Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

ترجمــه و تفســـیر قــرآن مجیــد از نگـــاه عــلم زبانشـــناسی PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - مـــذهبـــی
نوشته شده توسط دکتور محمد فرید یونس   
سه شنبه ، 24 شهریور 1394 ، 08:31

دکتور محمد فرید یونسبه جواب استاد محمد صدیق راشد سلجوقی
چندی قبل رسالۀ از دانشمند گرانپایۀ نباتات طبی و گیاه شناسی افغانستان جناب پروفیسور محمد شفیق یونس استادِ فرمکولوژی دانشگاه لورن فرانسه زیر عنوان «اشتباهات در ترجمه و تفسیر نام گیاهان مذکور در قرآن مجید» بدسترس علاقمندان و پژوهشگران علوم قرآنی و اسلامی قرار گرفت. درین رسالۀ کوتاه پروفیسور یونس با تحقیقات بسیار جامع نشان داده است که گیاهان و نباتات که در قرآن تذکر داده شده است چون در زمان های گذشته تحقیقات به سطح امروز پیشرفته نبود، در معنی آیات گیاهی و نباتی اشتباه صورت گرفته است. این رساله مورد تحسین و ستایش زیاد علاقمندان علم و معرفت قرار گرفت که از جمله جناب دکتور غلام دستگیر از ایالت کلورادو ستایس نامۀ قابل قدر در هفته نامه وزین امید شماره 1003 به نشر سپرد.
خواه مخواه درین تحقیق باید مأخذ اشتباهات تذکر داده میشد که از آنجمله ترجمه جناب آقای استاد محمد صدیق راشد
سلجوقی است که تفسیر «فی ظلال القرآن» (در سایه‌های قرآن ) از سید قطب شهید را به فارسی/دری بر گرداننده است. از تحقیق پروفیسور یونس جناب استاد سلجوقی بسیار ناراحت شده است زیرا اشتباهات بر ملا شده در ترجمه را کسر شاءن به خود میداند در حالیکه هدف پروفیسور یونس این نبوده که به کسی توهین کند. هدف یک تحقیق علمی بود و نشان داده است که ما باید قرآن را با دید علمی باز نگری کنیم نه اینکه اشتباهات گذشته را تکرار کنیم. جناب آقای استادسلجوقی چنین نوشته است، « از طرفی هم به نظر من تفسیر و ترجمه قرآن مجید را نمی‌توان به وسیلۀ کسانی به بررسی گرفت که در زبان عربی و علم تفسیر قرآن تخصص ندارند و صرف از نظر گیاه شناسی آن را به بررسی می گیرند» ( فقه اسلامی شماره دوصد و هفتم، سپتمبر 2015). به جواب این نظر جناب استاد سلجوقی نگاشته می‌شود: دانشمندان بشرشناسی (انتروپولوژی)،این علم را به چهار ساحه تقسیم‌بندی کرده اند: بشر شناسی بیولوژی، بشر شناسی فرهنگی، بشر شناسی باستانشاسی، و بشر شناسی زبانشناسی. ترجمه و تفسیر قرآن مجید در ساحه بشر شناسی زبانشاسی مورد بحث ما می‌باشد و با استفاده ازین علم که بنده این رشته را یعنی بشر شناسی زبانشناسی را در دانشگاه ایالتی کلیفورنیا تدریس می‌کنم جواب جناب استادسلجوقی را تقدیم می‌کنیم
جناب استاد نوشته‌اند که « تفسیر و ترجمه قرآن را نه میتوان به و سیلۀ کسانی......” اشتباه استاد از نگاه علم بشر شناسی زبان‌شناسی این است که قرآن با آیات نازل شده است. آیات که جمع آیه می‌باشد به معنی علامه، سمبول و نشانه است. آیه ترجمه نه میشود. آیه تنها تفسیر میشود. اگر ما ادعا کنیم که آیه ترجمه می‌شود زبان خداوند (ج) را با زبان انسان یکی دانسته ایم. با اینکه قرآن به زبان عربی نازل شده تا مردم پندپذیر شوند، اما زبان عربی خداوند به آیه است و اما زبانِ عربی که انسان تکلم میکند به آیه نیست با اینکه عربی است.قرآن برای این با آیه نازل شده است تا انسان رمز را بداند. یک معنی آیه، رمز است. تا انسان حکمت را بیاموزد. تا انسان با تحقیق و تتبع قادر شود حقیقت را کشف کند. درین جا انسان با یک چالش زبان‌شناسی مواجه می‌شود زیرا رمز و حکمت و سمبول را نه میتوان تنها با آموختن صرف و نحو عربی تفسیر کرد و اما با آموختن توحید در قدم اول، و حکمت در قدم دوم میتوان تفسیر کرد. یعنی کسی که اول راز خلقت را نداند، تفسیر برای او سخت دشوار است. آنانیکه دست به تفسیر قرآن زدند و حتی منحیث یک فقهی عرض اندام کردند اول توحید و حکمت را آموخته بودند نه اینکه صرف و نحو عربی را آموخته باشند بزرگترین مثال آن حضرت عمر(رض)، حضرت علی (رض)، حضرت بی بی عایشه صدیقه که بعد از رحلت پیشوای اسلام (ص) منحیث یک فقهی در مدینه عرض اندام کردند.
جناب استادسلجوقی نوشته‌اند کسانی که در علم تفسیر تخصص ندارند و صرف از نظر گیاه شناسی قرآن را به بررسی می گیرند. از نگاه زبان‌شناسی و رشته بشر شناسی یک زبان را در دو حالت میتوان به شکل کلی و مکمل آن آموخت. اگر یکی ازین حالات نباشد، نه میتوان ادعا کرد که زبان را مکمل آموخته است. اول یک شخص باید یا در فرهنگ زبان تولد شده باشد و یا پیش از سن سیزده در آن فرهنگ بزرگ شده باشد. درین صورت است که شخص به طور دقیق با فرهنگ زبان آشنایی دارد. تشکل مغز انسان از نگاه مطالعات بشر شناسی بیولوژی چنین است که یک کودک یک زبان را بدون کم و کاست قبل از سن سیزده میتواند بیاموزد. اگر توجه کرده باشید کودکان کشور افغانستان که در آمریکا و اروپا بزرگ شده‌اند لهجه ندارند. نه تنها که لهجه ندارند اصطلاحات فرهنگی را آشنایی دارند. بعد از سن سیزده و در بعضی تا شانزده هم مطالعات نشان داده است، کودک به فرهنگ زبان کمتر آشایی دارد و لهجه میداشته باشد. نقطه اول اینکه برای ادعا کردن اینکه یک شخص یک زبان را از نگاه فرهنگی آموخته باشد باید در آن فرهنگ بزرگ شده باشد. حالت دوم این است که همین شخص که در آن فرهنگ بزرگ شده، زبان وی تکمیل میباشد و قتیکه آن زبان را از نگاه علمی یعنی صرف و نحو، ساختمان زبان، ریشه لغت و غیره بیاموزد. اگر تنها در فرهنگ بزرگ شده باشد و زبان را از نگاه علمی نیاموخته باشد نه می‌تواند ادعا کند که زبان را میداند و یا زبان را از نگاه علمی آموخته باشد و اما در فرهنگ زبان بزرگ نشده باشد باز هم نه میتواند ادعا کند که زبان را میداند. من در آمریکا از نگاه علمی آموزش و پرورش دیده‌ام، در آمریکا تدریس می‌کنم و به زبان انگیسی کتاب نوشته‌ام و اما اگر من ادعا کنم که زبان انگلیسی را مکمل آموخته‌ام خود را مسخره می‌کنم زیرا من فرهنگ بومی زبان انگلیسی را نه میدانم. اگر یک شخص دو حالت را در مورد تفسیر قرآن نداشته باشد نه میتواند ادعا کند که زبان انسانی عرب را آموخته است مخصوصاً که زبان قرآن آیه است نه عربی انسانی. شاگردان که عربی آموخته اند تنها زبان را از نگاه علمی آموخته اند نه فرهنگی.
یک شخص میتواند در یک زبان تسلط پیدا کند وقتی که سال‌های متمادی در زبان مهمان زندگی کرده باشد و آنهم در یک رشته میتواند تسلط پیدا کند. طور مثال نیکلسون انگلیسی به زبان فارسی تسلط پیدا کرد و مثنوی مولانا را به جهانیان عرضه کرد و اما آیا نیکلسون اصطلاحات که در زبان فارسی در منطقه کابل استعمال می‌شود، میدانست؟ جواب آن نی است زیرا این دانشمندان در یک رشتۀ تخصصی زبان را می آموزند. چالش تفسیرقرآن این است، قسمیکه در بالا تذکر دادیم که زبان آیه به زبان انسان باید تفسیر شود و از همین سبب علم اتیمولوژی یا مطالعات ریشه لغت و علم فیلولوژی یا علم اینکه چگونه زبان در چارچوب تاریخی آن توسعه و انکشاف می‌کند و ساخت و بافت پیدا میکند، در تفسیر قرآن نهایت ضروری است زیرا بدون شناخت ریشۀ لغت نمیتوان تفسیر کرد. برای این کار آموختن زبان انسانی عربی کافی نیست. یک دلیل که اشتباهات در ترجمۀ احادیث و تفسیر قرآن زیاد دیده می‌شود این است که از علم لغت شناسی کار گرفته نشده است و آیه که کلام خداوند است به زبان عربی انسانی تفسیر شده است طور مثال ترجمه کلام خدا از زبان انسان کلمۀ “اضربُوهُن” می‌باشد که همه “زدن” ترجمه کرده‌اند، یعنی زنان تانرا اگر به سخن شما گوش ندادند، بزنید.در حالیکه درین جا «جدا شدن» معنی میدهد نه زدن زیرا خداوند قبلاً گفتیم به انسان کرامت داده است و میخواهد که انسان موجود با کرامت باشد، چه زن باشد چه مرد باشد. قرآن برای بار اول توسط شخص پیامبر (ص) تفسیر شده است.در حدیث مبارک آن سید المرسلین میخوانیم «زنان تانرا مانند بردگان دوره جاهلیت مزنید». همچنان میخوانیم که «نیکو ترین شما همان است که با زنان خویش نیکو هستند». این جاست که می‌بینیم اسلام عزیز و قرآن مجید و محمد (ص) جزئی ترین تعصب و بد روشی و بد رفتاری را در حق زنان روا نداسته و همه از قوم گرائی عرب و عجم و تفسیر نادرست قرآن مجید و ترجمۀ غلط احادیث سرچشمه گرفته است. نزد مسلمانان خداوند عادل مطلق است، پس چطور یک موجود عادل در مقابل خلقت خود تبعیض می کند؟ اگر ما قبول کنیم که «زدن» زن در خانه درست است پس وحشت و دهشت را خداوند در داخل خانواده اجازه دارده است در حالیکه قرآن می‌گوید من خانه را برای آرامش شما مهیا کرده ام
بر عکس قرآن کریم احادیث تفسیر نه می‌شود زیرا از زبان انسان است بلکه ترجمه میشود. احادیث پیشوای اسلام (ص) از زبان انسان است نه خداوند. و آن حضرت (ص) فرموده است که شما به زبان مردم و عقل مردم سخن گوئید. لذا ترجمه زبان انسان به انسان امکان دارد ودرست است. حدیث تفسیر نمیشود. اگر کسی بخواهد سخن پیامبر را تفسیر کند، چنین معنی میدهد که گویا عقل او از پیامبر بلند تر است و یا نیت پیامبر را درک کرده است در حالیکه انسان به نیت دیگران به جزءاز خودش و خدایش دسترسی ندارد. مخصوصآ اینکه پیامبر (ص) به زبان مردم سخن گفته است و تفسیر کار ندارد و اینکه یک عده وقت خود را ضایع کرده‌اند و حدیث را تفسیر کرده‌اند خود را و مردم را زیاد تر به بیراهه کشانده اند. به عبارت دیگر سخن پیشوای اسلام عام فهم است و احتیاج به آموختن ادبیات عرب نیست مثل اینکه ما بیدل شناس داریم. چون احادیث مبارک صد و پنجاه سال بعد از رحلت سید المرسلین جمع آوری شده است، از نگاه علم و طرز تحقیق که امروز اساسات و اصول تحقیق را در دانشگاه‌ها تدریس میکنند ناممکن است که احادیث غلط ترجمه نشده باشد و یا حدیث غلط شامل مجموع احادیث نشده باشد. طور مثال در احادیث میخوانیم که حضرت بی بی عایشه صدیقه (رض) 9 ساله بوده که نکاح کرده است. امروز تحقیقات نشان میدهد که بی بی موصوف بین سنین 16 و 20 بوده که با پیشوای اسلام (ص) ازدواج کرده است. نتیجه اینکه تفسیر نادرست قرآن و ترجمه غلط احادیث مسلمان را به بیراهه کشانده و از وی یک شخص تنگ نظر، متعصب و تندگرا ساخته است و ملیون ها ملیون دختر مسلمان را در سن خورد سالی به نکاح یک مرد بزرگسال در آورده اند. برای ثبوت این موضوع که ترجمه و تفسیر چه نقش بارز دارد،یک مثال می آوریم از ترجمه لوءلوء و مرجان ترجمۀ دانشمند گرامی محمد حنیف (حنیف) بلخی و صحیح بخاری ترجمۀ دانشمد گرامی عبدالعلی نور احراری: «طَلحَهَ بن عُبید الله قال: جاءَ رجلُ الی رسول اللهِ (ص) من اهل نجد ثائر الراس یُسمَعُ دویُ صوتهِ و لا یُفقَهُ ما یقول، حتی دنا فاذا هو یساٌ ل عن الاسلام» ترجمه: “طلحه بن عبیدالله که گفت: مردی سر برهنه که از اهل نجد بود بحضور رسول صلی الله علیه و سلم که انعکاس صدایش شنیده میشد اما فهمیده نمی‌شد که چه می‌گوید، تا اینکه (بآنجناب علیه السلام) نزدیک شد و از اسلام می‌پرسید. حال می‌رویم به ترجمه صحیح بخاری جلد اول، کتاب ایمان صفحه 32 حدیث شماره 46، توجه کنید
طلحه بن عبیدالله رضی الله عنه گفته است: مردی ژولیده موی از اهل نجد نزد رسول الله صلی الله علیه و سلم آمد. که زمزمۀ او شنیده میشد ولی فهمیده نمی‌شد که چه می گوید، تا آنکه نزدیک آمد و دانستیم که در بارۀ اسلام سؤال میکند
توجه می‌کنید که در لوء لوء و مرجان «مردی سر برهنه» ترجمه شده و در صحیح بخاری «مردی ژولیده موی». و همچنان:در لوءلوء و مرجان”انعکاس صدایش» ترجمه شده و «زمزمه» در صحیح بخاری. کدام یک ازین ترجمه‌ها درست است؟ وقتی که از علم اتیمولوژی یعنی مبداء لغت و فیلولوژی یعنی ساخت و بافت و جمله بندی زبان کار گرفتیم و لغا ت را جدا جدا مورد بررسی قرار دادیم نتیجه گرفتیم که ترجمۀ صحیح بخاری درست است. این تحقیق نشان میدهد ترجمه و تفسیر درست که به اساس عدالت و منطق زبان استوار باشد خواننده را به بیراهه نه می کشاند
یکی از زیبایی‌های آیات قرآن مجید این است که شخص از دید و بینش و رشتۀ اختصاصی خود مورد بررسی قرار میدهد. ال نعیم استاد علوم اسلامی در دانشگاه امورای ایالات متحده آمریکا در کتاب اسلام و دولت سیکولر می‌نویسد که شریعت مولد کارگزاری تفکر انسانی است و هر کس نظر به توان خود حق دارد تا در مورد قرآن پژوهش کند، نظر دهد و حتی فتوی دهد. در غیر آن انحصار دین توسط یک گروه به هر نام که باشد میتواند دین را به نفع خود در یوغ خود داشته باشند. اگر دین تنها یک عده محدود سرپرستی شود همانا دیکتاتوری دینی به میان می‌آید و این خلاف موازین اخلاقی و سیاسی دین است. پس اشتباه دوم جناب سلجوقی این است که آرزو دارد تنها آنانی با دین سر کار داشته باشند که تحصیلات رسمی دارند در حالیکه خلفای راشدین هیچ کدام تحصیلات رسمی در دین نداشتند و در زمان ایشان حتی دانشگاه وجود نداشت. جناب استاد سلجوقی می‌نویسد که «باید به این بیندیشیم که وقتی قرآن مجید نازل میشد مفسران قرآن ازین کلمات چه برداشتی داشته اند». این اشتباه سوم جناب سلجوقی بسیار عجیب است و خنده آور است زیرا وقتی که قرآن نازل میشد تنها یک مفسر وجود داشت و آن به جز از پیشوای اسلام محمد (ص) کسی دیگر نبود نه اینکه مفسران وجود داشته باشند. جناب سلجوقی از ساحه علم تحقیق عدول کرده و می‌نویسد که « تعدادی از کتب‌ تفسیر و فرهنگهای معتبرکه بدستری من بود باز نگری کردم،چیزی نیافتم که در آن اشتباهی صورت گرفته باشد». جناب سلجوقی یک اعتراف قشنگ و صادقانه کردند: اول اینکه به تفاسیر گذشته مراجعه کرده‌اند و معنی این سخن از نگاه علم تحقیق این است که خود شان خود را زحمت ندادند تا حقیقیت را کشف کنند به مطالعات دیگران تکیه کرده اند. در دنیای اکادمیک امروز تکیه کردن به مطالعات دیگران ضعف علمی شخص را نشان میدهد. همچنان از نگاه علم تحقیق چه ثبوت علمی وجود دارد که دانشمندان سابق اشتباه نکرده اند؟ در دنیای امروز «ریسرچ» آن است که محقق یک مطلب نو را کشف کند نه اینکه گفته شده ها را دوباره بازگو کند. “سرچ» یعنی جستجو و «ریسرچ» با پیشاوند «ری» یعنی دوباره یک مطلب را بازنگری کردن و یک مطلب جدید را پیدا کردن است. و دوم جناب شان می‌نویسد که به فرهنگ‌های معتبر مراجعه کرده است و اما نگفتند کدام فرهنگ؟؟؟ کدام قاموس که جناب شان نام اصلی نبات را به فارسی و یا پشتو نوشته باشد؟. یگانه قاموس نباتات در چهارده زبان دردسترس پژوهشگران از پروفسیوریونس است و بس. در نوشته آینده جناب شان نام فرهنگ معتبر را که اسمای گیاهان و نباتات را فهرست کرده باشد باید بنگارند که پروفیسور یونس اشتباه خود را اصلاح کند و اگر نام های فرهنگ‌های معتبر را جناب ایشان نه می‌نویسد باید از پروفیسور یونس معذرت بخواهد زیرا این اشتباه از او نیست که نام های درست را پیشکش کرده است، این اشتباه جناب سلجوقی است که یک دانشمند گرانپایه را کم میگیرد و به جای اینکه منحیث یک موسفید و بزرگوار به او تبریک گوید برعکس مطالعات او را که همه به اساس تحقیقات علمی استوار است به باد تمسخر میگیرد
من منحیث یک مسلمان نه برادر پروفیسور شفیق یونس به خداوند شُکر می‌گویم که امروز در قبال ساینس و پیشرفت علوم دانشمندان قادر شده‌اند تا قرآن را به ما خوبتر معرفی کنند.. مشکلات جهان اسلام درین است که قشر مذهبی به مطالعات و تحقیقات قطعاً اعتقاد ندارد و این باعث پسمانی مسلمانان شده است. در اثر عدم بازنگری درست قرآن و تکیه کردن به مطالعات دیگران، ملیون ها زن در خانه لت و کوب می‌شود زیرا شخص امی چنان فهمانده شده است که اگر زن تو گوش نداد او را بزن. در اثر عدم بازنگری احادیث ملیون ها دختر صغیر به مردان بزرگسال نکاح شده‌اند در حالیکه هیچ حدیث در دست نیست که شما می‌توانید یک صغیر را نکاح کنید. مفسرین باکره را به جای صغیر گرفته اند. ترجمه غلط سن حضرت بی بی عایشه باعث بدبختی‌های دختران جوان شده است. دین برای آزادی انسان نازل شد و اما امروز قشر مذهبی دین را در انحصار خود در آورده‌اند و به مجرد که شما اقامه دلیل کنید به کفر گرفته می شوید
نتیجه اینکه هیچ‌کس ادعا کرده نه میتواند که یک زبان را مکمل آموخته است. تفسیر تنها کار چند نفر به نام عالم دین نیست زیرا آن‌ها نه میتوانند تا در همه علوم دسترسی داشته باشند. مسایل علم فزیک را باید یک فزیک دان تفسیر کند. و گیاهان را یک گیاه شناس. در اسلام هرکس میتواند دین را مطالعه کند، نظر دهد، فتوی دهد و اما همه مربوط می‌شود به رأی دهی اجماع امت. اما کسی این حق را ندارد که یک شخص را در رأی و نظر و فتوی متوقف سازد. این انحصار دین در زمان پیشوای اسلام وجود نداشت. قرآن مجید باید دوباره نظر به مقتضیات عصر حاضر بررسی شود. اشتباهات املایی در تفسیر و اشتباهات تفسیری که نه به عدالت خداوندی سازگار است و نه کرامت انسانی باید بیرون کشیده شود تا ما مسلمانان ازین همه دهشت و وحشت که به نام دین بالای مردم تحمیل شده است نجات پیدا کنیم











Advertise your business here. Click to contact us.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 362

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

رســتاخیز پرسـتوهای تغییر

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 205 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.