Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

دیــن اســارت است یــا آزادی؟ PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - مـــذهبـــی
نوشته شده توسط دکتور محمد فرید یونس   
چهارشنبه ، 24 شهریور 1395 ، 07:29

دکتور محمد فرید یونسما امروز در جهانِ زندگانی داریم که مردم گیتی از سر تاسر جهان با هم  از طریق رسانه‌های اجتماعی رابطه دارند. جهان امروز با به میان آمدن این رسانه‌ها به یک دهکدۀ کوچک تبدیل شده است. هر کس حق دارد ابراز نظر کند، بنویسد ویک موضوع را  آزادانه تائید کند و یا نفیه کند.  امروز مردم صلاحیت مطبوعاتی دارند بدون اینکه اجازۀ رسمی از یک منبع  خاص داشته باشند.  این صلاحیت مطبوعاتی و رسانه یی چون تکیه به آزادی انسان کرده است ، مردم را  از قید و بند هر گونه اسارت آزاد ساخته است.  صلاحیت های  مطبوعاتی مردم ، دین  اسلام را داخل چالش های جدید ساخته است. خواه مخواه آنانی که به آزادی انسان اعتقاد ندارند ، به آزادی کلام و بیان اعتقاد ندارند ، صلاحیت  غیر رسمی مطبوعاتی مردم برای‌شان یک چالش بزرگ است که چگونه عاقلانه ، مدبرانه و عالمانه جواب گویند زیرا آن زمان که تا مردم صدای خود را بلند میکرد و قشر مذهبی یک شخص را به کفر محکوم میکرد خلاص شد. امروز ، طور مثال در فیسبوک یک شخص  با نام مستعار و  یک قطعه عکس گُل و یا تصویر طبیعت شامل صفحۀ فیسبوک می‌شود و  دل خود را خالی میکند بدون اینکه کسی او را بشناسد. همین آزادی‌های فردی مطبوعاتی باعث شده است تا مردم خود شان حق را از باطل تشخیص کنند و از هرگونه اسارت خود را نجات دهند. بعد ازین مقدمه می‌رویم به اصل موضوع اینکه
یک دختر بانوی جوان از دوست مسلمانش شنیده بود که اسلام دین اسارت است و آزادی‌های او را مقید میسازد. من  با شنیدن این مطلب تعجب نکردم زیرا وقتی که دین به شکل قهر آمیز آن تدریس شود و مردم از خود العیاذ بالله خدا بسازند و مردم را  فوراً  به گناه  و کفر محکوم کنند خواه مخواه جوان امروز یک انتباه غلط میگیرد. حال  جواب می‌گوئیم که اسلام دین اسارت است و یا دین آزادی
دین اسلام یک هدایت است برای آنانیکه میخواهند هدایت شوند و قرآن مجید برای آزادی و هدایت بشر نازل شد و در سورۀ بقره آیۀ دوم گفت
ذَٲلِكَ ٱلۡڪِتَـٰبُ لَا رَيۡبَ‌ۛ فِيهِ‌ۛ هُدً۬ى لِّلۡمُتَّقِينَ  (این کتاب است که شک در آن  روا نیست [که] رهنمای پرهیزگاران است ). درین آیه به وضاحت می‌بینیم که قرآن برای هدایت و یا رهنمایی بشر نازل شده است نه اسارت بشر. حالا این راه انتخاب شماست که میخواهید هدایت شوید و یا خیر
دین نخواسته است تا مردم به فشار و زور ایمان بیاورند زیرا چون انسان یک موجود آزاد خلق شده است و هدف اسلام این بوده و است که انسان یک موجود آزاد باشد  نه اینکه به ستم زندگی کند. قرآن به ما در همین سوره آیۀ 256 می‌گوید
لَآ إِكۡرَاهَ فِى ٱلدِّينِ‌ۖ قَد تَّبَيَّنَ ٱلرُّشۡدُ مِنَ ٱلۡغَىِّ‌ۚ فَمَن يَكۡفُرۡ بِٱلطَّـٰغُوتِ وَيُؤۡمِنۢ بِٱللَّهِ فَقَدِ ٱسۡتَمۡسَكَ بِٱلۡعُرۡوَةِ ٱلۡوُثۡقَىٰ لَا ٱنفِصَامَ لَهَا‌ۗ وَٱللَّهُ سَمِيعٌ
عَلِيمٌ
در کار دین اجبار نیست؛ چرا که راه از بیراهه به روشنی آشکار شده است ؛ پس هر کس که به طاغوت کفر ورزد، و به خداوند ایمان آورد به  راستی که به دستاویز استواری دست زده است که گسستنی ندارد و خداوند شنوای داناست
اگر شما ایمان می آورید به دستاویز استواری دست یافته اید و اگر ایمان نه می آورید خود شما مسئول خود هستید. در دین اجبار نیست. آیۀ فوق تنها برای کفار نیست که ایمان بیاورند. آین آیه برای همه بشریت است که آیا میخواهند هدایت شوند و یا خیر
قسمیکه در برنامۀ تلویزیونی  مورخ 29 آگست گفتم ، خداوند به انسان ، زن و مرد پنج چیز را تحفه داده است: عقل ، استعداد ، ذکاوت ، شعور و وجدان. این اختیار شماست که میخواهید ازین پنج تحفۀ گرانبها  برای سرفرازی و فلاح خود استفاده کنید  و یا نکنید ، شما آزاد هستید و خود اختیار دارید
در کتاب  «اسلام در تاریخ جهانی» اثر دکتور نذیر احمد ، شهروند هندی و مقیم ایالات متحدۀ امریکا که ترجمه فارسی آن توسط دانشمند گرامی جناب محمد نعیم مجددی تازه از طبع خارج شده است میخوانیم که  «اسلام اشعار میداشت که انسان‌ها آزاد بدنیا آمده‌اند  و به جزء الطاف الهی  به چیز دیگری مدیون نیستند» (صفحه 16). باز در همین کتاب میخوانیم «دین اسلام  به مسلمانها  آموخته بود که انسان‌ها آزاد بدنیا آمده‌اند نه باید به جزء  در برابر خداوند به مقام و یا شخص سر فرود آورند» (صفحه42). اسلام تقدیم جامعۀ بشری شد تا انسان را  از هر گونه اسارت سیاسی  یعنی منحیث یک امت واحد مستقل باشید، اسارت اقتصادی که بردۀ پول نباشید و اسراف و سود را حرام گردانید ، اسارت اجتماعی یعنی که برده نباشید و تنها به خالق سر تعظیم فرو آرید ، اسارت فکری یعنی خود فکر کنید  و حقیقت را پیدا کنید و اسارت روحی یعنی  تنها نباشید و روح خود را در انسان دمید ، نجات داد.  حال این به دست شماست که به چه اندازه به تفکر می پردازید و حقیقت را در می یابید. انسان یک موجود خود مختار است  حتی که اسلام را قبول کرده باشد ، آزاد است که چه کند و چه نکند و مسئول اعمال و کردار خود است نه دیگران..
گفتیم که در دین اجبار نیست  و مردم حتی در ایمانداری شان یکسان نیستند. اگر خداوند اراده میکرد همه را یکسان خلق مینمود و اما همین تز و انتی تز ایمان است که زندگی یک انسان را یک موجود  دلچسپ میسازد. قرآن در سوره یونس آیه 99 می‌گوید
وَلَوۡ شَآءَ رَبُّكَ لَأَمَنَ مَن فِى ٱلۡأَرۡضِ ڪُلُّهُمۡ جَمِيعًا‌ۚ
أَفَأَنتَ تُكۡرِهُ ٱلنَّاسَ حَتَّىٰ يَكُونُواْ مُؤۡمِنِينَ
و اگر پروردگارت میخواست ، تمامی اهل زمین ایمان می آوردند ، پس آیا تو مردم را به اکراه (زور) وا میداری تا اینکه مومن شوند؟ و یا باز درین مورد در سورۀ رعد آیۀ 31 میخوانیم
أَفَلَمۡ يَاْيۡـَٔسِ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ أَن لَّوۡ يَشَآءُ ٱللَّهُ لَهَدَى ٱلنَّاسَ جَمِيعً۬ا‌ۗ  
آیا کسانی که ایمان آورده‌اند نه می‌دانند که اگر خداوند میخواست همه مردم را هدایت میکرد
محمد (ص) این اجازه را نداشت تا مردم را به زور مسلمان سازد قسمیکه بعضی  برنامه ها را در تلویزیون می‌بینیم که مردم را به کفر میگیرند غافل ازینکه آن شخص مسلمان است و حق خود ارادیت را دارد. محمد (ص) تنها پیام آور بود و بس. اینکه مردم قبول کردند و یا نکردند و یا حالا کسی قبول میکند و یا نه می کند مسئلۀ نیست. بیبینید قرآن در سوره هود آیه 12 چه گفته است
إِنَّمَآ أَنتَ نَذِيرٌ۬‌ۚ وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَىۡءٍ۬ وَڪِيلٌ
تو فقط هشدار دهنده ای و خداست که کار ساز هر چیزی است
اگر کس بخواهد خداوند او راهنمایی می‌کند و اگر نخواهد، نه خداوند و نه مردم مسئول بی ایمانی مردم نیست مشروط بر اینکه در جامعه قوانین نافذ باشد که مردم از طریق قانون ، برای نظم  اجتماع از قانون پیروی کنند و اما مردم در اعتقادات خود آزاد هستند
درین دنیا هیچ‌کس مسئول گناه کسی دیگر نیست و هیچ‌ کس حق هم ندارد تا کسی را گنهگار خطاب کند زیرا جزای گناه و اجر ثواب تنها به دست خداوند است وبس. جزای جرم که ثبت قانون باشد، در اجتماع به دست قانون یک کشور است نه مردم. قرآن درین مورد آیات متعد دارد که برای شما خوانندۀ گرامی پیشکش می کنیم. در سورۀ اسراء آیۀ سیزدهم میخوانیم
وَكُلَّ إِنسَـٰنٍ أَلۡزَمۡنَـٰهُ طَـٰٓٮِٕرَهُ ۥ فِى عُنُقِهِۦ‌ۖ وَنُخۡرِجُ لَهُ ۥ يَوۡمَ ٱلۡقِيَـٰمَةِ ڪِتَـٰبً۬ا
يَلۡقَٮٰهُ مَنشُورًا
و سرنوشت هر انسانی را به گردن خود او پیوسته ایم، و روز قیامت کارنامه‌ ای برای او بیرون می آوریم که آن را بازگشوده می‌یابد
در سورۀ طور آیۀ بیست و یکم می‌خوانیم
كُلُّ ٱمۡرِىِٕۭ بِمَا كَسَبَ رَهِينٌ۬
هر انسانی در گرو کار و کردار خویش است
در سورۀ نجم آیۀ سی و هشتم می خوانیم
أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٌ۬ وِزۡرَ أُخۡرَىٰ  
که هیچ بردارنده ای بار گناه دیگری را بر ندارد
دین از نگاه سوسیو-پولیتیک  یعنی روابط سیاست اجتماعی برای سه منظور نازل شد
اول که مردم  مدنی شوند و از همین سبب بود که نام یثرب مدینه شد. یعنی که شما با هجرت از حالت قومی و قبایلی و سحر و جادو و خرافات و زن ستیزی و بیسوادی و قانون شکنی خارج شدید و یک امت مدنی می باشید
دوم  دین آمد که شما با اخلاق شوید و گفت که « من برای تکامل مکارم اخلاق آمده ام». مردم صفات اخلاق  را از پیامبر (ص)  می آموزند.
سوم دین آمد تا شما عادل باشید زیرا اساس دین اسلام عدالت است
حالا اگر شما میخواهید مدنی باشید ، با اخلاق باشید و یا عادل باشید این راه انتخاب خود شما ست و کرامت شما در همین است. اگر آرزو دارید یک شخص بی کرامت باشید این انتخاب خود شماست. خداوند نخواسته است که شما بی کرامت باشید. یک دلیل عمده که مردم مسلمان امروز پسمانده هستند برای همین سه مطلب است که در بالا تذکر یافت و در زندگی‌شان نیست
راهیابی به دست انسان است. قسمیکه گفتیم خداوند به انسان عقل  داده است. علمای کرام گفته‌اند که عقل جوهر انسانیت است. وقتی که شما از قرآن پیروی میکنید به وعدۀ خداوند درین دنیا و آن دنیا سرفراز می باشید. قرآن در سورۀ اسراء آیۀ پانزدهم می‌گوید
مَّنِ ٱهۡتَدَىٰ فَإِنَّمَا يَہۡتَدِى لِنَفۡسِهِۦ‌ۖ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيۡہَا‌ۚ وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ۬ وِزۡرَ أُخۡرَىٰ‌ۗ وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّىٰ نَبۡعَثَ رَسُولاً۬
تفسیر: هر که راهیاب شود، همانا به سود  خویش راهیاب شده است، و هر کس بیراه رود ، همانا به زیان خویش بیراه رفته است؛و هیچ بردارنده ای بار گناه دیگری را بر ندارد؛و ما عذابی در کار نمی آوریم مگر آنکه پیش از آن پیامبری بر انگیخته باشیم
پیامبران برای اصلاح ، سرفرازی و خوشبختی نازل شدند نه اینکه دین را به زور تحمیل کنند.  چون خداوند مالک همه جهان هستی است ، خالق است ، خلقت خود را دوست دارد پس دوست ندارد که در امور آن ذات اقدس الهی کسی دست درازی کند و یا به او شریک قایل شود. و یگانه چیزی را که خداوند  نه می‌بخشد شریک آوردن به ذات اوست. با این هم خودت مسول هستی و باید فکر کنی که تا چه حد میخواهی مستقل باشی در حالیکه میدانی که تو ، ای انسان این جهان را خلق نکردی و صلاحیت این جهان را نداری و اما صلاحیت نمایندگی خداوند را داری تا از عدل و اخلاق کار گیری. خداوند نه میخواهد که تو اسیر باشی و اما باید  حدودت را بشناسی. تو یک خانه داری. آیا حاضر می‌شوی تا  خانه‌ات را با کسی شریک شوی؟ تو یک موتر(ماشین) جدید داری، آیا حاضر می‌شوی موترت را با کسی شریک شوی؟ خداوند هم دوست ندارد تا ملکیت این جهان هستی را که از اوست و برای آرامی و استفاده من و تو هست کرده است ، کسی را شریک سازی.  هیچ‌کس حق ندارد در امور تو مداخله کند و قرآن می‌گوید «لاتجسسُ» یعنی در امور مردم مداخله نکنید پس تو نباید این حق را به خود دهی که در امور خدا دخالت کنی
جوانان عزیز: من که جوان بودم و امروز در آستانۀ پیری قرار گرفته‌ام این موضوعات را کسی نه در خانه و نه در مکتب  به ما نه می گفت. اما امروز من برایت می‌گویم که تو آزاد مطلق هستی و خداوند تو را آزاد آفریده است.  این تو هستی که  میخواهی انسان خوب باشی و یا بد. جوان تحصیل یافته و موفق و مؤدب باشی و یا نباشی.  تو به کوشش خود  به معراج کمال میرسی. بیبین قرآن  در سورۀ نجم آیۀ 53 برای ما چه گفته است
وَأَن لَّيۡسَ لِلۡإِنسَـٰنِ إِلَّا مَا سَعَىٰ
و اینکه برای انسان هیچ چیز نیست مگر آنچه کوشیده است
پس تو باید متوجه خودت باشی زیرا اگر  شَری به تو می‌رسد باید از خود سؤال کنی که تو  به خودت چه ناروا را روا دانستی. خدا و قرآن را ملامت نکن. قرآن برایت در سورۀ نساء آیۀ 79 واضح
می‌گوید
مَّآ أَصَابَكَ مِنۡ حَسَنَةٍ۬ فَمِنَ ٱللَّهِ‌ۖ وَمَآ أَصَابَكَ مِن سَيِّئَةٍ۬ فَمِن نَّفۡسِكَ‌ۚ
هر خیری که به تو رسد از سوی خداوند است و هر شری که به تو  برسد از خود توست
خداوند متعال ظالم نیست و این مائیم که بر خود ظلم می کنیم. قرآن در سورۀ نحل آیۀ 33 می‌گوید
وَمَا ظَلَمَهُمُ اللّهُ وَلـكِن كَانُواْ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُون
و خداوند به آنان ستم نکرد، بلکه خود بر خویشتن ستم کردند
جوانان عزیز و ارجمند من
با سعادت ترین راه زندگی اسلام است. اما شما خود باید اسلام را مطالعه کنید و اما اول خداوند را با درک و فهم خود بشناسید. هیچ‌کس قادر نیست که خدا را به شما معرفی کند تا خود شما خدا را در قلب خود پیدا نکنید. تو خودت را خوب می شناسی. اگر خودت را خوب می‌شناسی حتماً خدا را هم باید بشناسی.  و اگر خودت را نه می‌شناسی خدا را هم نه می‌توانی بشناسی . رسول خدا (ص) گفت: “هرکس خود را شناخت ، خدا را شناخت». از مادران و پدران جوان خواهشمندم تا این مضمون را با جوانان خود شریک شوند تا فرصت ترجمه به زبان انگلیسی میسر گردد

Advertise your business here. Click to contact us.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 362

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

رســتاخیز پرسـتوهای تغییر

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 231 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.