Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

اشــتباهات در ترجمــه و تفســیر نام گیاهــان مــذکور در قــرآن مجید PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - مـــذهبـــی
نوشته شده توسط دکتور محمد فرید یونس   
چهارشنبه ، 4 آذر 1394 ، 09:34

دکتور محمد فرید یونس“سطح نگری در قرآن مجید”
به جواب استاد عبدالعلی نور احراری
منتقدین پروفیسورمحمد شفیق یونس فاقد صلاحیت علمی هستند
جناب استاد عبدالعلی نور احراری که از دوستان جناب آقای استاد سیرت هستند به دفاع از جناب استاد سیرت در شماره ماه نوامبرماهنامۀ فقه قد اعلم کرده‌اند تا حرمت دوستی را حتی که بی حرمتی در مقابل علم باشد وبه بی‌عدالتی انجامد جبران کرده باشند. قسمت دوم مضمون جناب احراری در ماه دسامبر به نشر خواهد رسید. ما احتیاج نداریم که منتظر قسمت دوم باشیم زیرا قسمت دوم هم دفاع از یک سلسله جفنگ است که در قسمت اول به نشر رسیده است.
شما خوانندگان گرامی می‌دانید که مرغ مذهبیون به اصطلاح مشهور کابلیان «یک لِنگ» دارد. این طبقه که با تعصب و تنگ نظری جوامع اسلامی را به رکود مواجه ساخته‌ اند هرگز از موقف غیر علمی و خرافاتی خود بیرون نه می‌شوند و این‌ها نه به تحقیقات عقیده دارند، نه به آزادی بیان و کلام عقیده دارند و نه به تساوی حقوق مدنی زنان با مردان. درین جوابنامه من به مسایل که در گذشته به جواب آقای سلجوقی و آقای سیرت پرداختم و موضوعات را از نگاه علمی در مورد نباتات مطرح کردیم نه میخواهم تکرا ر احسن بنویسم زیرا جواب من به عالیجنابان سلجوقی و سیرت بسیارمسایل را برای اهل علم و تحقیقات روشن ساخت و نا گفته نماند که بسیار استقبال هم شد. هم در مورد تفسیر و ترجمه قرآن و هم اشتباهات شان در مورد ترجمه نباتات بر ملا شد.جناب پروفیسور یونس گفتند ( و من این مطلب را قبلاً نوشتم) که جناب شان کار علمی خود را انجام دادند و با تحقیقات نشان دادند که شماری از نباتات در قرآن توسط دانشمندان گذشته به اشتباه ترجمه شده و معنی درست آن را به مردم پیشکش کردند. کار او تمام شد و جناب سلجوقی و جناب سیرت قسمیکه گفتیم چیزی جدید نگفتند و تکیه به مطالعات کهنه می‌کنند که دیگر جواب ندارد. استاد احراری هم سخن جدید نگفته است فقط از همان متون غیر علمی که دوستانش استفاده کرده و بر اساس تحقیقات علمی نبات شناسی نیست تکرار عین مطلب را که جناب سیرت نوشته است، او هم تکرار کرده است تا از دوست خود دفاع کرده باشد. اینکه قناعت می‌کنند و یا نه می‌کنند کار پروفیسو ر یونس نیست و او نه میخواهد با یک مردم لجوج و مردم که حالا همه می دانند اشتباه شان بر ملا شده است و اخلاق علمی معذرت خواستن را هم ندارند، و فاقد صلاحیت علمی هستند، دیگر گفتمان داشته باشد. و اما کار من تمام نشده است زیرا جناب استاد احراری نوشته‌اند که « به جای اینکه جناب پروفیسور محمد شفیق یونس از صورت قناعت و یا عدم قناعت خود چیزی بنویسد، برادر شان جناب داکتر محمد فرید یونس وارد میدان شده و در برنامۀ تلویزیونی، حسب عادت همیشگی بر این دو شخصیت محترم و علمی کشور که خدمات ارزندۀ شان در عرصه علوم اسلامی چون آفتاب نمایان است تاخت و تاز نموده، برادر خود را حق به جانب و این دو عالی جناب را ملامت نموده اند». بلی من در تلویزیون گفته‌ام که ما نه می‌توانیم ازین به بعد این همه «جفنگ» را قبول کنیم. جفنگ در لغت یعنی بیهوده. اینکه شما مذهبیون که سالها دین را در انحصار خود گرفته‌اید و امروز در اثر تحقیقات جفنگ شما نمایان شده است، و مردم را کور نگاه کردید ؛ منبعد باید بر ملا شود و اجازه دهید تا مردم تصمیم گیرند. اینکه شما به اشتباهات خود اعتراف نه می‌کنید، خودخواهی شما است نه اینکه حق به جانب هستید. و اینکه امروز در اثر تحقیقات علمیت ناقص مترجمین قرآن زیر سؤال می‌رود نباید زیاد تر مردم را گول زنید. یقین داشته باشید که مردم دیگر گول جعل، فریب کاری و فتوای های مضحک شما را نه می خورند. شما امروز به جای اینکه یک سند علمی ارائه کنید از لجاجت کار میگیرید و پای را در یک موزه کردید که نی شما حق به جانب هستید و یک گیاه شناس قرآن را نه می‌داند و شما می دانید. درین جوابنامه که برای بار آخر می نویسم و با این نوشتن جواب مذهبیون کافی داده میشود و دیگر نه میخواهم وقت مردم را بگیرم، میخواهم که علمیت شما مذهبیون را زیر سؤال ‌برم زیرا از نگاه اکادمیک شما فاقد صلاحیت علمی می باشید و حتی این حق را باید به خود ندهید که یک پروفیسور را انتقاد کنید که سی و پنج اثر علمی دارد در زیاد تر از صد کنفرانس علمی بین المللی شرکت کرده است و زیاد تر از یک صد و پنجاه تحقیقات علمی وی در مجلات ساینس بین المللی به نشر رسیده است. دیگر پشت نباتات نروید زیرا حالا ما معنی درست آنرا می‌دانیم و ضرور نیست دیگر باقلی را سبزی گوئیم و فوم را گندم. حالا زیاد ترروشن می‌سازیم که این به گفتۀ شما «نوران آفتاب» دیگر چه گُل را به آب داده اند و مطلق فاقد صلاحیت علمی هستند.
جناب آقای احراری شما لطفاً به ما بگویید که یک اثر علمی جناب سیرت در کجا به چاپ رسیده است؟ که از خودش باشد نه ترجمه و بررسی کار های دیگران که به عنوان یک شخص سر شناس مردم برایش می فرستند. او هم آن را سرسری می بیند و من ثابت ساختم که در ترجمه لوء لوء و مرجان اشتباهات رخ داده است. ترجمۀ کاردیگران یک تشبث علمی است و اما کار و اثرعلمی نیست. اثر علمی برای آن کسی است که او زحمت کشیده و از مغز خود به رشته قلم آورده است. کار و اثر علمی از نگاه اکادمیک آنست که محقق خودش در یک زمینه تحقیق کرده باشد نه اینکه کار دیگران را آنهم به غلط ترجمه کرده باشد.اینکه زمانی وزیر بود و به خاطر نزدیکی با مرحوم محمد ظاهر شاه که عربستان سعودی از او حمایه میکرد و آقای سیرت را در یکی از دانشگاه ها ی سعودی کار دادند نه میتواند که مقام علمی یک شخص تثبیت شود. بلی در رشته سیرت نبی (ص) در مصر تحصیل کرده است و یک ماستری دارد و از یک دانشگاه بی نام و بی نشان که آن هم بسته شده است و دیگر وجود ندارد یعنی پسفیک وسترن که رشته اسلامی را قطعا نداشت و تدریس نه میشد دکتورای افتخاری دارد نه اینکه دکتورای اکادمیک داشته باشد. پسفیک وسترن چون معیار علمی نداشت توسط وزارت مقامات عالی دانشگاهی امریکا بسته شد و حالا یک شرکت تعلیمی دیگر آن را خریداری کرده است. شما لطفا به ما بگویید که دکتورای جناب سیرت در امریکا که در سوانح خود می نویسند زیر کدام شماره در کتابخانه کانگرس ثبت است؟ شما بگویید که عنوان تِز دکتورای شان چیست؟ آیا این یک عمل اخلاقی است آنهم به گفته شما "عالم دین " که به مردم دروغ گوید و به گفتۀ کابلیان "خدا کشته را به قربانی حساب دهد"؟ و مردم را گول زند در حالیکه همچو سند علمی ندارد و پسفیک وسترن یک کالج شخصی بود و معیار بلند علمی نداشت و به همین منظور بسته شد. ( خوانندگان گرامی میتوانند در مورد این کالج بی نام و نشان (گوگل) کنند و بیبینند که من یک حرف درین مورد غلط نه گفته ام) اگر جناب سیرت یک مقام علمی میداشت پس چطور که نتوانست در آمریکا استاد شود؟ ما از اسلام آموختیم که علم سرحد نه می شناسد. در هر جا میتوان از علم استفاده کرد، حتماً می‌گویید که جناب استاد به زبان انگلیسی به طور کافی آشنایی ندارد. عجبا که یک «پروفیسور، دکتور و استاد» به زبان انگلیسی که زبان بین‌المللی است آشنایی کافی ندارد که تدریس کند؟؟ پس چطور شد که از امریکا دکتورا گرفت؟ آقای احراری:آیا این مقام علمی است که جناب شان نکاح دختر چهار ساله را در قرن حاضرتأیید میکند؟ من نوار این گفتار شانرا در کتابخانه خود دارم که احتیاج به جستجو نیست زیرا یکی از طرفداران آقای سیرت یک روز گفت که این موضوع را تهمت کرده اند. تهمت در اسلام حرام است و من نوار آنرا شخصاً دارم. اگر شما این مطلب را تأیید می‌کنید پس شما خود کودک ستیز هستید. لطفاً جواب گویید آیا نکاح صغیر روا است؟ حدیث آن در کجاست؟ چه زمانی همچو سخن از دهن پیشوای اسلام روایت شده است؟
جناب احراری شما نوشته‌اید که کار های شان در عرصه علوم اسلامی چون آفتاب نمایان است. همان تدقیق لوء لوء و مرجان که ده اشتباه در ترجمه دارد؟ من تا امروز در هیچ کتابخانه یک اثر علمی جناب سیرت را پیدا کرده نتوانستم. جناب سیرت قرآن را به تفسیر گرفته و همان اشتباهات که دیگران کرده بازهم تکرار کرده است. اینکه علمی نشد. کار علمی آنست که یک محقق یک مطلب جدید را نوشته باشد و یا اشتباهات دیگران در کار خود اصلاح کرده باشد چنانچه پروفیسور اشتباهات ایشان را اصلاح کرد. در گذشته مثال تاریخی را آوردیم که زدن زن را آقای سیرت در قرآن تأیید کرده‌اند و آنرا معجزه گفته است. آیا این یک کار علمی است ؟ آقای احراری اگر شما زدن زن را در خانه تأیید می‌کنید پس شما مانند جناب سیرت زن ستیز هستید.
جناب سیرت زیاد عُمر خود را در خدمت یک پادشاهی بود که وقتی پادشاه شد، از پادشاهی خود خبر نداشت و وقتی از سلطنت مخلوع ساخته شد هم خبر نداشت. (بلی مرحوم محمد ظاهر شاه را بعد از قتل پدرش، محمد نادر شاه، پادشاه ساختند. نه تنها برای اینکه ولیعهد بود، محروم حضرت نورالمشایخ زود دست به کار شد تا سردار محمد هاشم خان که دردیکتاتوری و ظلم شهره بود و در وقت حادثۀ قتل محمد نادر در میمنه بود، پادشاه نه شود. با اینکه محمد ظاهر شاه، پادشاه شد و اما سردار محمد هاشم خان زمام مملکت را به عهده داشت و پادشاه جزیی ترین نقش سیاسی نداشت و تنها یک شاه سمبولیک بود. و همچنان پادشاه وقتی که توسط مرحوم سردار محمد داوود مخلوع ساخته شد، در روم بود و از حادثۀ بیست و ششم سرطان در کابل خبر نداشت که یک عضو خانواده اش سلطنت را از او گرفته است). جناب سیرت به واسطۀ مرحوم محمد ظاهر شاه به شهرت رسید و چون در دانشگاه یک کشور پسمانده مانند عربستان سعودی که در بی عدالتی، زن ستیزی و وهابی گری مشهور است درس میداد،مردم او را استاد گفتند. سطح تحصیل به اندازۀ در عربسیان سعودی پایان است که با ماستری میتوان تدریس کرد! در امریکا دید که لقب استاد کافی نیست و در اثر خدمات به شاه یک دانشگاه بی نام و نشان به جناب شان دکتورای افتخاری داد و از آن به بعد خود را پروفیسور و دکتور گفت
جناب احراری شما جناب سیرت را منحیث یک عالم دین می‌شناسید و این حق قانونی و شرعی شماست و شما هر دو یعنی جناب سیرت و شما به متون قدیم رجوع می‌کنید و استدلال می‌کنید نه به تحقیقات جدید.
حالا من از شما سؤال می‌کنم که آیا از دید متون قدیم دینی که شما هر دو به آن اتکا می کنید و در مورد نباتات هم به متون قدم اتکا کردید و به تحقیقات جدید اعتقاد ندارید، عالم کسی است که نزد پادشاه می رود؟ بیایید بیبینیم امام غزالی در مورد اینکه عا لم نزد پادشاه می‌رود چه می‌گوید
در کتاب کیمیای سعادت اثر مشهور امام غزالی طوسی (متوفی 505
هجری قمری) میخوانیم که از اولیای کرام نقل قول میکند و می نویسد: « و فُضَیل می‌گوید :” همچندِ آنکه عالم به سلطان نزدیک شود از حق تعالی دور می گردد» و وهب می گوید: “ این علما که به نزدیک سلطان می‌شوند، ضرر ایشان بر مسلمانان بیشتر است از ضرر مُقامِران» و محمد بن سَلمَه می گوید:” مگس بر نجاستِ آدمی نیکو تر از آنکه علما بر درگاهِ سلطان“. (صفحه 381 جلد اول)نظر به این نوشتار امام غزالی پس جناب سیرت عالم دین شمرده نه میشود. حالا ما مردم بی‌سواد و به گفتۀ شما که من را در فیسبوک بی عقل خطاب کردید سخن کی را قبول کنیم. شما می‌روید و به متون قدیم اتکا می‌کنید و ما هم از متون قدیم برای شما نقل قول کردیم. سخن شما را قبول کنیم که آقای سیرت یک عالم دین است و یا سخن امام غزالی را که شهرتش در راستای علم از حوزه اسلام خارج شد و امروز افکار او را در بخش فلسفه در دانشگاه‌های غربی تدریس میکنند؟ شما در مورد شناخت علمی یک شخص حق به جانب هستید و یا امام غزالی؟
جناب استاد احراری آیا شما از طرفداران طالبان هستید که حقوق زن و مرد را نگاه مدنی مساوی نه میدانند مانند شما و سیرت، زنان را بدون ثبوت جرم سنگسار میکنند. کودکان را به حملات انتحاری تشویق میکنند، مردم بی‌گناه را می کشند؟ اگر جواب شما درین مورد «نی» است پس شما چطور از یک شخصی دفاع می‌کنید که از طالبان در زمان فتح مزار طرفداری کرد؟ همین عدالت شما است؟ بلی آقای سیرت برای منافع قدرت خواهی از طالبان دفاع کرد و این ثبت تاریخ افغانستان شده است. تکرار از شما جناب احراری سؤال می‌کنم که آیا دفاع از طالبان به نفع اسلام و مردم رنجدیده افغانستان است؟ دوستی شما با جناب سیرت نباید شما را در مقابل پروردگار مسئول سازد زیرا ما وشما نظر به حکم قرآن ذره ذره جوابگوی اعمال، گفتار و کردار خود هستیم.
جناب احراری شما می گویید که قرآن را باید متنی قبول کرد و نباید از هواو نفس خود چیزی گفت و یا تفسیر کرد. بسیار خوب در قرآن کریم آمده است که "ای مومنان یهودان و مسیحان را که [در مقابله با شما] دوست و یاور همدیگرند به دوستی نگیرید" ( آیۀ 51 سوره مائده). مگر عالم دین شما، جناب سیرت برای احراز قدرت با خلیل زاد نماینده عیسویت و یهودیت دست دوستی دراز نکرد؟ یا درین قسمت قرآن تفسیر دارد و در قسمت نباتات ندارد و باید به متون قدیم رجوع کرد؟
جناب احراری بیایید یک کمی بالای کار های علمی و اسلامی شما نظر افگنیم زیرا شما و هم دستان مذهبی شما یک دانشمند بزرگ افغانستان را میخواهید کم زنید در حالیکه هیچکدام شما به سویۀ پروفیسور یونس نه درس خوانده‌اید و نه تحقیق کرده‌اید و نه مقام علمی واقعی دارید
جناب احراری شما مترجم احادیث صحیح بخاری هستید. شما متیقن هستید که هیچ کمی و کم بودی در احادیث وجود ندارد و این نکتۀ تحقیقاتی را که احادیث یک و صد پنجاه سال بعد جمع آوری شده و امکان دارد اشتباه رخ داده باشد، شما صد در صد درست میدانید. سؤال اول این است که شما و آقای سیرت کسانی که احادیث را قبول ندارند کافِر می شمارید. 150 سال که حدیث نبود آیا مردم کافر بودند؟.
من در فیسبوک از شما سوال کردم که نظر شما در مورد سنگسار چیست و شما خاموش ماندید.شما چندین حدیث را در مورد سنگسار ترجمه کردید. خاموشی در مسایل دینی رضایت است یعنی که شما طرفدار سنگسار زنان در قرن بیست و یکم هستید برای اینکه برای شما سنت است. آقای احراری آیا شما هرگز فکر کرده اید که چه را ترجمه کنید و چه قابل ترجمه نیست ؟. معلوم میشود شما خبر نداشتید که یک تفاوت عمده بین حدیث یعنی گفتار پیامبر و سنت و روش زندگی پیامبر وجود دارد و سنت ها می تواند مقید به زمان و مکان باشد و حدیث شکل جهانی دارد و مقید به زمان نیست. شما وقتیکه احادیث سنگسار را ترجمه می کنید حتما به تطبیق آن هم اعتقاد دارید.
جناب احراری عزیز: شما در صفحه 148 جلد پنجم صحیح بخاری در پاورقی نوشته اید که "اگر کسی به زن خود بگوید که اگر به فلان خانه رفتی، طلاق هستی. وی اگر به همان خانه رفت طلاق میشود" سوال من از شما این است که منبع قوانین اسلامی قرآن و سنت و حدیث است. در کجا پیشوای اسلام گفته است که اگر زن به خانه مادرش و یا پدرش و یا برادرش بدون اجازه رود طلاق میشود؟ شما این جمله را از کجا گرفته اید؟ جناب احراری شما متوجه شده اید که شما یک مطلب را نوشته اید که مخالف قران است؟ قرآن می گوید که " والارحام" یعنی از خویشاوندان مبرید. "فلان خانه" که شما نوشته اید میتواند خانه مادر و پدر باشد. آیا رسول کریم زنان را گفته است که وقتیکه خانه پدر و مادر تان می روید اجازه بگیرید؟ حدیث این مسئله در کجا است؟ شما و آقای سیرت بار بار گفته اید که احادیث بیان قرآن است. انشالله که ازین مطلب انکار نه میکنید. موضوع که شما نوشته اید نه تنها بیان قران نیست بلکه مخالف قرآن است.
یک مثال دیگر از زن ستیزی شما و آقای سیرت و دیگر مذهبیون از کار های شما نقل قول میکنم که شما با کار های غیر علمی تان چقدر مردم را بیراه کرده اید. در صحیح بخاری و مسلم آمده است و مذهبیون بار بار این حدیث را نقل قول کرده اند که زنان را ناقص العقل خوانده است. حدیث جعلی چنین است : "از عبدالله بن عمر (رض) روایت شده است در میان زنان که عقل و دین شان ناقص است به خاطر دو شاهد زن و یک شاهد مرد و اینکه زنان در طول ماه گاهی نماز نه می خوانند و گاهی در ماه رمضان روزه نه می گیرند." جناب احراری صاحب محترم این گناه زنان نیست که تکلیف ماهانه دارند و یا از نماز معذور هستند و این حکم خلقت و قانون خلقت و طبیعت است. شما عدالت خداوند را با این حدیث جعلی و ترجمه آن زیر سوال می برید. این حدیث چنین معنی میدهد که خداوند خواسته است که آنها ناقص العقل باشند. در حالیکه در خلقت انسان چه مرد باشد و یا چه زن باشد خداوند تبعیض نکرده است و در سوره القیامه آیات 37، 38و 39 می گوید " آیا نطفۀ از منی که در رحم ریخته شده بود نبود؟(37)، سپس خون بستۀ بود که [خداوندش] آفرید و بسامان کرد(38)، و از آن جفتی نرینه و مادینه پدید آورد(39)
آیات فوق می رساند که جزیی ترین کمی و کاستی در خلقت انسان چه مرد باشد چه زن باشد در قرآن دیده نه میشود. و هر دو زن و مرد از نفس واحد خلق شده است. پس آقای احراری یک حدیث جعلی را که مخالف قرآن است در متون دینی ما داخل شده است و شما توجه نکرده اید و ترجمه کردید و امروز هزاران نادان، زنان را ناقض العقل می گویند.و شما و همراهان تان باعث تبعیض در جامعه شده اید
جناب احراری شما وقتیکه ما گفتیم که یهودان و عیسویان کافر نیستند شما و آقای سیرت بسیار عصبی شدید. تحقیقات نشان میدهد که در هیچ موضع قران خداوند به یهود و عیسوی کافر نگفته است اما شما وآقای سیرت چون زیر تاثیر افکار وهابی قرار دارید زیرا او در عربستان با وهابی ها نان و نمک شده است و شما از او کاپی می کنید، تحقیقات ما را( استاد سمندر غوریانی و من) قبول نکردید. بیاید بیبینیم داکتر یوسف قرضاوی که دوست شما آقای فضل غنی مجددی مسلسل در ماهنامه فقه از فتوی های قرضاوی نقل قول می کند و قرضاوی در تلویزیون الجزیره میلیون ها بیننده دارد، و از بزرگترین عالم اهل تسنن در خاور میانه به شمار میرود درین
مورد چه می گوید :
دکتور یوسف قرضاوی در کتاب مشهورش به نام حلال و حرام در اسلام که به زبان های فارسی و انگلیسی ترجمه شده درمتن فارسی مینگارد «[قرآن] مسلماً نسبت به اهل کتاب از یهود و نصاری اهمیت خاص داده است و به ایشان احترام می گذارد، خواه تحت سلطه اسلام باشند یا خارج از قلمرو اسلام قرار گیرند. قرآن آنان را جز به (یا اهل الکتاب) و ( یا ایها الذین اتوا الکتاب) خطاب نمی‌فرماید، و بدین وسیله اشاره می‌فرماید که آنان در اصل صاحب دین آسمانی هستند، و نسبت به مسلمانان خویشاوند و ذوالقربی می‌باشند و این نزدیکی و خویشاوندی در اشتراک آنان در اصول دین آسمانی با مسلمانان نمایان می‌گردد که تمام انبیاء برای ابلاغ این اصول مبعوث شده اند. جناب احراری شما درین مسله بسیار پافشاری کردید مثلیکه وهابی ها کافر میدانندو جالب اینکه دوست شما آقای سیرت از یک طرف ایشان را کافر می گوید و از طرف دیگر دست دوستی با کفار دراز میکند تا رئیس جمهور افغانستان شود. آیا این منافقت نیست؟ همان رویه که وهابی ها یهود و نصاری را کافر می گویند و اما امریکا از عربستان سعودی حمایه می کند!! اما در حالیکه همه مفسرین یهود و نصاری را اهل کتاب می دانند.
جناب احراری شما که کتاب الادب المفرد را ترجمه کردید و به من اهدا کردید، در صفحه اول آن به من نوشتید که " اهداء به فاضل دانشمند و پژوهشگر و محقق ارجمند جناب داکتر محمد فرید یونس". حالا چطور شد که من یک باره نادان شدم و بی عقل شدم با اینکه من معتقد به گفتار ارسطو هستم و به نادانی خود اعتراف می کنم و او گفته بود که "میدانم که نه میدانم". اما شما چطور نادانسته من را فاضل دانشمند خطاب کردید و حالا دفعتتاً من بی عقل نادان شدم.؟ این به خاطر این است که امروز در اثر تحقیقات و مطالعات پروفیسور محمد شفیق یونس اشتباهات همه شما بر ملا شد و شما همه که جاغور علمی ندارید، صلاحیت علمی ندارید، فوراً مانند کاهنان دوران فرعون (فیلم حضرت یوسف را بیبینید) عصبی شدید و قلم به دست شدید تا از منافع خود دفاع کنید زیرا شما از خدا نه می ترسید. شما از دست دادن منافع خود می ترسید. اگر جناب سیرت برای خدا کار میکرد بعد ازینکه خلیل زاد فریبش داد می رفت در کابل معلم میشد و ثابت میکرد که به مردم خود خدمت میکند و اما چون نیت او خدمت به خدا و مردم نیست در کشوربه گفته شما " کفار" مانند شما زندگی میکند و هر روز با چند تن از اشخاص منفعت جو هی در تلاش است تا چطور کابل رود و بلاخره رئیس جمهور شود. به شما اطمینان میدهم در چند مورد وعده های درست به امریکا بدهد او را مانند غنی به کرسی قدرت کاذبی خواهد نشاند.
جناب آقای احراری من دیگر جواب هیچ کس را حتی بعد از نشر قسمت دوم مقاله غیر علمی شما نه میدهم. جواب سه مذهبی را دادم، کافی است. اما سخن آخر من به شما و آقای سیرت که مردم را با دکتورای افتخاری فریب داده است این است: آن دوران که تحصیل یافتگان در مقابل ملا های مانند شما خاموش می نشستند از هم پاشیده است. آن شرایط قومی و قبایلی که هر کس باید خاموش باشد که فلانی جان وزیر صاحب است، خان صاحب است، حضرت صاحب است و فلانی کلان است آزرده نشود، گذشت. حالا دوران حقایق دین و تاریخ است. تا که من حیات دارم به جواب شما مردم متعصب، تنگ نظر، زن ستیز و کودک ستیز که جناب سیرت نکاح چهارساله را روا می دارد، خواهم داد. و شما در فیسبوک نوشتید که به مذهبی بودن خود افتخار میکنید و شکر کردید که لا مذهب نیستید. به گوش من زدید که من مذهب ندارم. بلی من پیرو هیچ مذهب نیستم زیرا این هم ساخت و بافت انسان هاست نه محمد(ص).شما یک حدیث پیشکش کنید که محمد شیعه بود و یا سنی. شما با مذاهب مردم را به تعصب و تفرقه دعوت می کنید و مهمتر اینکه گفتۀ مشهور است که "جواب بی پیر را لامذهب میدهد"
هژدهم ماه نوامبر 2015 میلادی. ایا لات متحده امریکا

Advertise your business here. Click to contact us.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

رســتاخیز پرسـتوهای تغییر

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 211 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.