Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

حقیقـــتِ حجــــاب PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - مـــذهبـــی
نوشته شده توسط دکتور محمد فرید یونس   
دوشنبه ، 23 تیر 1393 ، 13:59

دکتور محمد فرید یونسپیشگفتار:
هدف ازین تحقیق این است تا به سه سؤال جواب داده شود. اول آیا حجاب خاص زنان است؟ دوم آیا زینت خاص زنان است؟ سوم با مطالعه دقیق فیلولوژی یعنی علم لغت شناسی آیا سر پوشی برای زنان حتمی است؟و یا به انتخاب یک خواهر مسلمان مربوط میشود. مطالعۀ لغت در کار ما نهایت ارزنده است زیرا ما متوجه شدیم که در اثر عدم شناخت لغت اشتباهات جبران ناپذیر صورت گرفته است. طور مثال در تفاسیر میخوانیم که اگر زن بعد از دو مرحله یعنی نصیحت و بستر جدا کردن اصلاح نشد، او را بزنید. در حالیکه «اضُربُوهن»، «زدن» تفسیر نمیشود بلکه «جدا شدن» تفسیر می‌شود زیرا در اسلام طلاق فرض است و نکاح سنت. اگر ما قبول کنیم که «زدن» زن درست است، پس خداوند العیاذ بالله خودش دهشت و وحشت را در خانواده جایز دانسته است

برای اینکه به منزل مقصود برسیم، باید تعریفاتِ از بعضی لغات داشته باشیم که در اول مهمترین آن کلمۀ «حجاب» و دوم آن «زینت» است.هر دو کلمه قرآنی است. یعنی هم حجاب و هم زینت در قرآن تذکر یافته است.
حجاب در لغت معانی مختلف دارد. کلمۀ حجاب در سوره‌های الاسراء آیه 45، اعراف آیه 46، احزاب آیۀ 53، ص آیۀ 32، فصلت آیۀ 5، شوری آیۀ 51 و مریم آیۀ 17 زیاد تر به معنی حایل آمده است نه لباس شخص. بیائید این آیات مبارک را بر رسی کنیم: الاسراء آیۀ 45 میخوانیم
وَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنَا بَيْنَكَ وَبَيْنَ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ
حِجَابًا مَّسْتُورًا
تفسیر: و چون قرآن خوانی، بین تو و بی ایمانان به آخرت، حجابی پوشیده قرار دهیم
سورۀ اعراف آیۀ 46
وَبَيْنَهُمَا حِجَابٌ ۚ وَعَلَى الْأَعْرَافِ رِجَالٌ يَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِيمَاهُمْ ۚ وَنَادَوْا أَصْحَابَ الْجَنَّةِ أَن سَلَامٌ عَلَيْكُمْ ۚ لَمْ يَدْخُلُوهَا وَهُمْ يَطْمَعُونَ
تفسیر: و بین آنان حایلی است و بر روی اعراف [بلندی ها ] مردانی هستند که همگان را به سیمایشان می شناسند؛ و بهشتیان را ندا دهند که سلام بر شما باد، [ اینان] هنوز وارد [بهشت] نشده اند، اما امید می‌برند
سورۀ احزاب آیۀ 53


وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاءِ حِجَابٍ  
و نیز هنگامی که از همسران او چیزی [کالائی] خواستید، از پشت حجاب و حایلی [آن را] از ایشان بخواهید
آیۀ فوق رابطۀ همسران پیامبر (ص) را با مردم توضیح میکند که امروز آن بی بی ها حیات ندارند و دوم اینکه این آیه خاص برای همسران پیامبر نازل شده است نه همه زنان مسلمان
سورۀ «ص» آیۀ 32
فَقَالَ إِنِّي أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَيْرِ عَن ذِكْرِ رَبِّي حَتَّىٰ تَوَارَتْ بِالْحِجَابِ  
[سلیمان (ع) سرگرم تماشای آن‌ها شد] آنگاه گفت [ دریغا] من چنان شیفتۀ مهر اسبان شدم که از یاد پروردگارم غافل شدم، تا آنکه [خورشید ] در حجاب [مغرب] پنهان شد
5 سورۀ فصلت آیۀ  
وَقَالُوا قُلُوبُنَا فِي أَكِنَّةٍ مِّمَّا تَدْعُونَا إِلَيْهِ وَفِي آذَانِنَا وَقْرٌ وَمِن بَيْنِنَا وَبَيْنِكَ حِجَابٌ فَاعْمَلْ إِنَّنَا عَامِلُونَ  
و گویند دلهای ما از آنچه ما را به آن می‌خوانی در پوشش است و در گوش‌های ما سنگینی ای، و میان ما و تو حجابی است، هر چه خواهی کن که ما نیز کننده ایم
سورۀ شوری آیۀ 51
وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّـهُ إِلَّا وَحْيًا أَوْ مِن وَرَاءِ حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاءُ ۚ إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ
تفسیر: و هیچ بشری را نرسد که خداوند با او سخن گوید مگر از راه وحی، یا از پشت پرده ای؛ یا فرشته‌ای بفرستند و آنچه می‌خواهد به اذن خویش وحی کند که او بلند مرتبۀ فرزانه است
سورۀ مریم آیۀ 17
فَاتَّخَذَتْ مِن دُونِهِمْ حِجَابًا فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِيًّا
تفسیر: و از آنان پنهان شد؛ آنگاه روح خویش [جبرئیل] را به سوی او فرستادیم که به صورت انسانی معتدل به دیدۀ او درآمد  
می‌بینیم که حجاب در موارد مختلف به کار رفته است. چون حجاب پنهان شدن، حایل، پوشش، و پرده معنی میدهد ازین لحاظ دانشمندان همین کلمه را برای لباس به کار برده اند. نکتۀ اول را که میخواهیم به اثبات برسانیم این است که در قرآن مجید حجاب برای لباس شخص تذکر نرفته و اما دانشمندان ازین کلمه برای حل مقصد استفاده به عمل آورده اند. به عبارت دیگر در هیچ موضع قرآن مجید دیده نمیشود که لغت «حجاب» برای لباس زنان گفته شده باشد  
الزینه بر وزن فِعله برای بیان هیئت آرایش معنی میدهد و همچنان آنچه بدان زینت دهند مانند «یومُ الزینة» یعنی روز عید و همچنان پوشاک معنی میدهد چنانچه در آیۀ 31سوره اعراف.میخوانیم
يَا بَنِي آدَمَ خُذُوا زِينَتَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَكُلُوا وَاشْرَبُوا وَلَا تُسْرِفُوا ۚ إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ  
تفسیر: ای فرزندان آدم زینت[پوشاک] خود را در هر مسجدی بر گیرید و بخورید و بیاشامید ولی اسراف نکنید چرا که او اسرافکاران را دوست ندارد
در آیۀ فوق دیده می‌شود که زینت تنها برای زنان نیست و در آیه نه تنها قرآن مرد و زن را خطاب میکند، “ای فرزندان آدم” آمده است یعنی همه بشریت. اکثراً مردم چنین دانسته اند که زینت تنها برای زنان است در حالیکه چنین نیست. در آیۀ 30 و 31 سورۀ نوربازهم خداوند زن و مرد را به آبرومندی دعوت میکند. بیبینید قرآن چه می‌گوید
قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ۚ ذَٰلِكَ أَزْكَىٰ لَهُمْ ۗ إِنَّ اللَّـهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ  
تفسیر: به مردان مؤمن بگو دیدگان [از نظر بازی] فرو گذارند و شرمگاه شان را محفوظ بدارند، این برای آنان پاکیزه تر است، بیگمان خداوند به آنچه می کنند آگاه است و در آیۀ 31 همین سوره به تعقیب آن زنان را خطاب می‌کند و می گوید
وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ
زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا ۖ وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَىٰ جُيُوبِهِنَّ ۖ وَلَا
يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَىٰ عَوْرَاتِ النِّسَاءِ ۖ وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ ۚ وَتُوبُوا إِلَى اللَّـهِ جَمِيعًا أَيُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ

آیۀ دومی که برای زنان نازل شده هم طویل تر است و هم مواردِ در آن نهفته است که
از همین آیه حجاب زنان را علما طرح کرده اند. اول مانند مردان زنان را خطاب می‌کند اینکه
تفسیر: و به زنان مؤمن [هم] بگو دیدگانشان را فرو گذارند و شرمگاه شانرا محفوظ بدارند. می‌بینید که خداوند زنان را به مانند مردان خطاب کرده و مهم‌تر اینکه این آیه برقه و نقاب سیاه را که عرب‌ها می بندند حکم نکرده است زیرا مردان و زنان باید دیدگاهشان را در زمان معاشرت اجتماعی فرو اندازند. این آیه در رابطه به اجتماع نازل شده است و بعد آیه می گوید « و زینتشان را جز آنچه از آن آشکار است، آشکار نکنند» زینت چیست؟ آیا مقصد از زینت موی است، لب است و یا چشم است؟ حدیثِ وجود ندارد که پیشوای اسلام زینت را تعریف کرده باشد. قسمیکه میدانیم صورت برهنه است. پس چشم و لب و بینی و رخسار نه می‌تواند زینت باشد. جالب اینکه دو عضو بدن زن است که از نگاه مطالعات روانی تن شناسی فوق‌العاده باعث تحریک شهوانی مردان می‌شود و آن عبارت اند از چشم و لب است و این را خداوند زینت نگفته است و با در نظر داشت هیپنوتیزم قرآن حکم میکند که مردان و زنان چشمان شانرا پایین افگنند نه اینکه بپوشانند. هر تعریف که شما از زینت دارید، دانشمندان از خود تعریف کرده اند. قسمیکه گفتیم زینت مانند حجاب به انواع گوناگون در قرآن معنی میدهد مانند پوشش، آرایش،،در سوره هود آیه 15، تجمل، در سوره یونس آیه 88، زینت و مال زندگانی یعنی اسباب قشنگ.و زیورات. ما یک تعریف کُلی برای زینت زن هم نداریم. مرجع قانون در اسلام قرآن و سنت است. این دو مرجع برای ما موضوع را مشخص نساخته است. قرآن تنها گفته است که مردم زینت خود را محفوظ دارند. اینکه کدام قسمت بدن و یا عضو بدن زینت است، اینکه هدف زیور است، آشکار نیست. هر چه است دید و بینش دانشمندان است نه قرآن و سنت.
دانشمندان «بِخُمُرِهِن» را رو سری و چادر سر ترجمه کرده اند. اساساً اگر شما به آیه توجه کنید «الخُمرَ» است یعنی «آنچه که پوشیده و پنهان شود». “الخِمِر» هم «پنهان و نهفته» معنی میدهد. اینجا موضوع سر پوشیدن قطعاً مطرح نیست. اینکه یک تضاد بین دانشمندان در مورد پوشش سر وجود دارد که یک عده می‌گویند قرآن نگفته سر پوشیده شود و یک عده می‌گویند قرآن گفته سر پوشیده شود در اصل لغت توجه نکرده اند که هدف قرآن “خُمرَ” است نه “خِمِر”. کلمۀ بعدی «جُیُوبِهِن» است که اصل معنی آن یخن و یا یقه پیراهن است. چه را بپوشانید؟ سینه‌های تانرا. قبل از اسلام زنان نا بکار سینه برهنه ظاهر میشدند. من درین تحقیق مسأله غلام و کنیز را که در متون قدیم آمده شامل نه می‌سازم زیرا امروز مسألۀ غلامی و کنیزی مورد بحث جهان امروزی نیست. بر میگردیم به تفسیر آیه که چنین است: “و زینت شانرا جز آنچه از آن آشکار است، آشکار نکنند و سینه‌های شانرا با یقه های پیراهن خود بپوشانند.”جُیُوبِهِن“ (جمع) نه تنها یقه پیراهن معنی میدهد، جیب هم معنی میدهد مانند جیب بالاپوش.
امروز، یک نوع حجاب وجود ندارد و فقها در مورد پوشش سر، سنی و شیعه اختلاف نظر دارند. یک عده مانند حنفی های افغانستان اعتقاد دارند که اگر موی سر کمی نمایان باشد درست است. این بدین معنی است که موی زینت نیست. در ایران امروزی آن عده زنان که برای دولت کار نه می‌کنند اگر کمی موی شان دیده می‌شود، کسی اعتراض نه می کند. در اول کارمندان دولتی بسیار سخت گرفته بودند. چرا حالا سخت نه می‌گیرند برای آنست که میدانند که از نگاه فقهی یک موضوع جنجال بر انگیز است. حجاب که به انواع گوناگون وجود دارد و انسان سر گیچک می‌شود که کدام یک آن درست است. نوع وهابی که حتی یک عده نقاب سیاه به روی می بنندند که همه صورت را زینت میدانند. نوع ایرانی که زیاد تر سیاه است و صورت آشکار است و آنرا روسری و یا چادر نماز گویند. نوع مسلمان‌های هندی و پاکستانی که چادر های نازک است و چادر را بالای شانه های خود می‌اندازند و موی پوشیده نیست. نوع افغانی که اکثراً چادر های بزرگ است و موی آشکار است یعنی موی اگر دیده میشود درست است و ممانعت نیست. حتی یک عده زنان در افغانستان پَولی زینتی را سر موی می بندند و موی دیده میشود.
آیۀ فوق زنان را در داخل خانواده مورد بحث میگیرد و می‌گوید ” مگر بر شوهر شان، یا پدر شان، یا پدران شوهرشان، یا پسرانشان، یا پسران شوهر شان، یا برادر شان، یا پسران برادر شان، یا پسران خواهر شان یا زنان همکیش شان “. اگر در آیه خوب توجه کنید اشخاص محدود هستند که در داخل خانواده محرم هستند مانند پدر شوهر و یا پسران شوهر که اولاد زن نیست. اما اگر ما آیه را به شکل متنی در زندگی عملی کنیم و مردان خانواده را به همان چند نفر که در آیه تذکر رفته اختصاص دهیم بسیاری از مردان خانواده همه نامحرم اند مانند برادر شوهر، عمو، برادر مادر و فهرست به درازا می کشد. در حالیکه عمو نزد همه در داخل خانواده محرم است و اما در قرآن تذکر نه رفته است. اینجاست که «آیه» که «علامه» معنی میدهد تفسیر می‌شود ترجمه نه می‌شود و من این موضوع را در مضمون “قانون منع خشونت علیه زنان” نوشته ام که قرآن ترجمه نمیشود تفسیر میشود. قرآن در موضوعات اشاره دارد و اما تفسیر آن با تفسیر و روش پیشوای اسلام و بعداً ابن عباس دامنۀ وسیع دارد. برای اینکه موضوع را واضحتر بحث کرده باشیم یک مثال خانوادگی از داخل خانوادۀ پیامبر می آوریم. حضرت علی (رض) نظر به آیۀ فوق که مردان خانواده را محدود ساخته است محرم در خانواده نبوده است اما قسمیکه ما از تاریخ میدانیم، او در خانۀ پیامبر بزرگ شد و در آن خانه محرم بوده است. در اخیر آیه دو موضوع تذکر رفته یکی اگر کسی غلامی داشته باشد که امروز این موضوع قطعاً مطرح نیست و اما خادمان خانه محرم هستند در صورتی که خسی باشند که این هم امروز نه میتواند عملی باشد. و بعد می‌خوانیم که « و [بگو که] چنان پای نکوبند تا زینتی که پنهان داشته‌اند، معلوم شود» درین جا اشاره به آن زنان است که در بند پای خود از روی رسم آن وقت زنگ (خلخالی )می‌بستند که صدا داشت. مقصد از کفش‌های پاشنه بلند نیست. یعنی اگر یک زن کفش‌هایش در وقت قدم زدن صدا دارد کدام مشکل نیست در صورتی که ساق پایش در هر حالت پوشیده باشد. اما زنگ پاهای شان نباید توجه کسی را جلب کند. من تا حال یک زن را ندیده‌ام که در یک مجلس زنگ بسته کرده باشد. پس این موضوع هم مانند غلامی و کنیزی در زندگی امروز جنبه عملی ندارد. اما موضوعی را که آیه به ما در هر زمان می رساند این است که زنان زیوری نداشته باشند چه در پا باشد و یا نباشد که جلب توجه کند، حسادت را جلب کند، بیانگر اسراف باشد و یا یک دزد را تحریک به دزدی کند.
جهاد افغانستان در مقابل شوروی وقت پیامد های خود را داشت و امروز اکثراً مردم از وهابی های سعودی تقلید میکنند و یگانه توجیه که دارند این است که ما در افغانستان دین را نه می دانستیم!! از تقلید خود اعتراف نه می کنند. شیعه های افغانستان هم قبل از انقلاب اسلامی ایران چنین حجاب نداشتند. همچو حجاب های که امروز در بین مردم افغانستان دیده می‌شود در فرهنگ اسلامی افغانستان وجود نداشت. زمانیکه صورت برهنگی را مرحوم سردار محمد داوود رواج داد و برقه و چادری را از میان برداشت (خواه مخواه تنها در کابل )زنان ا فغانستان در کابل چادر های حریر سفید (گاچ) می پوشیدند زیرااکثر افغانان قدرت اقتصادی را نداشتند که ابریشم بپوشند؛ این رسم تقلید از اُم کلثوم دختر رسول الله (ص) بود که دیده شده است که چادر حریر سیراء پوشیده بود ( حدیث شماره 5842، کتاب لباس، صحیح بخاری ). حالا وقتی شما در یک مجلس داخل می‌شوید حجاب های رنگارنگ را مشاهده می‌کنید و این مطلب یک موضوع عمده را در تحقیق بر ملا میسازد که یک اصول شرعی اساسی در مورد حجاب در اسلام وجود ندارد چنانچه در نماز وجود دارد و همه تفاسیر علماء است که از آیه برداشتی دارند و به ذوق خود تفسیر کرده اند. اما چیزیکه را ما از قرآن تا اندازۀ واضح میتوانیم در مورد ستر زن بدانیم، این است که چون در آیۀ59 سوره احزاب میخوانیم  
يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ ۚ ذَٰلِكَ أَدْنَىٰ أَن يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ ۗ وَكَانَ اللَّـهُ غَفُورًا رَّحِيمًا

تفسیر:ای پیامبر به همسرانت ودخترانت و زنان مسلمان بگو که بالاپوش های خود را در بر کنند که بدین وسیله محتملترست که شناخته شوند و رنجانده نشوند و خداوند آمرزگار مهربان است.
مفسرین درین آیه هم، «جلبِیبِهن» را مانند «خُمُرِهن» روسری تفسیر کرده‌اند در حالیکه ترجمۀ دقیق این کلمه بالاپوش است که زنان وقتی که بیرون از خانه می‌روند باید یک بالاپوش بپوشند تا از آنانیکه به دین اسلام مشرف نشده‌اند تفکیک شوند و یا از آنانیکه اعتقتاد ندارند جدا باشند و در عین زمان با ستر باشند تا مورد آزار و اذیت مردم بد کردار قرار نگیرند. بُرقه و چادری که سر وصورت را می پوشانید، هم در افغانستان میراث امپراطوری عباسی ها است. زمانیکه زنان از خانه برای خرید خارج میشدند، یک چادر را روی خود می انداخنتند تا شناخته نشوند و خرید می‌کردند و زود بر میگشتند. نتیجه اینکه یک زن معتقد به اسلام باید بدنش پوشیده باشد تا گردن اما اینکه چگونه پوشیده باشد موضوع شخصی یک زن است و لباس در اسلام مانند چین مائوسیتونگ یونیفورم نیست که یک دولت اسلامی برای زنان تصمیم گیرد چگونه خود را با ستر داشته باشند. تا جائیکه یک زن با ستر لباس می پوشد مثلاً پتلون جین آبی و یک بلوز که آستین داشته باشد و سینه‌اش پوشیده باشد همان ستر است و تمام. امروز بلوز های بسیار قشنگ با رنگ‌های مرغوب است که هم یخن آن دکمه دارد و بسته می‌شود و هم آستین دراز است، پتلون، دامن های دراز ؛ جمپر های مختلف همه حجاب است و این‌ها همه نقش حجاب را بازی میکند. سر پوشی یک عرف قبل از اسلام بوده و در بین ادیان دیگر هم رواج داشته و یک عرف معمول در منطقه بوده است. چنانچه ریش مردان در زمان رسول الله (ص) یک عرف زمان بوده و در اسلام سنت غیر مؤکد است. یعنی اگر کسی ریش نه می گزارد گنهگار محسوب نه میشود. همه زنان مسلمان و غیر مسلمان از روی عرف چادر داشتند چنانچه تصاویر آن زمان را مانند حضرت بی بی مریم می‌بینیم چادر بر سر دارد و آن بی بی زیاد تر از شش صد سال قبل از اسلام زیست کرده است.و این چیزی نیست که اسلام حکم کرده باشد و یا نو باشد. این راه انتخاب به دست خواهران است که آرزو دارند موی خود را بپوشانند و یا نه پوشانند، در قرآن حکمی وجود ندارد. در احادیث صحیح بخاری و مسلم که دو مرجع معتبر برای اهل تسنن به شمار می‌رود پوشیدن سرزن به شکل واضح تذکر داده نشده است. درفقه تشیع هم اختلاف نظر وجود دارد و همه در مورد پوشش سر همسان فکر نه میکنند. (برای مطالعات فقه تشیع لطفاً به تحقیق دکتورحمید میرزا آغاسی که در سایت جناب شان گذاشته شده،مراجعه کنید).
زینت نظر به آیۀ کریمه برای مرد و زن است که مردان مانند زنان از تجمل و اسراف منع کرده شده است و زینت زن هم نه تنها ایشان را از تجمل و اسراف مانند مردان منع کرده در عین زمان زینت، بدن زن را مشخص ساخته که تا گردن، عورت زن است. عورت مردان هم تنها شرمگاه شان نیست و ما یک حدیث درین مورد در دست نداریم که عورت مرد را مشخص کند مردان هم نباید در حضور زنان نامحرم شِنا کنند. درست است که بدن مرد مانند بدن زن همه عورت نیست. عورت مرد از زانو به بالا است و از تخت سینه به پایان. امروز مردان به شکل بسیار مضحک در بازار و غیر بازار «شورت» می‌پوشند که از حیای اسلامی به دور است. اما این هم درست نیست که مردان در مقابل زنان خود را برهنه کند. مردان هم حجاب دارند و بزرگترین حجاب مردان حیا است
از آنجائیکه حجاب پوشش معنی میدهد و لباس هم پوشش است و برای زن و مرد امر شده است و اما لباس تقوی نظر به آیۀ کریمۀ
يَا بَنِي آدَمَ قَدْ أَنزَلْنَا عَلَيْكُمْ لِبَاسًا يُوَارِي سَوْآتِكُمْ وَرِيشًا ۖ وَلِبَاسُ التَّقْوَىٰ ذَٰلِكَ خَيْرٌ ۚ ذَٰلِكَ مِنْ آيَاتِ اللَّـهِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُون
برای خداوند عزیزتر است
تفسیر: ای فرزندان آدم، به راستی که برای شما لباسی پدید آوردیم که هم عورت شما را می‌پوشاند و هم مایۀ تجمل است؛ ولی لباس تقوی بهتر است، این از آیات الهی است باشد که آنان پند گیرند. ( سوره اعراف آیۀ 26). در آیۀ فوق به وضاحت می‌بینیم که خداوند نه تنها که مرد و زن را یک‌جا خطاب می‌کند، از دو حجاب سخن می گوید: اول حجاب دل و دوم حجاب بدن. این آیه برای مرد و زن نازل شده است یعنی حجاب تنها برای زنان نیست. همچنان ایمانداری و تقوی است که نزد خداوند عزیزتراست. امروز داریم مردان و زنان که تقوی دل ندارند و اما حجاب می‌پوشند،غیبت می‌کنند، حتی در تلویزیون‌ها حجاب بر سر، مردم را کافِر میگویند، طعنه می‌زنند و با اینکه اسلام تواضع را تدریس می‌کند خود را از دیگران مؤمن تر جلوه میدهند. سخن چینی میکنند. همچنان داریم مردان که این‌ها ریش و جامۀ و کلاه اسلامی دارند و اما اخلاق اسلامی ندارند. آیه به ما می آموزاند که اول تقوی یعنی از هر گونه گناه خود را دور نگه داشتن است و بعد لباس است که در آیه می‌فرماید « مایۀ تجمل است» پس دوم چیزی که ازین آیه می‌آموزیم که لباس اساساً آدمی را آدمی نه میسازد بلکه تقوی، تواضع، آداب، زبان خود را نگهداشتن، احترام به عقاید دیگران کردن، به بزرگان و استادان حرمت گذاشتن، به کودکان مَحبت کردن، توهین نکردن، مردم را به کفر نگرفتن، تهمت نه بستن، غیبت نکردن،اسراف نکردن، وعده خلافی نکردن، امانت مردم را به وقت سپردن ؛ دورغ نگفتن، از مریضی های اجتماعی مانند شخصیت پرستی، قوم پرستی، پول پرستی، خارجی پرستی، ملیت پرستی دوری جستن است که ما را یک انسان واقعی میسازد نه لباس. و جامۀ که به تفاخر پوشیده شود و تجمل شود و یا زنان مانند دوران جاهلیت در مجالس با لباس‌های برهنه داخل شوند که این آشکارا عدم فهم شانرا از قرآن و اعتقاد ضعیف شانرا به اسلام نشان میدهد در حالیکه خود را مسلمان می گویند. از نگاه مدنی زن و مرد در اسلام حقوق مساوی دارند. قسمیکه درین تحقیق کوتاه دیدیم حجاب و زینت برای مرد و زن است. تقوی آن است که زن و مرد مسلمان از هر گونه گناه که یکی آن بی سیرتی است خود داری کند و منحیث یک زن و مرد متمدن در جامعه عرض اندام کند نه یک گُدیگگ غرب و یا موجود جاهلی و یا مقلد افکار تند گرای آنانیکه درین سی سال به نام دین به کشور ما خیانت کردند. با این شعر سعدی علیه الرحمه این نوشته را به پایان می‌رسانم و از خداوند درین ماه رمضان المبارک طلب مغفرت می‌کنم
تن آدمی شریف است بجان آدمیت
نه همین لباس زیباست نشان آدمیت
اگر آدمی بچشمست و دهان و گوش و بینی
چه میان نقش دیوار و میان آدمیت
خور و خواب و خشم و شهوت شغبست و جهل و ظلمت
حیوان خبر ندارد ز جهانِ آدمیت
به حقیقت آدمی باش و گرنه مرغ باشد
که همین سخن گوید بزبان آدمیت
مگر آدمی نبودی که اسیر دیو ماندی
که فرشته ره ندارد بمکان آدمیت
اگر این درنده خوئی ز طبیعتت بمیرد
همه عمر زنده باشی بروان آدمیت
رسد آدمی به جائی که بجز خدا نبیند
بنگر که تا چه حدست مکان آدمیت
طیران مرغ دیدی تو ز پایبند شهوت
بدر آی تا به بینی طیران آدمیت
نه بیان فضل کردم که نصیحت تو گفتم
هم از آدمی شنیدم بیان آدمیت
محمد فرید یونس
سیزدهم رمضان المبارک 1435 هجری قمری
بیستم سرطان/تیر 1393 خورشیدی
یازدهم جولای 2014 مسیحی




Advertise your business here. Click to contact us.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 333

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

پـــــارســـــی

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 318 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.