Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
ســازمــان هــای اســلامی آمــو و معــلم ازدواج دختــران خـُـرد ســـال را مجـــاز می داند. PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - مـــذهبـــی
نوشته شده توسط دکتور محمد فرید یونس   
چهارشنبه ، 9 شهریور 1390 ، 15:30

دکتور محمد فرید یونسبسم الله الرحمن الرحیم

دو سازمان اسلامی در ایالات متحده آمریکا، آمو و معلم زیر نام شریعت و اسلام ازدواج دختران خرد سال را با مردان بزرگسال شرعی دانسته و راه را برای مردان شهوت پرست باز کرده است.
ماهنامه فقه، که در شمال ایالت کلیفورنیا به نشر می‌رسد، در شماره ماه جون مضمونِ دارد زیر عنوان «در بارهء تعیین سن ازدواج در فقه اسلامی». این مضمون که اساسأ به جواب سیکولریست ها به رشته فلم آمده است که همیشه قوانین اسلامی را مورد تاخت و تاز قرار میدهند، در تلاش خود ناکام مانده است.

 این را همه میدانیم که در اسلام در زمان نکاح سن مطرح نیست. زیرا یک موضوع بین زن و مرد می‌باشد که مضمون این مطلب را تصریح کرده است. مطلب را که مضمون قادر نشده است تصریح کند موضوع ازدواج دختران خرد سال در عصر حاضر است و آنرا به دوش پدر و پدر بزرگ قبل از مرگ گذاشته است. از یک‌سو اسلام نکاح را حق مسلم زن و مرد میداند یعنی حق تصمیم از زن و مرد است، از جانب دیگر مقاله موضوع ازدواج دختران خرد سال را بالا می‌کند که خلاف موازین حقوق بشر و اخلاق مدنی امروز است. دوم اینکه مضمون موضوع بلوغ را یک مسأله جسمی دانسته نه عقلانی. یعنی امکان دارد که یک دختر به سن بلوغ از نگاه جسمی برسد و اما از نگاه عقلانی به سن بلوغ نرسیده باشد. اشتباه مقاله این است که کلمه «رُشد» را که در آیه ششم سوره نسأ آمده است، رُشد جسمی تفسیر کرده است. در حالیکه رُشد در آیه مذکور عقلانی هم است. مقاله در مورد، حدیثِ از پیشوای اسلام (ص) که مرجع دوم در قانون اسلامی است پیشکش خواننده نکرده است و به نظر فقها اتکا کرده است که امروز جوابگوی نیازمندی های بشری در بسیاری موارد نیست.. با اینکه در مضمون می‌خوانیم که “..معاملات مدنی و خانوادگی یکسر نصوص «نرم» است که در عصر و هر مکان، از جانب صاحب نظران اهل فقه، قابل اجتهاد و ترجیح و زیادت و نقصان میباشد ”. پس وقتی که چنین است و در عصر حاضر نکاح دختر حرد سال صوابدید روزگار نیست چرا همچو موضوع بالا میشود؟ این را می‌توانیم قبول کنیم که از نگاه جنسی افراد تفاوت دارد و یک دختر و پسر در سینین پائین احتیاجات شهوانی میداشنه باشند و آیا راه حل همین است که دختر خُرد سال را، نظر به حکم مقاله، پدر بزرگ، دستش را به دست شخصی دهد که «به نظر خود مناسب میداند»؟ مگر همین فَتوا که نه اساس قرآنی دارد و نه حدیثی در مورد از پیشوای بزرگ اسلام (ص) در دست است، باعث بدبختی هزاران کودک معصوم و پاک ما نشده است که دختر خرد سال را به مرد پنجاه ساله عقد کرده اند؟ درست است که سن در ازدواج مطرح نیست اما این موضوع برای بزرگسالان است نه خرد سالان که کودک دوازه ساله را با مرد پنجاه ساله به خانه بخت فرستاد. بسیار جای شرم است که ما امروز مقالات را می‌خوانیم که نه تنها اسلام را مضحک جلوه میدهد بلکه یک طبقه جامعه را که اناث باشد به استثمار فرد از فرد میکشاند.

مضمون ارگان معلم که آمو آنرا به نشر سپرده در شروع از حقوق زن در اسلام سخن می‌گوید و می‌نویسد « زن مسلمان در تاریخ اسلام زندگانی اسلامی خود، هیچگونه مشکل نداشت». مشکل داشت و دارد و اما شما ها بودید و هستید که مشکل زن مسلمان را پوشیده نگه داشته‌اید و با طرز دید دین قومی هرگز نخواستید که زن مسلمان در کنار مرد مسلمان یک‌جا از نگاه حقوق مدنی بایستد. امروز زن مسلمان به خاطر بی‌عدالتی در افغانستان خودش را آتش می‌زند و شما می‌گوید که مشکل ندارد؟ زن مسلمان در بین توده های مردم مسلمان از پسمانده ترین و بیسواد ترین است در حالیکه پیشوای اسلام (ص) آموختن علم را برای مرد و زن مسلمان فرض گردانیده است. شما می‌گویید که زن مسلمان مشکل ندارد؟ زن مسلمان در زادگاه اسلام حق رانندگی را ندارد و زنان سعودی از حقوق خویش دفاع میکنند و شما می‌گویید مشکل ندارند؟ زنان در افغانستان بدون ثبوت جرم سنگسار می‌شوند و شما می‌گویید که مشکل ندارند؟ زنان در کشور های اسلامی حق طلاق گرفتن را ندارند و شما می‌گویید که مشکل ندارند؟

به ارگان بی بصیرت معلم و آمو که هر دو از یک چشمه فکری آب می نوشد می‌گوییم که اول ازدواج کودک خرد سال چه دختر باشد چه پسر باشد در هیچ یک از جوامع امروزی قابل قبول نیست پس شما از قافله تمدن بشری به دور هستید. دوم اینکه فرض محال یک دختر خرد سال که به نظر شما به سن بلوغ رسیده است و خودش آرزو دارد برای رفع احتیاجات جنسی ازدواج کند، راه حل این نیست که پدر بزرگش دست او را به دست شخصی دیگری دهد. راه حل این است که در صورتی که هیچ یک از اعضای خانواده مانند پدر، مادر، عمو، برادر مادر، عمه و خاله وجود نه می داشته باشند، وکیل دخنر حکومت اسلامی است (رجوع شود به احیأ علوم الدین بخش نکاح) تا مراتب اعاشه هر دو را فراهم کند و در عین زمان ایشان را به آموزش و پرورش تشویق کند و شرایط را برای‌شان مهیا سازد. و مهمتر اینکه دختر حودش برای خود تصمیم گیرد نه اینکه دیگران برایش تصمیم گیرند. نکاح از نکح آمده است و یک قرارداد می‌باشد که از دو جانب بسته می‌شود و یک‌جانبه نه می باشد. دختر و پسر باید هر دو موافق باشند. زیر بنای دین اسلام علم و معرفت است. حضرت رسول اکرم (ص) می‌فرماید که کودک خویش را از سن هفت سالگی به نماز به پا کنید. معنی این گفتار این است که کودک از خرد سالی باید به عبادت خداوند و تعلیم و تربیه سالم سوق داده شود که بتواند در زندگی تصمبم گیرد. در صورت عدم موجودیت والدین و اقارب، این مسئولیت به دوش دولت است تا از یتیم حمایه و پاسداری کند نه اینکه دختر را برای اینکه از دام «ددمنش” نجات داده باشیم به دست یک مرد پنجاه ساله دهیم. که این بی‌عدالتی به خاطر همین فتواه های بی‌اساس و شرم آور در کشور ما هر روز اتفاق می افتد. حضرت عباس (رض) می‌گوید که “القرآن یُفسِر الزمان”. یعنی قرآن با مقتضیات عصر تفسیر میشود. یکی از دلایل عمده که مسلمانان عقب مانده استیم برای این است که مسلمانان مقتضیات عصر را مد نطر نه می گیرند. امروز سخن از نکاح یک دختر خرد سال به جزء از صدمه به اسلام کاری را به پیش نه می برد. اگر آمو و معلم قدرت این را ندارند که قرآن مجید را برای عصر که زندگانی داریم تفسیر کنند پس اقلاً اسلام را بد نام نکنند و خاموش باشند......

Advertise your business here. Click to contact us.
  • kaka  - kaka
    این از برکت سیکولار است که خودت آزاد صحبت میکنی
  • نیک اندیش
    درودبرشما دوکتورفرید یونس !شما از دیدگاه خرد وخردمندی چنین مسایل را بیان میدارید وبه راستی دلسوزانه به اسلام ومسایل تسلامی نگاه میدارید؛ اما این خرد باختگان اسلام نما با افکار قرون وسطیی وتحجرگرایانه به قضایا نگاه میدارند وهرچیزی که نفع آنهارا در بر گیرد، ازپوشش اسلام کار گرفته ، آنرا به دید مردم که تدبر وتحقیق ندارند، میدهند واهداف شومشان را عملی میگردانند. این سخیفان بی باور به راستی ورشد وتکامل انسانها وعصروزمان، وسیله بدنام کننده برای اسلام هستند وبا سخنان پیامبر اسلام که گفته بود: بعداز این قرآن شریف وخرد نیکویتان رهنما ومعلم شما خواهد بود، مطابق حکم خرد کار نمایید وخودرا نظر به زمان تغیی ر دهید وبه علم ودانش باور داشته باشید. که بی علم نتوان خدارا شناخت!
    تندرست باشید.
  • پروانی  - به جواب مفتی فرید یونس
    حجت الاسلام والمسلمین آیت الله یونس فرید سلام
    مقاله شما را خواندم اما مانند همیش از یک ضایع وقت بهتر نبود. خوب به هر حال به امید این که بالاخره روزی یک مطلب منطقی, علمی و قابل خواندن را از قلم شما به دسترس ما قرار گیرد. در ضمن کوشش کنید که از زنهای جمهوری آخندی ایران هم دفاع کنید که یکجا با اهل سنت ایران, این دو طبقه از مظلوم ترین انسانهای جهان بشمار میروند. ما نمیگویم در عربستان و افغانستان زنها در بهشت اند, اما در ایران حال شان بدتر است. چرا همیش قضاوت یک جانبه میکنید. والاسلام
    پروانی
  • مولوی تقی الدين تقوی - کابل  - مريض روانی نميتوان داکترشود

    توبه مرض عجب مبتلاهستی وخيلی تناقض ميگوی مثلادرحاليکه به نقش تخريبی پاکستان وايران وخليج درکشوراذعان ميکنی ناتوراهم اشغالگرميگوی اگرکشورتوقبل ازسقوط طالبان اشغال شده بودپس ناتوچطوراشغالگراست؟ واگرهردو اشغالگرباشنديعنی پاکستان وناتوپس کدام اخف الضررين است؟ چه تضمينی ميتوان دادکه بعدازخروج ناتوبارديگرپ اکستان مارا اشغال واسيرنکند؟ تودرقلب امريکاجلوس نموده وازکمک های دولتی ميخوری گناه نيست ولی وقتی دني ابه کمک مردم اسيرماشتافت کشوراشغال ميشود؟ اگربزعم تولبيی اشغال شده باشدپس قذافی چه ميکرد؟ گپ توروشنف کرنمای مزخرف مانندچرنديات خامنه ای است
    مشکل ديگرتواين است که هميشه ازخلافت اسلامی لاف ميزنی وعليه دمکرسی ميتازی همان دمکرسيی که خودت ازأن استفاده کرده ودرفضايش تنفس ميکنی ؟ ديگرهيچ کسی نيازندارد بشن ودکه توياملاعمردرباره خلافت وامارت وحاکميت اسلامی چه درفشانی ميکنيدتاريخ گواست که حاکميت اسلامی لبري زازجنايت ، غارت ، فقر، جهل ، مرض وتراژيدی ملی بوده است درتئوری چيزهايکه هميشه ازاسلام گفته شده کاملا درعمل فرق داشته است درست مانندکمونيزم زشت ترين چهره تاريخ همان چهره حاکميت دينی ازمسيحی تا اسلاميست به همين خاطربوده است امروزمادرخاورميانه وشمال افريقاشاهديم که مردم چه ميخواهند: أزادی ، عدالت ونظام دمکرتيک وپلوراليزم حتی رهبران گروه های اسلامی ديگرجرئت ندارندکه بگويندماحاکميت دينی ميخواهيم بلکه هم ه بايک صداحکومت مدنی ميگويندپس توچرا مردم افغانستان ازين دمکرسی ميخواهی محروم بسازی وبنام دين بازفاش يزم دينی وقومی راحاکم سازی درست است که امروزدرکشوردمکرسی نه بلکه انارشيزم است ولی بالاخره راه خودرام ردم خواهنديافت اگرتودرکابل چنين چرنديات رابگوی أنقدرمشت ولگدبخوری که ديگرنامت رافراموش خواهی کردچراک ه مردم حالاديگرخودميدانندکه چه کنندوکجابروند؟ شايدافتخارکنی که هاشيميان ازتونقل قول ميکندميگويندشاهد روباه دمش است
  • نعمان  - چرا همیش در مقابل رافضی ها خاموش استید؟؟؟
    آقای یونس
    شما که اینقدر مطیع و فرمانبردار رافضی ها استید, بگذارید ما به شما بگوییم که باداران قمی شم ا در این باره چه نظر داده اند. سعودی و افغانستان از یادتان میرود. این ویدیو را تماشا کنید و خود قضاو ت کنید که سعودی ها و افغانها در برابر خانم ها ظلم میکنند یا چوچه های خمینی شما.
    http://www.youtube.c om/watch?v=e3xeST5bTek
    نعمان از منامه, بحرین
    اگر طرفدار حق استید, لطفا نشر کنید
  • ابوسفیان
    سلام دوستان
    صحبت کردن آقای فرید یونس در باره مسایل اسلامی مانند این است که یک نرس عملیات قلب را اجر ا کند. واقعا متاسف ام که چنین اشخاصی در مورد دین و مذهب مینویسند در حالی که خود دارای هیچ نوع مدرک د رسی در شرعیات نمیاشند. مردم ما و وطن ما را تفسیر غلط اسلام توسط چنین ملاچه گک ها خراب و برباد کرد.
    ابوسفیان از بغلان
  • نعمان  - آدرس اشتباه بود
    سلام
    با عرض معذرت, بعد از نشر شدن پیام ام متوجه شدم که آدرسی که من در خدمت تان قرار دادم اشتباه بود, چرا که در بین c و o کلمه com اشتباها فاصله آمده بود. لطف کرده مرا عفو کنید و این بار آدرس صحیح را د ر خدمت دوستان قرار میدهم تا ببینید که استاد بزرگوار فرید یونس, ایت الله خمینی چه میگوید در باره زن و سن زن. حتما ببینید: http://www.youtube.com/watch?v=e3xeST5bTek
    نعمان از منامه, بحرین
  • ehsan_shafiqhotmail.com
    وهابی ها! وظیفه پیشوایتان محمد بن عبدلواهاب را خوب پیش میبرید
  • kaka  - kaka@yahoo.com
    you do not need a degree in Islamic law to teach or discuss issues. if this is true mullah would alr eady solved the problems. by the way by getting a degree you study you can do this at home too. you can not learn everything from university. Dr. Saheb has the right to discuss religious matter. do no t think that just mullah has the right to talk about religion. this means restriction of religion by one group. that is why Muslims never go ahead. because they think only mullah can talk and say th is shows ignorance of people who believes like this. like one Shepherd control the whole flock every body should be a Shepherd . most people criticism Dr. because of ethnic hatred in Afghanistan not di fference in ideas
  • Abu Sufiyan  - To my dear kaka jan
    Dear Kaka Jan
    I am from Baghlan, so I am not a pashtoon. It is wrong that only pashtoons critize Far id Younos. I am a tajik, but if a tajik says nonsense I will criticize him
    Abu Sufiyan from Baghlan
  • Abdul Qadeer

    Mr. Yonus,
    Thank you for trying to tell the truth without fearing the repercussions that might be co ming your way from those who have been keeping us and our religion in dark ages.
    I was hopping t hat you would take the time and comment on the stoning of the young couple that took place a year or so ago in Kuduz. As you I am sure heard the whole episode was blamed on Taliban, but the truth o f the matter is hat stoning is recommend in our faith, in Islam. You may not like it but Iran’s Aya tulahs not only allow it but practice it. We saw it very clearly that the whole action of stoning was carried out by the ordinary villagers , residents of the village. Only a few Talibs were superv ising it. Villagers may have been forced by Talibs to come to the gathering but no one can claim that they were forced to throw the stones. It was the ordinary residents of the village that threw t he stones in accordance to the teaching of our Holy Quran.
    How long are we going to blame Talibs fo r doing things that we all believe in. Why can't we admit that it is our own ignorance, why can't w e admit that teaching like this was good for 14 centuries ago. Why can't we talk about the true und erlying cause of our misfortune. What is it that make Talibans welcome in our towns and villages, wh y is it that a few of them can make the whole town stone a young couple who's only sin is to love ea ch other. Unless we start pointing to the true cause of this disease it will never go away. I was ho pping that you will tell the truth to us . Other TV programers like Zohra jaan, Semin Omar, Mujadadi saheb, Professor Seerat will be using the old saying “Islam ba zaate khod nadarad aybe, har aybe k e ast dar musulmani maast.” Do you agree with that saying? Does that mean stoning is not in Islam o nly the villagers and Ayatukhas are doing it?
    I would like you to give us your thoughts about this.
    Thank you
    Abdul Qadeer
  • ناشناس  - نخود و کشمش
    جناب دکتور محمد فرید یونس درود بر شما. درست بجا فرمودیدی، من میگوِیم کسی که در مقابل گفتاری شما مینو یسد و یا میخواهد خویش را مسلمان واقعی جلوه دهد هرگز یک انسان واقعی نه بلکه یک مرکب با جلودار صاحب آ ن پاکستان و یا ایران است. ما و هموطنان مان یک عمر خیانت و مذدوریت این افراد را دیده و و عقب گذاشتاند ه ایم و مطمینآ که نمیخواهیم آن را دوباره مکرارآ دید.

    یک فکاهی برای کسانیکه بسیار خود را خردمند و دلسوز اسلام پنداشته است:
    میگوید روزی کشمش رو به نخود کرد و گفت عجب چاک سینه داری.
    نخود به کشمش گ فت: باد بخورید که ده کونت چوب را زدند هنوز هم از چتی گویی نه افتادی

    هاهاهاهاهاهاهاها

    سلطان
  • ناشناس

    Mr. Yonus,
    Thank you for trying to tell the truth without fearing the repercussions that might be co ming your way from those who have been keeping us and our religion in dark ages.
    I was hopping t hat you would take the time and comment on the stoning of the young couple that took place a year or so ago in Kuduz. As you I am sure heard the whole episode was blamed on Taliban, but the truth o f the matter is hat stoning is recommend in our faith, in Islam. You may not like it but Iran’s Aya tulahs not only allow it but practice it. We saw it very clearly that the whole action of stoning was carried out by the ordinary villagers , residents of the village. Only a few Talibs were superv ising it. Villagers may have been forced by Talibs to come to the gathering but no one can claim that they were forced to throw the stones. It was the ordinary residents of the village that threw t he stones in accordance to the teaching of our Holy Quran.
    How long are we going to blame Talibs fo r doing things that we all believe in. Why can't we admit that it is our own ignorance, why can't w e admit that teaching like this was good for 14 centuries ago. Why can't we talk about the true und erlying cause of our misfortune. What is it that make Talibans welcome in our towns and villages, wh y is it that a few of them can make the whole town stone a young couple who's only sin is to love ea ch other. Unless we start pointing to the true cause of this disease it will never go away. I was ho pping that you will tell the truth to us . Other TV programers like Zohra jaan, Semin Omar, Mujadadi saheb, Professor Seerat will be using the old saying “Islam ba zaate khod nadarad aybe, har aybe k e ast dar musulmani maast.” Do you agree with that saying? Does that mean stoning is not in Islam o nly the villagers and Ayatukhas are doing it?
    I would like you to give us your thoughts about this
  • ناشناس




    ابوسفیان ! دین را به یک معمای غیر قابل حل و یا افسانه ی کوه قاف تبدل نکن که کسی آنرا نداند و دسترسی نداشته باشد . اگر دین چنین مشکل و مبهم باشد دیگر به درد انسانها نمی خورد .
    آقای ابوسفیان ! ر
    به نظر آدمی در سطح داکتر فرید یونس که تحصیل کرده ، روشنفکر و نخبه ی جامعه ی ما است در مورد دین و مذهب صحبت نکند په کسی این حق را دارد ؟ ملاعمر ؟ که هنوز به آدم تبدل نشده و دوران توحش خود را به عنوان حیوان م ا قبل تاریخ سپری می کند .
    ابوسفیان !
    دختر کوچک هفت و هشت ساله را به زنی گرفتن توسط یک مرد کلان که یک طفل است بر مبنای هیچ دین و آیینی درست نیست . حتا اگر چنین چیزی در زمان پیغمبر اتفاق افتاده باشد و یا کدام عالم دینی و امام مذهبی به آن فتوا داده باشد مسلمانان امروز ملزم به رعایت آن نیستند . اگر ای ن کار میان قبایل عرب رواج داشته باشد یک رواج وحشتناک قبیلوی است که در قرن بیست و یک آنرا به عنوان یک امر مذموم و جاهلانه باید نکوهش کرد . هر عمل و رواج قبایل عربی که در زمان جاهلیت وجود داشت و امروز ا ز سوی عرب های وحشی به نام سنت و دین خالص اسلام ارائه می شود دین نیست .
    ابوسفیان جان بغلانی !
    اسلام متشکل از دو بخش اعتقادی و عملی تشکیل شده است . مسایل اعتقادی هم بسیار مشخص است که در قرآن باید صراح ت داشته باشد که مسلمان به چه چه چیزی اعتقاد راسخ داشته باشد ؟
    مسایل اعتقادی غیر قابل تغیر است . مثل اً اعتقاد به وحدانیت خداوند ، پیامبران و معادا زاصول اعتقادی اسلام است که نمیتوان آنرا تغیر داد . شر ایط زمانی و مکانی نیز بروی آن تغیر نمی آورد .
    اما مسایل عملی در اسلام از مسایل عبادی تا معاملات اجت ماعی و اقتصادی و غیره قابل تغیر است . شرایط زمانی و مکانی بروی آن اثر میگذارد . همینکه یک فرد مسافر می شود روزه را میخورد و نماز را قصر میخواند ناشی از همین تغیر زمانی و مکانی است . فقه در اسلام متحرک است . قوانی فقهیی که علمای اسلامی در سده های پیشین بوجود آوردند اگر امروز قابل تطبیق نباشد باید تغی ر داد . شما نشنیدید که قرضاوی باری فتوا داد که زنان مسلمان در جوامع غیر اسلامی میتوانند چادر نداشته باشند و یا کشف حجاب کنند . به این دلیل که او گفت حکمت حجاب این است که زنان مسلمان در امنیت و حرمت به سر برند اگر چادر بر سر آنها این امنیت و حرمت شان را تهدید می کند این چادر را بردارند از لحاظ دینی ج واز دارد .
    تمام مسایل عملی اسلام بر مبنای شرایط زمانی و مکانی و منطبق بر عقلانیت انسانی که برای انس انها مفید باشد قابل تغیر و تعدیل است .
    جناب ابوسفیان !
    اسلام امتزاجی از فرهنگ های متفاوت انسانی است . وقتی اسلام آمد بخشی از رواج ها و سنت های قبایل عرب را تأیید کرد . همین روزه گرفتن ، حج ، ماه های حرام ، مهر زنان و غیره از آن زمان رواج بود . وقتی اسلام توسعه یافت تمام سنت ها و قوانین ادیان مختلف و تمدن های مختلف در آن نفوذ کرد . همین خلیفه ی دوم نظام حکومت و دفتر و دیوان را از ساسانی فارس تقلید کرد . اموی ها از بیزانس گرفتند . به همین گونه ادیان مسیحی ، یهودی ، زرتشتی ، هندو ، بودایی و غیره ب روی دین اسلام در سرزمین های مختلف تأثیرات خود را گذاشتند . اسلام نیز روی آنها تأثیر گذاشت .
    سید ابو سفیان !
    اگر تو این طور فکر کنی که امروز عرب های افراطی و سلفی میتوانند اسلام اصلی و دست نخورده را م عرفی کنند و تنها برداشت و تفسیر آنها از اسلام حق است و ا زدیگران باطل ، یک فکر غلط است .
    اول اینکه در منابع اسلام و در نصوص اسلامی تضاد و تناقض وجود دارد . لکم دینکم ولی یدین
    و قاتلوهم حتی لا تکون ف تنه
    به کدام این دو آیه عمل می کنی ؟
    دوم اینکه تفسیر و تحلیل علمای اسلامی و رهبران مذاهب از نصوص مت فاوت و متناقض است . این امر مانع آن میشود که یک اسلام واحد ارائه شود .
    سوم اینکه بسیاری از اختلافات تاریخی مسلمانان اختلاف سیاسی بر سر قدرت است . و تنها از دین به عنوان ابزار توجیه و حقانیت آن استفاده میشود .
    ببنید، جنگ های دوران خلیفه ی چهارم و امام اول شیعان (علی) بر سر چه بود ؟ دو قبیله ی عرب بن ی هاشم و بنی امیه بر سر کسب قدرت با هم جنگیدند . فارس یا ایرانی ها که از سوی عرب ها شکست خوردند و تح قیر شده بودند و از سوی دیگر اموی ها تبعیض عربی را ایجاد کردند و نظام اپارتاید بوجود آوردند با مخالفت فارس و خراسان رو برو شدند و حمایت از قبیله ی بنی هاشم ( عباسی ها و علوی ) را در دستور کار قرار دادن د تا از شر اموی خلاص شوند . بعد ها صفوی ها برای احیای دولت مستقل و مقتدر در امپراتوری فارس کهن در بر ابر عثمانی های که سنی بودند شیعه را ابزار مذهبی ساختند و ایران را با شمشیر شیعه ساختند و پس از سقوط دولت ساسانی فارس اولین دولت مستقل را بوجود آوردند . دیگر این همه اختلافات مذهبی و توجیه و تحلیل به ن ام های شیعه و سنی و غیره مزخرفاتی بیش نیست .
    جناب ابو سفیان !
    دین را بگذار که به عنوان اعتقادات فرد ی آدم ها د رحوزه فرهنگ و اخلاقیات
    باقی باشد و آنرا وسیله ی کشمکش و خصومت و نفرت آدمی مبدل نکن . چون برداشت و تفسیر از دین متفاوت است و این تفاوت مایه دشمنی و نفرت آدم ها میشود .زیرا هر کدام برداشت خو د را یا از مذهب و امام خود را حق و دیگر را باطل میداند .
    امروز قوانین زندگی د رعرصه های های مختلف ح یات انسانی با عقلانیت و علم تدوین و تنظیم می شود . اگر سن هژده سالگی برای دختران سن قانونی ازداوج اس ت نمی توان یک مرد 60 ساله با دختر هفت ساله ازدواج کند به این دلیل که در اسلام این مجاز است و یا کدام عرب چنین کرده است . این در قرن 21 وحشت و بربریت است . اگر چه این کار میان مسلمانان و غیرمسلمانان ان جام شود وحشت است .
  • ناشناس
    اقای فرید یونس سال دو سه بار در این سایت یک پف میکند و شما این بیچاره را توسط نظریات تان مانند چلوصا ف غار غار میکنید. بانید که این مظلوم پف خود را بکند. دیگر چیزی را خو یاد ندارد و فقط همین پف برایش م انده. لطفا در آینده ریشخند اش نکنید.
    چارلی
  • احمد نو اندیش  - بخاطر مراعات آزادی بیان خواهش می کنم تا مطلب مرا س
    بنده می خواهم خلص عرض نمایم اینکه: دین اسلام یک دین پیشرفته در دوران خودش( 1400 سال پیش) ولی یک دین عقب مانده در دوران معاصر است. ارزش های آنزمان را نمیتوان امروز ارزش دانست زیرا جامعه بشری رو به تکا مل می نهد. مثلاً بی سواد بودن در همان زمان یک ارزش برای خودش بود چنانچه امروز هم در زندگی قبایلی مرد م ما این ارزش دیده می شود و فقط اطاعت محض از بزرگان است که شخص را به صراط المستقیم هدایت میکند. روی همین ملحوظ حضرت محمد هم یک شخص بی سواد بود. بعداً که جوامع اسلامی با جوامع مدرن غربی روبرو شدند بخاط ر اینکه پیش جوامع علم گرای غربی کم نیایند این حدیث را جعل کردند که گویا طلب علم بر مرد و زن مسلمان ف رض است یا اینکه " علم را اگر در چین هم باشد بیاموزید" در حالیکه این احادیث مطلقاً به پیامبر منصوب نمی شود. آیا امکان دارد یک شخصی که خودش بی سواد باشد دیگران را به فراگرفتن علم و دانش فراخوان د؟؟
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

آخرین به روز رسانی در چهارشنبه ، 9 شهریور 1390 ، 15:38
 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 333

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

پـــــارســـــی

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 351 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.