم و بنویسم.

 

اول مشکلات محقیقین: 

 کمال افتخار است که دانشمندان کشور ما در عالم هجرت و غربت تحقیق می‌کنند و امروز ما از برکت تشبثات علمی شان در موارد مختلف تاریخی، اجتماعی و ادبی خویش آگاهی پیدا می کنیم. خواه مخواه مشکلات زیاد است. دانشمندان ما اکثرأ به تایپ فارسی و پشتو دسترسی ندارند و به دیگران اتکا می کنند. اگر دسترسی دارند، تایپ فارسی شان بسیار سریع نیست و کار شان را به درازا می کشاند. اگر محقق دسترس به تایپ فارسی و یا پشتو دارد، خود می‌نویسد، خود تایپ می کند، خود اصلاح می‌کند و بلاخره خود آنرا به چاپخانه می برد و به چاپ می رساند. درین حالت است که بدون،اینکه محقق متوجه شود، اشتباهات زیاد رخ میدهد.در کنار این موضوع که کار تحقیق را محقق خود انجام میدهد، گاه غرور بی جای افغانی باعث می شود محقق فکر کند که اگر تحقیق خود را به چند نفر بفرستد تا نظر بدهند، ضعف دانش او را نشان میدهد. بزرگترین دانشمندان و عالمان اعتراف کرده‌اند که همه‌کس همه چیز را نمی داند. دانشمندان کشور ما تحقیق خود را یا به هیچ‌کس نشان نه میدهند و یا عمومأ به یک نفر می‌فرستند که آن شخص غالبأ سرشناس است و یا هم فکر و هم نظر اوست. درست است که شخص سرشناس در یک رشته تخصص دارد و اما وظیفه او نیست که متن را از نگاه زبان اصلاح کندمگر در صورتی که این مسئولیت برایش داده شود. اینجاست که وقتی متن برایش می‌رسد او زیاد تر متوجه محتوی می‌شود نه سبک نوشتن و فکر میکند که مؤلف اشتباهات املائی و انشائی را خود اصلاح خواهد کرد. مشکل دیگر محققین سبک نوشتن و اصول تحقیق است. کشور افغانستان مانند ایالات متحده آمریکا که اساسأ از سه اصل یعنی ای پی ای (امریکن سایکولاجیکل اسوسیشن)، اصول هاروارد و اصول شیکاگو، محققین کار میگیرند، ندارد و ما از معیاری که در کشور ایران منحیث یک کشور فارسی زبان است هم استفاده نه می کنیم. عدم نداشتن یک طرز و یا اصول کاری تحقیق نه تنها کار ما را از نگاه کیفیت پائین می‌آورد در بازار منطقوی کتاب، تولید ما را ضعیف جلوه می‌دهد و در عین زمان سطح دانش ادبی مؤلف و یا نویسنده را جریحه دار میسازد و به شخصیت علمی او صدمه وارد میکند.گزارشات حاکی است که امروز زبان فارسی از پر استفاده ترین زبان در تار نما (انترنت) می باشد. یعنی زبان فارسی در سر تا سر جهان خواننده دارد. پس محقق زبان فارسی/دری نباید فراموش کند که مطالعاتش در سطح جهانی میتواند ارزیابی شود. زبان فارسی و دری یک زبان است، دو زبان نیست. همه زبان‌ها چه بین‌المللی چه منطقوی باشد واژه عامیانه و محلی خود را دارد و اما نویسندگان علوم و ادبیات در وقت نوشتن از یک معیار کار میگیرند تا برای همه فابل قبول باشد که این را زبان معیاری (استندرد) می گویند. استفاده زبان عامیانه یک کشور در تحقیقات نه تنها نا پسند است زیرا لغات و واژه‌های محلی حتی در داخل قلمرو یک کشور از منطفه به منطقه تفاوت میکند، در عین زمان ماهیت علمی تحقیق را از بین می‌برد و در نتیجه تحقیق در سطح جهانی نه می‌تواند راه خود را باز کند و به شکل محلی مانند زبان محلی باقی می‌ماند

 

دوم زبان معیاری تحقیق:

 هدف از زبان معیاری در تحقیق آن است که الف برای همه قابل استفاده باشد، ب، کتاب بتواند در سطح بین‌المللی به دیگر زبان‌ها ترجمه شود زیرا علم یک پدیده ی جهان شمول است و ج، نویسنده در دهکده جهانی موقیعت علمی خود را حاصل نمائید. امروز کتاب در ایالات متحده آمریکا توسط آمریکا ئیان به چاپ می‌رسد و در میدان هوائی یا فرودگاه شهر فرانکفورت آلمان آگهی کتاب به چشم میخورد. این است که ما حتی اگر به فارسی می نویسیم نه می‌توانیم از قافله تمدن جهانی در دهکده جهانی که روز به روز کوچکتر شده می‌رود به دور مانیم

 

اساس اول زبان معیاری

 اساس اول به هم نیآمیختن زبان گفتاری با زبان نوشتاری است. هر فرهنگ زبان گفتاری و زبان نوشتاری دارد. در تحقیق تاریخ و علوم نه میتوان این دو زبان را با هم در آمیخت. تنها در صورتی که کتاب شکل داستان را داشته باشد و یا هدف کتاب غیر علمی باشد مانند فکاهیات و یا ضرب‌المثل ها. از نگاه اصول تحقیق، تحقیقات علمی جهان شمول است و باید برای همه قابل استفاده باشد. طور مثال واژه «کاکا» یک واژه عامیانه افغانستان است و «عمو» لغت قبول شده ئی نوشتاری است با اینکه “عمو” لغت عربی است. همه مردم خراسان زمین به لغت عمو آشنائی دارند. همچنان است لغاتی که در دو منطقه ای یک زبان، دو معنی میدهد مانند واژهء «ماما». در افغانستان «ماما» برادر مادر است و در ایران برادر مادر را «دائی» می گویند. این‌ها واژه‌های گفتاری هستند نه نوشتاری. برادر مادر، برای ماما،پدر شوهر، برای خُسر و مادر همسر، برای خُشو لغات نوشتاری است.

 

 اساس دوم جلوگیری از لغات است که در زبان وجود دارد و ما از یک زبان دیگر استفاده می کنیم. طور مثال ما در فارسی لغت دانشگاه داریم پس لازم نه می‌افتد که ما لغت پوهنتون و یا یونیورسیتی را استفاده کنیم. وقتی که واژه خانواده را داریم درست نیست که فامیل بنویسیم. همچنان زبان پشتو واژه‌ها و لغات خود را دارد پس ضرور نیست از فارسی بگیرد. این روش استفاده بی جای از یک زبان دیگر، فرهنگ زبان را ضعیف میسازد و بالاخره از بین می برد. از نگاه بشر شناسی فرهنگی وقتی که زبان از بین رفت و نابود شد، فرهنگ نابود میشود. زبان باید چه ملی باشد و یا چه محلی باشد تقویه شود نه اینکه از بین برده شود زیرا پشتوانهء فرهنگ یک منطقه است. همچنان مطالعات زبان‌شناسی نشان میدهد که زمانیکه کودک به زبان مادری می‌آموزد «آی کیو» یا معیار ذکاوت کودک بالا می باشد. این حالت اسف انگیز در کشور ما در اثر روش‌های نادرست سیاسی قصدأ رواج داده شده است. امروز دانشمندان باید اصول کار خود را علم قرار دهند نه پالیسی های مخربانه کهنه و غیر علمی.

اساس سوم استعمال واژه های قبول شده است.این لغات و یا مرکبات است که در همه زبان‌ها در سرتا سر جهان خواه به حیث لغت و خواه به حیث مخفف یک لغت، قبول شده است. مثال آن عبارت است از «کودتا» که اساسأ لغت فرانسوی است و اما در همه جهان قبول شده است و یا لغت مخفف «یونسکو» که در جهان قبول شده و احتیاج به ترجمه ندارد. همچنان استفاده درست لغات است. بسیار وقت دیده می‌شود که طور مثال نویسنده کلمه مملکت را به جای کشور استفاده میکند در حالیکه مملکت برای آن قلمرو گفته می‌شود که در آنجا پادشاه باشد..

عنوان کتاب:یک مسأله اساسی تحقیق است. عنوان باید از متن پشتیبانی و نمایندگی کند. عنوان اگر کوتاه می‌باشد بهتر است مگر اینکه رساله ای دکتورا (تِز)باشد و یا مضمونِ باشد که در یک گردهمائی علمی (کانفرانس) قراءت میگردد. عنوان باید شکل منسجم و بسته داشته باشد. یکی از انتقادات که بالای کتاب جناب کاظم و جناب فیضی از نگاه علم تحقیق آمد، همانا عنوان کتاب بود. جناب کاظم عنوان گذاشته‌اند «هرات از قیام حوت تا امروز»کدام حوت؟و مؤلف می‌گوید «تا امروز» کدام روز؟این نه منسجم است و نه بسته. جناب فیضی نوشته‌اند « افغانستان و جهان در قرن 18 و 19” این عنوان بسته نیست و می‌تواند بسیار وسیع باشد. این عنوان از نگاه علم تحقیق چنین معنی میدهد که مؤلف همه جهان و افغانستان را توضیح میکند. در زمان جواهر لعل نهرو هنوز قوانین بین‌المللی نشرات وضع نشده بود. طور مثال شماره ده عدده ئی «انترنشنل استندرد بوک نمبر» که کتاب جناب آقای فیضی از آن به شکل غیر معمولی بر حوردار است یعنی ناشر 13 شماره را درج کرده است؟؟؟ در حالیکه «آی اس بی اِن» ده عدد است نه سیزده عدد، در سال 1966 وضع گردیده است. کتاب‌های که در آمریکا به نشر میرسد باید شماره کتابخانه کتلاک کانگرس را داشته باشد که نه کتاب جناب فیضی و نه جناب کاظم از آن برخوردار است و آنرا ندارد. یعنی کتاب شان قید کتابخانه کانگرس آمریکا نیست. سی سال بعد از امروز اگر کتاب از طریق بازار پیدا نشود، محقق میتواند کتاب را از طریق کتابخانه کانگرس آمریکا بدست بیاورد و کار خود را حل کند و اگر این شماره نباشد دیگر کتاب وجود ندارد برای اینکه پیدا نه میشود. درین هیچ جای شک نیست که نهرو شخصیت برازنده ی تاریخ هند است و اماشرایط کار امروز از زمان نهرو تفاوت دارد و باید معیار های بین‌المللی مد نظر گرفته شود. کار نهرو از نگاه علمی معیار اصول تحقیق شده نمی‌تواند مخصو صأ اینکه، موءلف جناب محمد سعید فیضی در کتاب خود از نهرو نقل قول می‌کند که نهرو حجاب اسلامی را «رسم وحشیانه »می داند؟؟؟؟

 

چهار اصول که کتاب باید قبل از نشر به دقت بررسی شود

اول مولفان کتاب را به شخص مجرب می فرستند: برای صداقت محتوی که آن شخص در همان رشته تخصص دارد و یا بطور کافی در آن راستا کار کرده است و لیا قت و کفایت نقد و تقریظ را دارد. چنانچه دانشمند گرانپایه ی افغانستان جناب دکتور روان فرهادی کتاب جناب فیضی را مرور کرده‌اند و در شروع یک تقریظ هم نوشته‌اند و یا دانشمند گرانپایه جناب عبدالعلی نور احراری در کتاب جناب کاظم تقریظ نوشته اند. توجه این عالیجنابان گرانقدر روی محتوای تاریخی کتاب بوده و نه متن نوشتاری. وقتی که ما کتاب را به دقت میخوانیم، به اشتباهات املائی و انشائی بر میخوریم که نویسنده ی تقریظ مراتب املا و انشاء را نادیده گرفته و مسئولیت املا و انشاء را به دوش نویسنده کتاب واگذار شده است.

دوم کتاب باید برای اصلاح کاری اشتباهات تایپی، و املائی و انشائی به یک شخصی که درین کار وارد است فرستاده شود. اشتباه تایپی آن است که نویسنده به جای حرف “ض” حرف “ص” را تایپ می کند. اشتباه املائی آن است که نویسنده در املاء لغت اشتباه کرده است. طور مثال نماز گزار به حرف “ذ” نوشته شده است. اگر این اشتباه یک بار رخ داده باشد، خواننده آنرا یک اشتباه تایپی تلقی میکند و اگر دو سه بار رخ داده باشد، سواد ضعیف نویسنده را نشان میدهد..

سوم کتاب باید از نگاه روش تحقیق بررسی شود که بعد از محتوی و املاء و انشاء، شخص سومی با نویسنده همکاری میکند که مراتب درج شده، تسلسل داشته باشد، سنه های تاریخی در اثر تایپ اشتباه چاپ نشده باشد، اگر بعضی موضوعات از یک زبان به زبان دیگر ترجمه می‌شود، دقت شود که درست ترجمه شود. سنوات دقیقأ از یک فرهنگ به فرهنگ دیگر بر گرداننده شده باشد.. اگر نویسنده مجبور می‌شود که از یک لغت کار میگیرد و معادل آن در زبانی که می‌نویسد موضوع را افاده نه می‌کند، باید در بالای لغت و یا واژه علامت ستاره گذاشته شود و در پاورقی با استفاده علامت ستاره آن لغت تشریح شود. طور مثال واژه «ولسوالی» که یک واحد اداری افغانستان است باید در پاورقی تشریح شود. یا طور مثال نام پارلمان کوچک کشور روسیه «دوما» است. اگر نویسنده این نام را می‌نویسد باید در پاورقی کوتاه تشریح کند. همچنان است دید و بینش نویسنده در تغییرات اجتماعی و تاریخی که آگاهی نویسنده را در زمان تحقیق نشان میدهد. طور مثال اگر نویسنده سپه سالار محمد نادر خان را «محمد نادرشاه شهید» می‌نویسد، نشان میدهد که نویسنده متوجه بررسی قضایای سیاسی عصری که زندگی میکند نیست و آنرا نادیده گرفته است و یا از مکتب قدیم است. این را امروز همه میدانند که سپه سالار محمد نادر خان را نه می‌توان از نگاه دید و بینش اسلامی شهید گفت زیرا دین اسلام تعریف خاص برای شهداء دارد. کشتن محمد نادر خان یک انتقام بود نه اینکه در راه اسلام جان خود را از دست داده باشد و اگر همچو یک موضوع نوشته می‌شود باید در پاورقی تشریح شود که همچو لقب نظر به کدام سازش ها برایش داده شده است. همچنان اصول بررسی تحقیق دوباره است که باید نویسندگان مد نظر گیرند. در کتاب جناب کاظم یک‌جا قیام حوت پنج روز گفته شده و در یک جا شش روز. دیده می‌شود که تحقیق دوباره بررسی نشده است. و یا باید گفته میشد که فلان نویسنده در تحقیق خود پنج روز درج کرده و فلان محقق شش روز درج کرده و این نویسنده را از مسئولیت فارغ میسازد. در کتاب جناب فیضی از اسلام شناس معروف روسی، استاد فقید الکساندر بینکسن که روسی الاصل بود و تابعیت فرانسوی داشت زیرا بعد از انقلاب روسیه با خانواده به فرانسه پناهده شده بود تذکر داده شده که به سن «پیری و کهولت قرار دارد» (صفحه 34) در حالیکه پروفیسور بینکسن که اینجانب آن استاد رادر سال 1981 در پاریس شحصأ ملاقات کرده بودم در سال 1988 جان به حق سپرده است. از نگاه اصول تحقیق جناب آقای فیضی یادداشت های خود را در وقت نشر دوباره بررسی نکرده است.

چهارم کتاب باید از نگاه آرایش بررسی شود مانند ارتباط موزون مندرجات، ترتیب موزون فصل ها و دقت خاص در پشتی کتاب. از نگاه مسلک بازاریابی، عنوان و تزئین روی جلد اهمیت بسزا دارد و کتاب زود تر جلب نظر میکند و خواننده را به خود جذب میکند. درین مورد با اشخاص مسلکی باید نویسندگان مشوره کنند. کتاب‌های که به زبان‌ انگلیسی، آلمانی و فرانسوی به نشر میرسد مشکل شان کم است زیرا طراحان و مشاورین طبع کتاب زیاد هستند اما برای اینکه کتاب ما در باراز بین‌المللی کتاب تهران راه پیدا کند و انشاء الله روزی بازار ببن المللی کتاب در کابل انعقاد خواهد یافت، باید زیاد متوجه باشیم. در قسمت‌های زبان، فرهنگ و تاریخ، افغانستان با ایران وجه مشترک دارد و برای اینکه ما دید و بینش خود را برای آن‌ها توضیح کنیم باید کتاب ما در ایران و دیگر مناطق فارسی زبان رقابت کند. اینکه امروز ایرانیان سید جمال الدین افغانی را از آن خود میدانند برای این است که ما هنوز قادر نیستیم تا تاریخ و فرهنگ خود را با یک قوت بزرگ معرفی کنیم. چنانچه داکتر کاظم فرمودند « من کتاب را برای افغانان نوشته ام”.، روزی خواهد رسید که همه میراث فرهنگی اسلامی ما با ایران و میراث فرهنگی عصر بودائی افغانستان با پاکستان مصالحه شود. وقتی که ما کتاب را برای یک توده کوچک می نویسیم چنین وانمود می‌کنیم که ساحه علم باید محدود باشد در حالیکه علم یک پدیده ی جهانی است. پیشوای اسلام (ص) چه قشنگ فرموده است «در جستجوی علم باش حتی در چین» این اندرز سید المرسلین علم را از زندان تنگ نظرانه ناسیونالیزم، نجات بخشیده است و به علم وسعت جهانی

بخشیده است

نویسنده باید اجازه رسمی برای نشر مطالب، عکس‌ها که در روی جلد و داخل نشر می‌شود، از مالک آن اخذ بدارد. عکس روی جلد کتاب جناب فیضی معلوم نیست از کجا است؟ کی آنرا گرفته است؟ و به اجازه کی نشر شده است؟ و این از نگاه علم تحقیق امروزی قابل قبول نیست و حتی گیرنده عکس میتواند جناب فیضی را به محکمه بکشاند. کتاب جناب کاظم هم از یک نمایشگاه رسامی بدون درج اجازه به نشر رسیده است. نام رسام، تاریخ رسم معلوم نیست و باید نویسنده کلمه «نامعلوم» را درج میکرد. اگر افغانان تعاملات و اصول نشر و چاپ را از خود ندارند پس باید از اصول بین‌المللی کار گیرند

به هرحال، هر کار در دنیای امروز یک اصل دارد. کار برد اصول تحقیق نه تنها عطر و رونق خاص به تحقیق می‌بخشد بلکه کار ما در جامعه بین‌المللی راه پیدا می‌کند و ما می‌توانیم از راه تحقیق آرمان‌های ملی و فرهنگی خود را به قسمیکه خود می‌خواهیم و آرزو داریم معرفی کنیم نه اینکه دیگران به ما گویند.امروز با هجرت که کرده‌ایم میتوانیم از هجرت خود بیاموزیم و در مسایل مختلف زندگی، شرایط کاری خود را رونق دهیم و حتی میتوانیم مسوده لایحه تحقیقات را تهیه کنیم ومانند دیگر کشور های جهان یک معیار داشته باشیم که اساسات فرهنگی ما هم مد نظر گرفته شود. طور مثال کتاب نباید بدون شروع به نام خدا نشر شود و یا دستگاه چاپ و یا ناشر یک جلد کتاب را به کتابخانه ملی افغانستان بفرستد تا بدین صورت یک نظم اصولی در نشر و چاپ و قلم بندی نشرات ما به وجود آید. در پایان به بعضی از اشتباهات و انشائی کتاب “افغانستان و جهان در قرن 18 و 19” اثر ارزشمند جناب محمد سعید فیضی اشاره می رود.

صفحه 19 سطر 10 “ذی سعادت”، صحیح آن زهی سعادت است

صفحه 27 سطر 5 “سیرالمسافرین می نگارد”، صحیح آن در “سیر المسافرین” آمده است..

صفحه 29 سطر 7 “دلخراس»، صحیح آن دلخراش» است.

صفحه 31 سطر 16 “عزیمت»صحیح آن هزیمت است و این غلطی بار ها تکرار شده است

صحفه 33 سطر 6 از آخر «مطصفی»، صحیح آن مصطفی است

صحفه 40 سطر 7 از آخر «اصول های»، صحیح آن اصول است

صفحه 48 سطر 10 از آخر «امپریاست» صحیح آن امپریالیست آست

صفحه 66 سطر 12 “غریضه»، صحیح آن غریزه است

صفحه 128 سطر 3 از آخر «مهیلانه»، صحیح آن محیلانه است

البته شمار این اغلاط زیاد است و اما با تقدیم چند مثال بگویم که اول ضرور است که متن برای چند نفر فرستاده شود و دوم اگر این کار صورت نمی‌گیرد، از نگاه تحقیق علمی که امروز در دانشگاه‌ها تدریس میکنند، اغلاط زیاد ماهیت محتوی را ضعیف میسازد و در نتیجه به جوهر تحقیق صدمه وارد میکند.

 

Advertise your business here. Click to contact us.
  • ناشناس
    Mr. Yonus ,
    You are claiming to be a Doctor that means you have a Ph.D. degree, Can you please let u s know which University you have got your degree?
    You are claiming you are teaching as a professor a t a University?
    Can you please tell us the exact name and phone number of the university/? Also can you tell us what is your academic rank .
    To me, based on your talk every Saturday you are just an e ntertainer . I can not help it but laugh when I listen to your theories .
    I heard your speech to FBI , I have recorded to prove that your English is not at a level to teach at a university.
    Please hav e mercy on our Afghan community, stop deceiving them with your silly recommendations and advices.
    Yo u make a question yourself and then you claim somebody has asked you or send you an e-mail. Isn't th at deceiving ?
  • sam 788 shoma @ gamil .com


    با تقدیم ارادت و دعای سلامتی به جناب دانشمند و محقق گرامی مان داکتر صاحب الحاج محمدفرید یونس .
    با مو افقت به موازین ذکر شده در بالا من حتی این مشکل را در دانشگاه کابل به چشم مشاهده نموده و شاهد بسا ای ن گونه تقریظ ها و حتی استادی را دیدم که تحفه گرانبهای را خریداری کرده بود و می گفت با ید این تحفه را به فلان پوهاند صاحب بدهم به خاطر که در کتاب که نوشته ام سخت نگیرد . که با تاسف در کشور ما این درد نیز روح و روان قلم بدستان چون شما را می رنجاند
    چون هجرت خود اموزنده است با درد جانکاه که دارد و هر یک داستان خود و شهکاری های خود را دارد و زمانیکه من در خیابان و یا یک دوکان و یا رستورانت هموطنان با ایشان از دنیای ادب و ادبیات و تاریخ که معمولا قصه همگانی گشته بر خوردم دو موضوع عمده را دقیقا انتظا ر داشتم تا از هموطن خود بشنوم یکی این که (من در افغانستان انجنیر بودم و یا رهیس فلان جا و یا این که با تمتراق ادعا می کند که والا من یک کتابی روی دست دارم که هنوز ختم نشده)و به گفته برادران پشتون مان که چه خوب گفته اند ((دا بله خوشالی))که حالا همه شکر خداوند زونالست شده اند )) حالان دیکر فکر کنم به تحقیق و تقزیظ نیازی نباشد و یا نویسنده شاید چنین فکر کند که خواننده کم است و صدایش هم نمی براید و دی گر این که فرهنگ کتاب خوانی در میان مایان چندان رشد نکرده و ماشالله در خانه ها جز ضبله وارمونیه و کیب ورد و نام خدا هنرمندانی که به رسم هندی ها حالا لباس هندی هم می پوشند اواز گوش خراش و دلخراش که جز عز اب روح نه بل نوازشگر روح باشد از هر جا بلند است .در برنامه های چندین تلویزیون از کابل تا امریکا در ش رایط که ملت به خون می تپد ولی رقص زیبا رویان و دهل سبک هندی و نشاندهنده این است که در افغانستان اصلا هیچ خبری هم نیست پس گناه اغای کاضم و یا اغای فیضی هم نیست در شهر کور ها یک چشمه هم پادشاست. اگر از حقیقت انکار نه نمایم هر چه نوشتند امروز اثرات اش را می بینیم در داخل و خارج از کشور هر چرندی نوشتن ا ز مردم خویش امتیاز توقع کردند و بالا نشستن پس اموخته خور را خواب اش نمی اید امید وارم قلم به دستان م حترم من با ارادت که به ایشان دارم از اساسات نویسنده گی استفاده نموده و روش تحقیق را که جناب داکتر صا حب به ربان خودیمان ارایه داشتن و با ابراز سپاس از ایشان قلم شما رسا تر و اواز شما بلند تر و صحت و سل امتی برای شما دوعا می نمایم
  • Abdul Qadeer  - You have no credibility Mr. Younus

    Dear Mr. Yonus
    The other day I saw you,on the TV, selling your own and your brother's book. I hea rd you say that according to your brother's book plants like human give to charity. Did I hear you right? Can you please elaborate on it some more.
    By the way I know your brother does have some h igher education background ,but lately he too has become a religious scholar of Islam like yourself
    Is it the influence of your brother-in-law Mr. Rawaan Farhadi
    Does he ,Mr. Rawaan Farhdi , home-scho ol you guys.
    By the way Mr. Yonus, as many have asked you to please let us know where you got your Ph.D. since you call yourself a Doctor, and also if you could tell us exactly which university you teach since you claim you teach in some university. Also we would appreciate if you told us your Aca demic Rank and the phone number of the university so we can check it.
    By the way, did Mr. Rawaan Fa rhadi teach you to use 4 titles every time you mention the name of our Prophet (PBUH) or it is your own idea? If it is your idea can you tell me why not 10 titles ? Our Prophet (PBUH)deserves 100s of titles why you use only 4 of them? pleas respond
    Thank you
  • sama788 @gamil.com  - ایا شرم اور نیست


    با تقدیم احترام و سلام به همه دوستان و نوسنده گان گرانقدر .
    این یک حقیقت است که ملت افغانستان الحمدا لله مسلمان بوده و است و خواهد بود ولی این هم یک حقیقت روشن است که طی سالیان دراز ملت و یا بهتر است ب گویم که اکثریت مردم ما اگاهی کلی از دین ندارند .که در این شک و تردید هم وجود ندارد.ثانیا علمان نیز د ر طی سالیان متمادی به نوعه خود دین را تشریح و توزیع داده اند ولی باید انکار نه نمایم که صلیقه های خو د را در تفاسیر و ترجمه ها بکار بردند . این را نیز همه ما می دانیم که بازار قصه خوانی پشاور مرکز طبع و نشر و تجارت کتاب و چاپ کتاب بوده و از ان سوه سیل اسا کتاب های به داخل کشور اورده شده است و شده بود . و بسیار خوب هم می دانیم که حکومت ها در افغانستان و یا بهتر است بگویم فغانستان همه به مقصد ادامه حی ات سیاسی شان و به نوعی در معامله گری و استفاده از علمای دین به خاطر اسقرار شان و بسا معامله گری های فی مابین .مردم در تاریکی شب قرار گرفتند باید اعتراف کرد که اگر در مکتب و یا دانشگاه و یا در محلی از بات فلاسفه دین صحبت میشد ممانعت صورت می گرفت و به نام این که بحث در مورد دین انسان را کافر می سازد ه مه را در وحشت نگاداشتند به این بسنده می شوم چونکه همگان به این مسایل با خبر اند ولی از اقای که در با لا در افشانی نموده و یک محقق را مورد تاخت تاز فرار داده باید پرسید که دوست عزیز ایا خودت یک مسلمان ه ستی و اگر هستی لازم است به کاری کسی مداخله نمایی اگر جوابت بلی است پس در کدام قرن زنده گی می کنی و د ر کدام کشور این جا که اقای الحاج فرید یونس زنده گی می کند به او حق این را داده تا ازادانه افکار اش ر ا بیان کند و دوم این که اگر توان داری بفرما برنامه را اغاز کن و افکار خود را بیان کن و سوم این که ای ا خودت کدام ادمی هستی که باید همه را زیر نظر خود داشته باشی و اسناد تحصیلی را از مردم بخواهی باید بر ایت تفهیم نمایم که کسانی بودند و گذشته ان که مکتب نه رفته ولی استدلال شان به مراتب از خودت درجه بالا داشته و هنوز هم است که دارند . و بقیه این که ایا جوان امروز را می توانی بگویی که دیگر با ماشین یا م تر درایو نه کن باید شتر سواری کنی و یا از کمپیتر استفاده نکن و یا جوان امروز را می توانی بگویی به خا طر که مادرت را باید همرایش توهین امیز حرف بزنی به خاطر که او زن بوده و دست چرا که از افکار و نوشته ه ای شما چنین بر می اید ایا اسلام این را گفته که شما باید ((هوقی ))و همه کاره باشیدکه هرگز نه .دوست عز یز بخود بیا و اگر دید شما روشن تر و عالی تر از داکتر الحاج فرید است لطفا جرهت کن و برنامه را از طریق خدمات تصویری به راه اندازید تا ما هم مستفید شویم ورنه شما کسی نیستید که از مردم تحقیق کنید و یا است اد تحصیلی بخواهید این دیگر دوره کمونست ها و یا سلطنتی ها هم نیست و قومادندان سالاری هم در این جا نمی توانید . زیاد حرفهای دارم تا مثل شما عزیزان گمراه را ادب کنم ولی افسوس که حال و حوصله مان را چرندیا ت همچو شما برده است خداوند به راه راست هدایت ات کند تا برادر خود را توهین نه نمایی و مسلمان روشن و ب ه خاط رضای الهی کاری کنی و قلبی را نشکنی . دیگر این که شما باید فارسی و یا به زبان پشتو بنویس بهتر ا ست .
  • ناشناس
    استاد محترم دکتر فرید یونس را سلام وادب تقدیم باد!
    مقاله ای اخیر شمارا درمورد نقد واصول کتاب نگاری درسایت خاوران خواندم خیلی لذت بردم دلم ازخوشی باغ باغ شد.
    از قدیم ها گفته اند: سگ را بزن که صاحبش پند بگیرد فکر کنم که با این نقد جانانه ای تان خواب را بر شلغم سیستانی مردگاو ودیوث حرام ساخته اید


    عمرت دراز وقلمت نویسا باد استاد گرامی


  • یک پژوهشگر در یکی دانشگاه های
    بعد از عرض سلام
    نمی خواهم با اظهارات رکیک غیر علمی یک بحث علمی و اکادیمیک را براه بیاندازم فقط می خ واهم بگویم که در نوشته اقای یونس نه سبک علمی وجود دارد و نه معیار تحقیق علمی، ایشان فقط روش انشاء و ویرایش یک متن را بیان داشته اند. در حلیکه در روش های تحقیق باید تیوری، فرضیه ، معضله، نظریه پردازی، آزمایش عملی با در نظرداشت تیوری مورد بحث قرار گیرد.
    امید وارم محصلین را در درین زمینه بیشتر در مغا لطه نیاندارند.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 337

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

رســتاخیز پرسـتوهای تغییر

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 144 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.